باغ‌های سالم و خرم را صلح طلبی می‌خشکاند

الیزر یودکوسکی

۲۱ آوریل ۲۰۰۹

ترجمه ضیاء صدر ۱۶ ژانویه ۲۰۲۱

F97C 4797 7F2E B716

جامعه‌های خوب آنلاین در درجه اول با امتناع به دفاع از خود از بین‌ می‌روند.

این اتفاق، همین حالا، جایی در گستره‌ی بی‌انتهای اینترنت در حال رخ دادن است. این فضا، روزگاری باغی برای بحث‌های هوشمندانه و مترقی بود. جایی که افراد باسواد و مشتاق به آن رجوع می‌کردند. افرادی که سطح بالای گفت‌وگوها آنها را جذب می‌کرد. اما زمانی می‌رسد که، احمقی وارد این باغ می‌شود. و سطح گفت‌وگوها قدری و یا بیشتر از قدری (اگر آن احمق آدم فعالی در زمینه پست گذاشتن باشد) پایین می‌آید. مسئله از جایی بدتر می‌شود که احمق مذکور در بیان افکارش آنقدر مهارت داشته باشد که ساکنین پیشین باغ وادار به واکنش شوند و بخواهند کج فهمی‌های احمق را تصحیح کنند. از اینجا به بعد دیگر احمق سوار بر گفت‌و‌گوها می‌شود و سکان همه چیز را به دست می‌گیرد.

حالا دیگر باغ آلوده شده. و بازی کردن در آن کمتر سرگرم کننده است. ساکنین پیشین باغ که پیش از ورود احمق روی این جامعه باغ سرمایه گذاری کرده بودند به حضور خود ادامه می‌دهند. با این وجود، بسته به میزان آلودگی، اشتیاق آنها برای تزریق خون تازه بر پیکره‌ی باغ کاهش پیدا خواهد کرد. و اگر افراد جدیدی هم ملحق شوند، کیفیت آنها هم نسبت به قبل پایین آمده است.

کمی بعد، احمق دیگری به باغ می‌پیوندد. و دو احمق شروع به گفت‌و‌گو می‌کنند. در این لحظه، تعدادی از اعضای قدیمی که استانداردهای بالاتری دارند و بهترین فرصت‌ها خارج از باغ در انتظارشان است، آنجا را ترک می‌کنند.

من آنقدر سنم قد می‌دهد که شبکه USENET را که حالا دیگر فراموش شده به یاد بیاورم. هرچند آن وقت‌ها سنم خیلی کم بود. برخلاف اولین اینترنت که روزگاری دور در آن سپتامبر ابدی از دنیا رفت، این روزها همیشه چندین راه برای حذف محتوای ناخواسته وجود دارد. اول باید از اسپم برای این مسئله تشکر کنیم. اسپمی که آنقدر بد است که هیچ کس از آن دفاع نمی کند و البته آنقدر پرکار که هیچ کس نمی‌تواند نادیده‌اش بگیرد؛ چرا که در نهایت وجود دکمه بن ضروری است.

وقتی احمق ها تهاجم خود را آغاز می‌کنند، برخی از جامعه‌های آنلاین معمولا خود را بهتر از آن می‌دانند که از قابلیت بن کردن… آه .. برای سانسور کردن استفاده کنند.

البته، هر کسی که در محیط آکادمیک رشد کرده باشد، به خوبی می‌داند سانسور گناه بزرگی است. محیط آکادمیک همان باغ‌هایی است که دور تا دورش را دیوار کشیده‌اند و ورودی‌اش هزاران هزار دلار خرج برمی‌دارد؛ همان محیطی که دانشجویانش از نمره‌های اساتیدش وحشت دارند؛ جایی که اگر سرایدار ناخواسته وسط جلسه‌ای حرفی بزند، آسمان به زمین می‌آید.

زمانی که افراد در باغی که شب و روز مراقبش هستند، زندگی می‌کند، خیلی طبیعی است که در مورد بدی‌های سانسور ساده‌لوحانه فکر کند. مثل این است که مرزهای کشوری پر از سربازان مسلح و شهر محل سکونتش پر از پلیس باشد و آن وقت کسی ساده لوحانه در مورد فضائلی همچون صلح‌طلبی بی‌قید و شرط حرف بزند. تا زمانی که افرادی مشغول مراقبت هستند، رفتار درستکار مابانه چنین شخصی هزینه‌ای برایش نخواهد داشت.

اما در جامعه‌های آنلاین نمی‌توان انتظار داشت که مراقبان بی‌اعتنایی کنند و همچنان به انجام وظیفه ادامه دهند. جامعه‌های آنلاین در واقع بهای پاک‌بودنشان را می‌پردازند.

در ابتدا که جامعه آنلاین در مسیر رونق است، سانسور کردن وحشتناک و غیرضروری به نظر می‌رسد.

“هنوز هم اوضاع خوب پیش می‌رود”

“شخصی احمق است، توجه نکنید”

“اگر نتوانیم یک احمق ساده را تحمل کنیم، پس لابد تاب و تحمل هیچ چیزی را نداریم”

کسی چه می‌داند، شاید احمق خسته شود و خودش برود پی کارش؛ بدون اینکه نیازی به سانسور باشد. و اگر عضویت در این گروه یا جامعه دیگر مثل قبل سرگرم کننده نیست، سرگرمی به تنهایی دلیل موجهی برای..آه..سانسور نیست. همانطور که بیزاری از ظاهر کسی دلیل خوبی برای پایین آوردن دک و پوزش نخواهد بود.

(البته باید به این نکته نیز توجه داشت که پیوستن به جامعه‌های آنلاین، یک فرآیند کاملا داوطلبانه است. و اگر اعضای احتمالی جدید از قیافه‌تان خوششان نیاید، در وهله اول اصلا ملحق نمی‌شوند.)

در نهایت، چه کسی سانسورکننده خواهد بود؟ به چه کسی می‌شود برای اعطای چنین قدرتی اعتماد کرد؟

آدم‌های زیادی در هر جامعه وجود دارند؛ در همان باغ‌هایی که به خوبی از آنها مراقبت می‌شود. اما اگر باغ برای یک ذره هم که شده دچار چنددستگی باشد یا که جناح‌هایی مختلف در این باغ حضور داشته باشند. در حضور این اشخاص هر تلاشی برای دفاع از این جامعه ممکن است نوعی کودتا تلقی شود. چرا که سیاست‌های داخلی جامعه آنلاین معمولا مسئله‌ی بسیار مهم‌تری نسبت به تجاوز هرزگویان به این جامعه است. این دسته از اعضا کودتایی در پیش می‌بینند و با خود می‌گویند این کیست که جرأت می کند خودش را به عنوان قاضی و جلاد منصوب کند؟ آیا چنین افرادی فکر می‌کنند مالکیتشان بر سرور به معنای مالکیتشان بر اعضا است؟ مالکیتشان بر جامعه ما؟ آیا آنها می‌پندارند که در کنترل داشتن مخزن کد، دلیل خدا بودنشان است؟

این را هم اضافه کنم که ممکن است اشخاص دیگری را نیز با خود همصدا کنند. نمونه آن اعضایی که به مدیر (ادمین یا مودریتور) یا هر کسی که بالقوه اختیار دکمه بن در دستش است، اعتماد ندارند اما در این جامعه آنلاین ساکن هستند.

باید اعتراف کنم که مدت‌ها اصلا نمی‌فهمیدم چرا جامعه‌های آنلاین برای دفاع از خود اینقدر مشکل دارند. فکر می‌کردم تنها به دلیل ساده‌لوحی محض است. به ذهنم هم خطور نمی‌کرد که این مشکلات به خاطر غریزه‌ی برابری‌طلبی اعضا برای جلوگیری از قدرت یافتن بیش از حد راهبران و سرکرده‌های جامعه است «هیچ کدام از ما از دیگری بزرگ‌تر نیست. همگی مرد هستیم و می توانیم بجنگیم. من می‌روم تیرهایم را آماده کنم » این حرف های یک قبیله‌ی شکارچی است که اسمش را فراموش کرده‌ام. (از آنجا که در میان انسان‌ها، برخلاف شامپانزه‌ها، داشتن سلاح عامل برابری است—به نظر می‌رسد که عنوان رئیس قبیله اختراع دوران کشاورزی باشد؛ دورانی که افراد دیگر مانند گذشته نمی‌توانستند همه چیز را به راحتی بگذارند و بروند.

این حرف ها شاید به این خاطر باشد که من در فضای اینترنت در جاهایی بزرگ شده‌ام که همواره یک مدیر سرور وجود داشت. بنابراین پیش فرض ذهنی‌ام این است که هر کسی که سرور را اداره می‌کند، باید مسئولیت‌های خاصی داشته باشد. شاید هم به صورت حسی دریافته‌ام که نقطه‌ی مقابل سانسور، فضای دانشگاه نیست بلکه شبکه‌ی  4chan است (که یادآوری می‌کنم فورچان هم بالاخره مکانیسم‌هایی برای جلوگیری از اسپم دارد). شاید هم همه این حرف ها برای این باشد که من در آن فضای پهناور بزرگ شده‌ام. جایی که تنها آزادی‌ای که اهمیت داشت، آزادی در انتخاب باغی درست‌و‌حسابی بود، باغی که از آن خوشتان بیاید و متقابلا از شما نیز خوشش بیاید. درست مثل اینکه آدم کشوری با قوانین دلخواهش پیدا کند. و شاید به این خاطر که فکر می‌کردم اگر کسی از جادوگر اعظم (مدیر) خوشش نیاید، کاری که باید بکند این است که همه چیز را بگذارد و برود (ماجرایی که یک بار برای خودم اتفاق افتاد و من واقعاً گذاشتم و رفتم).

و شاید به این دلیل باشد که اغلب اوقات خودم کسی بوده‌ام که سرور را اداره می‌کرده. اما من ثابت قدم هستم، همیشه نفر اول در حمایت از مدیران (مودریتورها/ادمین‌ها) بوده‌ام؛ حتی وقتی که سیاست داخلی‌شان برخلاف عقاید من بوده. من به خوبی می‌دانم وقتی یک جامعه آنلاین مدیرانش را زیر سوال می‌برد چه اتفاقی می‌افتد. هر رقیب یا مخالف من که از اعضای جامعه باشد، و به حدی محبوبیت داشته باشد که خطرناک باشد، احتمالا از زمره اشخاصی نیست که از این قدرت سانسور کردن سوءاستفاده کند. و وقتی چنین آدم‌هایی کلاه مدیریت را بر سر می‌گذارند، به صراحت از آنها حمایت می‌کنم؛ چرا که این‌ها به ترغیب نیاز دارند، نه به محدود کردن و بازداشته شدن. افرادی که در فضای دانشگاه بزرگ شده‌اند، به هیچ وجه نمی‌توانند این مسئله را درک کنند که دیوارهایی که به هر کسی اجازه ورود نمی‌دهد چقدر محکم و قوی هستند؛ دیوارهایی که مانع از ورود ترول‌ها به باغ زیبای «آزادی بیان» شان می‌شوند.

هر جامعه‌ای که واقعا مدیرانش را زیر سوال ببرد، جامعه‌ای که مدیرانش واقعا به شکل جدی سوءاستفاده گر باشند، احتمالا ارزش نجات دادن ندارد. اما تا جایی که من میبینم، همین دیدگاه نیز با سرزنش همراه است تا سعی به درک واقعیت آن.

باری به هر جهت، تا همین اواخر به این مسئله که غرایز داوطلبانه (غرایزی که می‌خواهند مانع از اعمال قدرت راهبران شوند) باعث خشکانیدن این باغ‌ها و مرگ و نابودی جامعه‌های آنلاین می‌شود، پی نبرده بودم. این اتفاق وقتی افتاد که داشتم نظرات مردم را در Less Wrong (م. وبلاگ نویسنده) می‌خواندم. هرچند یادم نمی‌آید کدام نظر خاص بود که مرا به این آگاهی رساند.

البته من بارها شاهد این اتفاق بوده‌ام. و هر بار مدیران را ترغیب و حمایت کرده‌ام؛ خواه آدم‌هایی بوده‌اند که ازشان خوشم می‌آمده یا خیر. و البته مدیران هر دفعه آنقدر مفید عمل نمی‌کردند که مانع از فروپاشی و ویرانی تدریجی جامعه خود شوند. چرا که بیش از حد متواضع بودند و به اعمال قدرت خودشان شک می‌کردند، حتی بیشتر از آن چیزی که من به عنوان یک عضو، به نحوه اعمال قدرت شک می‌کردم. جامعه‌‌ای داشتند به صورت یک دورهمی عقل‌گرایانه و خردمندانه ولی سومین گناهی که همواره دامن عقل‌گرایان را می‌گیرد عدم اعتماد به نفس است. (م. عدد سومین اشاره به مقاله دیگری از نوشته‌های نویسنده دارد)

و آن هم برای اینترنت! که هرکس بخواهد می‌تواند وارد و یا از آن خارج شود. یک جامعه آنلاین برای زنده ماندن نیاز دارد سرگرم کننده بماند. منتظر آخرین چاره‌ی مطلق آشکار و غیرقابل انکار ماندن—درست مثل این است که آدم آنقدر صبر کند که شخصی مانند یک افسر پلیس قبل از شلیک کردن صبر می‌کند—اینکه آدم وجدان خود و فضایلی که آموخته را درون قلعه‌ای با دیوارهای بلند محبوس کند و آنقدر منتظر بماند که از درست یا غلط بودن تصمیم خود اطمینان حاصل کند تا از هیچ نگاه پرسشگری نترسد— این امر چیزی نیست مگر بیش از حد منتظر ماندن. دیر اقدام کردن و خشکیدن باغ!

من دیده‌ام که جامعه‌های آنلاین عقل‌گرا به خاطر اعتماد خیلی کم به مدیران (ادمین‌ها، مودریتورها) از بین رفته اند.

البته این اتفاق‌ها هیچ وقت کارما نبوده‌اند.

اینجا شما تنها نیاز دارید به خودتان اعتماد داشته باشید.

این نقل قول که می‌گوید: «خودت را باور نکن! تنها باور کن که من به تو ایمان دارم!» برای این مساله مناسب به نظر می‌رسد.

از آنجا که با تمام وجودم معتقدم اگر نظری که بی‌کیفیت به نظر می‌رسد را می‌خواهید دیسلایک یا downvote کنید و در عین حال دریغ می‌کنید و به این فکر می‌کنید که نکند من صرفا این کار را به این خاطر که با نتیجه گیری‌اش مخالفم و یا از کسی که کامنت گذاشته خوشم نمی‌آید و یا اینکه نگران این باشید که کسی که رفتار شما را آنجا می‌بیند ممکن است شما را به تفکر گله‌ای، یک جانبه‌نگری و یا سانسور محکوم کند؛ باید بهتان بگویم که نه بار از هر ده بار، حاضرم شرط ببندم، از هر ده بار، حداقل نه بار آن کامنت مذکور یک حرف آبکی و بی‌کیفیت است.

گزینه‌ی downvote را دارید. پس از آن استفاده کنید. و یا به تاریخ بپیوندید.

پایان

یادداشت مترجم: این متن را اولین بار در ابتدای فعالیتم در جامعه‌های آنلاین مرتبط به بیتکوین در بخش منابع صفحه‌ی سابردیت r/bitcoin خواندم. تصویری که الیزر در این متن ارائه می‌کند تصویری بسیار دقیق از پیش‌رفت و حرکت جامعه‌های آنلاین (چه بیتکوین باشد و چه نرم‌افزار آزاد و رمزنگاری و غیره) است. هدف من از ترجمه و انتشار این متن، پیش‌رفت ارتباط و تعامل اعضای کامیونیتی‌ (باغی) است که من آن‌ را سالهاست که زیبا و سرگرم کننده می‌بینم.

این متن به هدف استفاده در گروه تلگرامی سیمرغ، وبلاگ مترجم و انتشار در مخزن منابع فارسی بیتکوین bitcoind.me آماده شده است. هرگونه استفاده از این متن و انتشار آن برای همگان آزاد و بلامانع است. امید می‌رود که این ترجمه کمکی ناچیز به رشد جوامع آنلاین فارسی در هر حوزه‌ی فعالیتی باشد.

لینک متن اصلی

https://www.lesswrong.com/posts/tscc3e5eujrsEeFN4/well-kept-gardens-die-by-pacifism

لینک مترجم

بیتکوین برای خروج از انزوای مالی، تورم و پرداخت‌های بدون مرز

این مطلب مجموعه‌ای از توییت‌های الکس گلدستین در پاسخ به روزنامه‌نگار اقتصادی فلیکس سالمن است

ترجمه: ضیاء صدر در تاریخ ۱۶ ژانویه ۲۰۲۱

فلیکس: بیتکوین یک طرح پانزی کامل است، خصوصا به این دلیل که پولی وارد آن نمی‌شود و ارزش ذاتی ندارد. بیتکوین تنها ابزاری برای حدس و گمان قیمت است.

الکس در پاسخ به فلیکس:

شما نیز شخصی از قشر مرفه خبرنگاران غربی هستید که چشم‌هایتان را بر این واقعیت بسته‌اید که میلیون‌ها شخص در سرتاسر جهان به استفاده از بیتکوین برای فرار از تورم شدید، هزینه‌های گزاف انتقال پول، حساب‌های بانکی مسدود شده، تحریم‌ها و خروج از انزوای مالی استفاده می‌کنند.

شاید بهتر است نگاهی به ژورنالیسم در نیجریه بندازید تا اطلاعاتی کسب کنید؟

https://www.stearsng.com/premium/article/bitcoin-explained-nigerians-move-beyond-fiat-currency

فلیکس: آیا اطلاعات و آمار تجربی در مورد این استفاده ها از بیتکوین دارید؟

الکس: بله

(در ادامه لیستی از آمار و اطلاعات در این خصوص ارائه می‌شود)

۱. در BYSOL که یک سازمان حقوق بشر مردمی در بلاروس است، به ارزش بیش از 500 هزار دلار  بیتکوین، به صورت شخص به  شخص (بدون نیاز به بانک‌ها و موسسات مالی) به کارگران بلاروسی در حال اعتصاب انتقال داده شد. این انتقال پول به گونه‌ای صورت گرفت که حکومت سرکوبگر بلاروس نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد. (همان‌طور که اطلاع دارید) حساب بانکی فعالان یا معترضان در چنین حکومت‌هایی مسدود می‌شوند.

۲. در اکتبر سال جاری، یک ائتلاف فمینیستی در نیجریه (به ارزش) ده‌ها هزار دلار، بیتکوین از طریق (نرم افزار) BTCPayserver دریافت کرد. این ائتلاف فمینیستی در حمایت از دموکراسی در تظاهرات EndSars مشارکت می‌کرد اما حساب بانکی آن‌ها بارها مسدود شده بود. جک دورسی مدیر توییتر نیز برای فراگیر شدن و بیشتر دیده‌شدن این جنبش کمک کرد.

۳. سازمان‌های بسیاری در هنگ کنگ با اتهام حمایت از موضوعات مرتبط به حقوق بشر تحت بازجویی مالی قرار گرفتند و حساب برخی نیز مسدود شد. تیم @HKFP (نشریه آزاد هنگ کنگ) نیز با این مشکل روبرو شد و جامعه محلی بیتکوینر هنگ کنگ به این نشریه کمک کرد تا نرم افزار BTCPayServer را راه اندازی کنند. اکنون می‌توانند بدون نگرانی، حمایت‌های مالی دریافت کنند.

۴. الکسی ناوالنی (فعال سیاسی علیه پوتین و فساد در روسیه) به ارزش میلیون‌ها دلار حمایت مالی توسط بیتکوین دریافت کرد. اکوسیستم مالی در روسیه نسبت به این نوع حمایت‌ها به شدت غیرمساعد است. همچنین گروه الکسی اشاره کرد که استفاده از بیتکوین، امنیت و اطمینان بیشتری برای در دسترس ماندن حساب‌های بانکی آن‌ها ایجاد کرده. این پدیده بسیار مهم است!

۵. افراد بی‌شماری از ونزوئلا به سایر کشور ها فرار (مهاجرت) می‌کنند و دارایی‌هایشان را به صورت بیتکوین نگه‌داری می‌کنند. درگذشته شرایط بسیار دشوار بود و به دلیل سرقت، مهاجران مجبور بودند فقط اقلامی که ارزش مالی ندارند را همراه خود حمل کنند.

۶. ارتباط مالی ایرانی‌ها با جهان کاملا غیرممکن است. ایرانی‌ها می‌توانند با استفاده از بیتکوین از خانواده‌های خود مبالغی دریافت کنند یا برای خانواده‌هایشان مبالغی را ارسال کنند. همچنین درآمد خود را (نه با ریال فاجعه‌آمیز بلکه) با بیتکوین ذخیره ‌کنند و در صورت نیاز به پول فیات، از طریق بازارهای شخص به شخص بیتکوین را به سرعت به پول فیات تبدیل کنند.

۷. چطور از وضعیت نظارت مالی که در چین وجود داد می‌توان فرار کرد؟ بسیاری از خانواده‌ها با بیتکوین این کار را می‌کنند. مطمئنا حکومت چین بر این نیز نظارت می‌کند ولی نمی‌تواند جلوی مبادلات شهروندان را در این سیستم مالی موازی بگیرد.

۸. فلسطینی‌ها، آرژانتینی‌ها، لبنان، سوئد و از فیلیپین نیز دیگر مردمانی هستند که بیتکوین را بسیار مفید می‌دانند. می‌توانم همین طور ادامه دهم. این اتفاق افتاده است، بیتکوین پدیده‌ای جهانی است و واقعا عجیب است که چرا تا کنون آن را نادیده گرفته‌ای!

۹. داده‌ها و آمار چه می‌گویند؟ مت آلبورگ و وبسایت Usefultulips را حتما دنبال داشته باشید. به خصوص در رابطه با آمریکای جنوبی و آفریقا. در لینک مقاله زیر درباره چگونگی انتقال صدها میلیون دلار  به داخل یا خارج از ونزئلا از طریق بیتکوین می‌توانید مطالعه کنید

لینک مقاله

۱۰. در این توییت خالق یکی از مشهور ترین کیف‌پول‌های موبایلی بیت‌کوین (بلو والت) را می‌بینید، که در آن تنوع کاربران کیف پول در جهان را نشان می‌دهد:

توییت نونو کوئلو

          رشد کاربران سالانه بلو والت از هر کشور

                   اعداد به درصد نوشته شده‌اند

  • لبنان ۱۳۰۰ درصد
  • کوبا ۱۲۱۷
  • تایلند ۴۲۳
  • نیجریه ۳۰۰
  • آفریقای جنوبی ۲۳۵
  • غنا ۲۰۹
  • نامیبیا ۱۹۷
  • فیلیپین ۱۶۳
  • ونزوئلا ۱۴۶
  • پاکستان ۱۲۲

۱۱. مقاله‌ای که در اولین توییتم به اشتراک گذاشتم  مربوط به یک نشریه اقتصادی نیجریه‌ای بود و نمودار‌ها نشان دهنده افزایش چشمگیر استفاده از بیتکوین در این کشور هستند:

مقاله

۱۲. در اینجا نیز برخی واقعیت‌ها را ذکر می‌کنم که به ما در فهم مقدار استفاده از بیتکوین در جهان کمک می‌کنند: مقدار بیتکوینی که روزانه در ونزوئلا ترید می‌شود، نسبت به بازار بورس این کشور بیشتر است. در آرژانتین و فیلیپین کوچکترین واحد پولی آنها ارزشی کمتر از یک ساتوشی دارد. یک ساتوشی کوچکترین واحد بیتکوین است (100 میلیون ساتوشی = ۱ بیتکوین)

۱۳. لی کوئن  داستان‌ها و مصاحبه‌های زیادی را با کاربران بیتکوین به خصوص در خاورمیانه منتشر کرده است که واقعا مفید هستند. لینک زیر یکی از نمونه های جالب است:

https://www.coindesk.com/crypto-gaza-west-bank-bitcoin-palestine

۱۴. من خیلی به امور تجاری نپرداخته‌ام، اما به عنوان مثال در کریدور تجاری نیجریه-چین شاهد رشد استفاده از بیتکوین بین طرفین هستیم:

https://www.coindesk.com/nigeria-using-bitcoin-trade-with-china

۱۵. قبل از هر چیز، ذات ساده و کم محدودیت استفاده از بیتکوین واقعا کافی است. من میتوانم از طریق تلفن همراه خود هر مقدار بیتکوینی را به هر کسی که میخواهم در هر نقطه‌ای از جهان بفرستم. نه به شناسه ای نیاز است، نه امکان سانسور شدن وجود دارد، نه مجوزی از مرجعی نیاز است. و امروزه  بیتکوین تقریبا…۱۶. در سراسر جهان وجود دارد (کافی‌ است نگاهی به بازار لوکال بیتکوینز بیندازید). نسبت به پنج سال قبل، بیتکوین بیشتر در سطح جهان به کار می‌رود، چه به عنوان مکانیزمی برای ذخیره پول یا به عنوان یک ابزار پرداخت بدون محدودیت‌های مرزی. بیتکوین یک پول آزاد است.

۱۷. من واقعا خوشحالم که در پاسخ به سوالات شما کمک کنم، یا منابعی را در این باره جمع آوری کنم و مصاحبه هایی را برای مطالعه شما ترتیب دهم. من تلاش میکنم صادقانه بگویم، به نظرم شما (خطاب به فلیکس) از اغلب این موارد اطلاع ندارید.

۱۸. محض اطلاع  کسانی که به  “میلیون ها”  در توییت اصلی من شک داشتند: در نیجریه 1.2 میلیون کاربر فقط در یک پلتفرم ترید ثبت نام کرده‌اند. توجه کنید نیجریه کشوری است که بیشترین نوع انتقالات مالی در آن به صورت حواله و انتقالات شخص به شخص است.

https://qz.com/africa/1947769/nigeria-is-the-second-largest-bitcoin-market-after-the-us/

لینک رشته‌توییت

غثشا

بیتکوین و آزادی

نوشته الکس گلدستین
در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۸
الکس گلدستین مدیر ارشد موسسه حقوق بشر HRF است

ترجمه: ضیاء صدر
در تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۲۱

در شهر مرزی کوکوتا، پناهندگان ونزوئلایی به سمت کلمبیا سرازیر می‌شوند و به دنبال غذایی برای سیر کردن خانواده‌شان می‌گردند. تورم بالایی که سالها وجود داشته و بیش از یک میلیون درصد تخمین زده شده؛ بولیوار را به کاغذ باطله تبدیل کرده است. بیش از سه میلیون ونزوئلایی از سال ۲۰۱۴ تاکنون از آنجا گریخته‌اند و هر روز ۵۵۰۰ نفر از کشور خارج می‌شوند. براساس اعلام سازمان ملل این مهاجرت‌ در مقیاس مهاجرت‌های صورت گرفته از کشور سوریه است و یکی از بدترین بحران‌های پناهندگی در جهان است. ونزوئلایی‌ها، ناامید و آسیب‌پذیر، بی هیچ متعلقاتی، از کشورشان فرار می‌کنند.

ونزوئلایی‌ها در استبداد زندگی می‌کنند، راهی برای اصلاح سیاست‌هایی که اقتصاد آنها را نابود کرده است ندارند، نمی‌توانند بدون ترس از مجازات، از طریق انتخابات آزاد و عادلانه، یا مبارزه، حاکمان خود را انتخاب کرده یا تغییر دهند، ساعت‌های طولانی در صف مواد غذایی ضروری و دارو می ایستند و نظاره‌گر نابود شدن پس اندازهایشان هستند؛ به نظر می‌رسد که راه دیگری ندارند.

اما نوآوری در چنین شرایط بحرانی به کمک می‌آید. امروزه ونزوئلایی‌ها برای جلوگیری از وضعیت ابرتورمی و محدودیت‌ها، نظارت و کنترل مالی، از بیتکوین استفاده می‌کنند. گمانه‌زنی‌ قیمت، کلاه‌برداری و طمع در صنعت کریپتوکارنسی، پتانسیل آزادی‌بخشی اختراع ساتوشی ناکاموتو را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. برای مردمی که در حکومت‌های استبدادی زندگی می‌کنند؛ بیتکوین می‌تواند یک ابزار مالی ارزشمند و مقاوم در برابر سانسور برای مبادله باشد.

مساله‌‌ای مانند انتقال پول را در نظر بگیرید؛ رژیم ونزوئلا بعد از نابود کردن اقتصاد داخلی، اکنون هر پولی که از خارج از کشور انتقال پیدا کند را از آن خود می‌کند. قوانین جدید رژیم، ونزوئلایی‌ها را وادار می‌کند که برای انجام تراکنش‌های خارجی به بانک‌های محلی مراجعه کنند و بانک ها را ملزم می‌کند تا اطلاعات منشا مالی افراد و خرج شدن‌ این پول را افشا کنند. طبق گفته‌ الخاندرو ماکادو(Alejandro Machado) محقق رمزارزها در Open Money Initiative ، انتقال وجه بانکی از ایالات متحده هزینه‌ تبدیل ۵۶ درصدی از دلار به بولیوار دارد و ممکن است تا چند هفته هم زمان ببرد. اخیرا بانک‌های ونزوئلایی با فشار دولت، از دسترسی افراد با آدرس IP های خارجی به حساب های آنلاین جلوگیری میکند. برای دور زدن این بروکراسی بعضی از ونزوئلایی ها شروع به دریافت بیتکوین از بستگان خود در خارج از کشور کرده‌اند. در حال حاضر این امکان فراهم است که به بستگانتان پیغامی بفرستید و تقاضای بیتکوین کنید و بعد از چند دقیقه با کارمزد کمی آن را دریافت کنید. با این کار دولت نمی‌تواند محدودیتی وضع کند. چرا که بیتکوین از طریق بانک یا هیچ شخص سومی نمی‌گذرد و مستقیما از شخصی به شخص دیگر وارد کیف‌پول شما در گوشی تلفن همراه می‌شود. سپس شما به راحتی می‌توانید بیتکوین خود را از طریق صرافی‌های محلی با پول فیات مبادله کنید و یا روی یک فلش(یا حتی فقط با به خاطر سپردن عبارت‌های بازیابی) ذخیره کرده و با کنترل کامل پس‌انداز خود از ونزوئلا مهاجرت کنید(یادداشت مترجم: نگهداری بیتکوین روی حافظه فلش یا به حافظه سپردن کلمات بازیابی آن روشی بسیار غیرامن می‌باشد و این راهکارها توصیه نمی‌شوند). روش رایج دیگر این است که پول خانواده خود را به بانکی در کلمبیا منتقل کنید، از مرز خارج شوید تا پول را برداشت کنید. سپس با پول نقد به ونزوئلا برگردید؛ که این روش زمان زیادی می‌برد، هزینه بیشتری دارد و نسبت به بیتکوین خطرات بیشتری دارد.

ونزوئلا تنها جایی نیست که افراد می‌توانند از بیتکوین به عنوان روش خارج شدن از سیستم استفاده کنند. در زیمباوه، رابرت موگابه مقدار زیادی پول نقد چاپ کرد و تورم ناشی از آن، پس‌انداز اشخاص را به کاغذهایی بی‌ارزش تبدیل کرد اما با استفاده از بیتکوین امکان چاپ بیشتر بیتکوین وجود ندارد. در چین، شی‌جین پینگ میتواند تمام تراکنش های شما را در AliPay و WePay رصد کند؛ اما نمی‌تواند نظارت گسترده‌ای بر تمام پرداخت های بیتکوینی داشته باشد. در روسیه، ولادیمیر پوتین میتواند حساب بانکی یک NGO را مسدود کند، اما نمی‌تواند کیف‌پول‌های بیتکوین را مسدود کند. در کمپ پناهندگان احتمالا نمی‌توانید به بانک دسترسی داشته باشید، اما تا زمانی که بتوانید یک اتصال اینترنت داشته باشید، می‌توانید بدون نیاز به مجوز یا احراز هویت، بیتکوین دریافت کنید.

طبعا باید به جنبه تاریک این فناوری نوظهور نیز توجه کنیم. روشنفکرانی مثل نوح هراری و ایلان ماسک هشدار داده‌اند که هوش مصنوعی و بیگ دیتا می‌توانند استبدادگران را در سراسر دنیا قوی‌تر کند. رژیم های ونزوئلا، ایران، و عربستان سعودی حتی تلاش می‌کنند شخص به شخص بودن بیتکوین را تغییر دهند و آن را متمرکز کنند تا پولی قابل کنترل مثل Petro ایجاد کنند، تراکنش‌های اشخاص را فیلتر کنند، نظارت بیشتری بر اشخاص داشته باشند، و تحریم را دور بزنند.

اما تکنولوژی‌های غیرمتمرکز می‌توانند با همه اینها مقابله کنند. به جز بیتکوین، اپلیکیشن‌ها و مرورگرهای رمزنگاری شده‌ای مثل سیگنال و تور، رمزارزهایی با حفظ حریم خصوصی مثل مونرو و زیکش، دستگاه‌های مش سیستم مثل goTenna و سیستم‌های ذخیره سازی مقاوم در برابر فیلتر مثل IPFS نیز وجود دارند. با ساخت و سرمایه‌گذاری در ابزارهایی این‌چنینی میتوانیم مطمئن باشیم که شهرهای ما، شبکه‌های اجتماعی و سیستم مالی ما ابزارهایی برای نظارت و کنترل ما نخواهند بود.

پول نقد یکی از بهترین روش‌ها برای ممارست آزادی بیان است. پول فلزی یا کاغذی عملا ناشناس است و می‌تواند بدون نظارت دولت استفاده شود. اما در جایی مثل ونزوئلا که حتی برای معاملات کوچک هم پول به صورت کیلویی وزن می‌شود، پول نقد عملا بی مصرف است و در برابر ریسک سرقت و خسارت، حرفی برای گفتن ندارد. از چین تا سوئد دولت‌ها و کمپانی‌ها ما را به سمت دنیای بدون پول نقد سوق می‌دهند. پس ضروری است که پولهای الکترونیکی همتا به همتا، توانایی استفاده از پول نقد را برای نسل آینده ما فراهم کنند. هنگامی که از نرم افزاری مثل Venmo پرداختی انجام می‌دهید، حتی اگر گیرنده آن مبلغ در مقابل شما ایستاده باشد، همچنان آن پول از سه یا چهار واسطه مالی می‌گذرد. هر واسطه‌ای می‌تواند سانسور کند، نظارت کند و سود کند. و میلیاردها انسانی که در رژیم‌های استبدادی زندگی می‌کنند نمی‌توانند انتظار داشته باشند که نرم افزارهای پرداخت در آینده نیز بی‌طرف باقی بمانند. نسیم نیکولاس طالب می‌گوید “بیتکوین مانند بیمه‌ای‌ علیه آینده‌‌‌‌ای اورولی است”. (یادداشت مترجم: جرج اورول نویسنده رمان‌ ۱۹۸۴، که در آن رژیمی سرکوبگر تمام جنبه‌های زندگی افراد را کنترل می‌کند).

بگذارید این را هم بگویم که بیتکوین هنوز هم یک تکنولوژی نو پا است و نمی‌تواند قابلیت‌های کاملی در استفاده، سرعت و حریم خصوصی را عرضه کند ولی مهندسان و دانشمندان علوم کامپیوتری فراوانی دائما در تلاشند تا این قابلیت‌ها را با ساخت اپلیکیشن‌های بهتر، ارتقای پروتکل‌ و توسعه تکنولوژی‌های لایه دوم مثل شبکه لایتنینگ(که با آن می‌توان تعداد تراکنش‌های بیشتر در ثانیه داشت و مقادیر تراکنش‌ها را مخفی نیز کرد) بهتر و پایدارتر کنند. در عین حال که تلفن‌های همراه شروع به گران شدن کرده‌اند و کار کردن با آن‌ها سخت‌تر شده و تنها در دسترس بعضی افراد قرار گرفته‌اند، بیتکوین به تغییر ادامه داده و استفاده از آن راحت‌تر و برای افراد بیشتری در آینده در دسترس‌تر خواهد بود.

کمتر از ۱ درصد از مردم جهان_ 40 میلیون نفر_ از بیتکوین استفاده کرده‌اند. اما بر اساس اظهارات بنیاد حقوق بشر بیش از ۵۰ درصد از جمعیت جهان در رژیم های استبدادی زندگی می‌کنند. اگر زمان و منابع خود را برای تولید کیف‌پول‌های کاربر پسند، اکسچنج‌های بیشتر و مطالب آموزشی بهتر برای بیتکوین صرف کنیم؛ این امکان فراهم خواهد شد که یک تغییر واقعی برای ۴ میلیارد نفری که نمی‌توانند به دولت های خود اعتماد کنند و یا کسانی که نمیتوانند به سیستم بانکی دسترسی داشته باشند، ایجاد کنیم. بیتکوین برای این افراد، راه نجات است.

لینک مقاله اصلی:

https://time.com/5486673/bitcoin-venezuela-authoritarian/?amp=true