دسته: کامیونیتی

بیت‌کوین و افسانه پرومته

بیت‌کوین و افسانه پرومته

الکساندر سوِتسکی
مترجم: Ares


طلوع یک دهه‌ی جدید چشم‌اندازهایی از پایان‌ها و شروع‌های نو را درون خود به همراه دارد. آغاز و پایان‌هایی که به نظر افسانه‌ای یا ماورایی هستند.
با سپری شدن دو دهه از قرن و تجربه‌ی حباب دات‌کام و برج‌های دو قلو و گذشت بیش از یک دهه از [2]GFC، جهان با سرعت به سمت فاجعه پیش می‌رود. فجایعی اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و ساختاری که در تمام این مدت به وسیله نیروهای متعادل‌کننده نوآوری، تولید و آزادی بیان دور نگه داشته شده‌اند.
سال ۲۰۲۰ به عنوان آغازگر دهه‌ی جدید یادآوری به موقعی از این موضوع بود که خطر در کمین است.
کار امروز را به فردا انداختن[3]، پنهان کردن مداوم ریسک، دولت رفاه‌سازی‌های اقتصادی، سطوح بی‌سابقه انبساط پولی، سانسور آزادی بیان، سیاست‌های هویت جمعی، دستورالعمل‌های خطرناک و دراکونیایی[4] برای “ایمنی” و مخاطرات اخلاقی حاصل از آن‌ها همگی دست در دست هم داده و جامعه را تو خالی و شکننده‌تر از همیشه کرده است.
جهان سرخوشانه از پیامدهای چنین تصمیماتی به این روند ادامه داده و غافل از این حقیقت است که فاجعه‌ی بعدی، تنها یک دهه نابودی اقتصادی و اجتماعی از طریق از بین رفتن تدریجی سرمایه‌های شخصی، خصوصی و طبیعی نخواهد بود؛ بلکه بنا به حکم تاریخ و نمونه‌های گذشته، شیب لغزنده استبداد را تندتر کرده و ما را به اعماق تاریک‌تری می‌فرستد.
اکنون سال ۲۰۲۰ است و واقعیت خودش را به ما رسانده….دوباره.
به ما یادآوری می‌شود که چقدر غشای آزادی، ظریف و پایداری جوامع مدرن ما، متزلزل است.
اما امیدی هست…
ما تاریکی را می‌فهمیم چرا که نور را دیده‌ایم. ما گرما را می‌شناسیم چرا که سرما را احساس کرده‌ایم. می‌توانیم علیه استبداد فریاد بزنیم چرا که آزادی را تجربه کرده‌ایم و می‌دانیم درست چیست چون همه‌ی ما اشتباهاتی کرده‌ایم.
مادامی که فراتر از افق رویداد نباشیم، در قلمرویی هستیم که واقعیت دوگانه است.
برای هر کنشی،‌ واکنشی برابر و متضاد با آن وجود دارد و تعجبی ندارد که خلق و تکثیر ابزارهای غایی اختیار و آزادی شخصی به موازات ظهور پادآرمانشهرهای تکنولوژیک جمع‌گرایانه اتفاق می‌افتند.
هیچ اهریمنی آنقدر بزرگ و تاریک نیست که همه چیز را در بر بگیرد. انسان‌ها همیشه در برابر این این اهریمنان برخواسته‌اند و این بار هم تفاوتی ندارد.
“هر چه شب تاریک‌تر باشد، روز روشن‌تری در پیش است. هر چه ستم خفقان‌آورتر باشد، روح آزادی قوی‌تر است. هر چه دشمن ترسناک‌تر باشد، قهرمان بزرگ‌تر است.
ساتوشی آن قهرمان است و همه‌ی ما ساتوشی هستیم.”
در فصلی از تاریخ که حالا در حال نوشته شدن است؛ ساتوشی پرومته‌ی امروز است که آتش را از خدایان خودخواه و پرمدعای دنیای مدرن ربود و آن را به مردم پس داد.
او بذر بیت‌کوین را در سال ۲۰۰۸ کاشت و به ما یک دهه فرصت داد تا استفاده از آن را یاد بگیریم و بنیان و پِی آن را ایجاد کنیم. این پیش‌آگاهی حیرت‌انگیز است و در قرون پیش‌رو افسانه‌ها درباره‌ی آن گفته خواهد شد.
بیت‌کوین تبدیل به نوری شده که ما را در سخت‌ترین زمان‌ها همراهی می‌کند و نمی‌توانست زمانی مناسب‌تر از حالا حضور پیدا کند.
سال ۲۰۲۰ هر دستور سفت و سخت و دراکونیایی دولتی‌ را تسریع کرد که فقط تعداد معدودی از ما سال‌ها محتاطانه درباره‌ی آن هشدار می‌دادند یا سر و صدا به پا می‌کردند:

  • نابودی حقوق مالکیت خصوصی بیو‌لوژیک ( یعنی واکسیناسیون و تست‌های اجباری برای ویروسی که هیچ علا‌ئمی از آن را نشان نمی‌دهید. )
  • تعطیلی اجباری کسب و کارهای خصوصی که مردم تمامی زندگی و پس‌انداز خود را صرف آن کرده‌اند.
  • برنامه‌ها و پروپاگانداهای کمونیستی “بازنشانی بزرگ[5]” که به شما می‌گویند ؛مالک چیزی نخواهید بود و خوشحال باشید!”
  • سیاست‌های پولی و اجتماعی مسخره‌ مانند [6]UBI و [7]MMT که سرمایه انسانی و منابع طبیعی باقی مانده از جهان را از بین می‌برد.
  • ارزهای دیجیتال بانک مرکزی‌هایی[8] که به مقامات مرکزی کنترل کاملی روی چیزهایی که می‌توانید یا نمی‌توانید بدست آورید و یا برای آن‌ها پول خود را خرج کنید و اینکه چقدر از حساب‌های شما بدزدند می‌دهد.
  • یک جنگ تمام عیار علیه حریم خصوصی، رمزگذاری و حفظ حریم اطلاعات شخصی و آزادی بیان
  • فاصله‌گذاری اجتماعی اجباری به گونه‌ای که جوامع محلی از بین بروند و ارتباط بیشتری با همنوعان خود نداشته باشید.
  • اجازه ندارید تصمیم بگیرید با چه کسی وقت گرانبهای خود را بگذرانید.
  • قانون‌گذاری سنگین نظرات و مباحثه‌ها در مدیوم‌ها و رسانه‌های آنلاین و آفلاین
  • کنترل کامل رسانه‌ها و روایت‌های جریان اصلی

و از همه بدتر، حمایت مردمی که کورکورانه در این تشنج غرق شده‌اند.

با وجود تسلط آشکار دولت، اشتباهات واضح و گستاخانه و سلسله اجبارهای پر خطایی که در این مسیر انجام شده؛ هنوز میلیون‌ها نفر از مردم از تحمیل “اجبارهای بیشتر” بر خود و مردان و زنان همنوعشان حمایت می‌کنند!

حتی ثانیه‌ای برای بررسی دقیق ادعاهای برساخته‌ی اپیدمولوژیست‌های شبه علمی صرف نمی‌شود که می‌خواهند با همه‌ی انسان‌ها به گونه‌ای رفتار کنند که انگار اعداد روی صفحه‌ها و جدول‌ها هستند؛ ولی حملات آنلاین مجازی[9]، خیانت و لو دادن همسایه‌ها،” قاتلان مادربزرگ” یا “تئوریسین‌های توطئه” نامیدن مردم به شغل پاره وقت بسیاری تبدیل شده است.[i]

ناآگاهی، ریا و ترس عمیقا توده‌ها را در خود بلعیده اما در بیت‌کوین واپسین نیروهای متعادل‌کننده حقیقت، ثبات و اطمینان را می‌یابیم.
این تقابل تا جایی که می‌تواند واضح و خشن است و به همین دلیل هم از ساتوشی تشکر می‌کنم.
او چیزی را متولد کرد که به زیربنای واقعیت گره خورده است.
چیزی که در پیوند آشوب و نظم زندگی می‌کند، جریان آنتروپی[10]را در ساختار مجسم می‌کند و فهم ما از زمان، انرژی و حقیقت عینی را به واضح‌ترین شکل شفاف می‌سازد.[11]
در حالی که حاکمیت فردی و ماهیت حقیقت از بالا به پایین توسط دولت‌ها، رسانه و روشنفکران دنیای قدیم رو به نابودی می‌رود؛ ابزاری برای واپسین نفس‌های اختیار فردی و حقیقت عینی ناب از پایین به بالا برای جهانی جدید نمایان می‌شود.
همانند موسی مدرن که از کوه پایین می‌آید، ساتوشی وایت‌پیپر بیت‌کوین را در ۳۱ اکتبر سال ۲۰۰۸ به جهان تحویل داد و به دنبال آن همه چیز عوض شد.
احتمالا زمان دگرگون‌کننده‌تری برای زنده‌ بودن وجود نداشته است. دهه‌ی پیش‌رو قطعا با مجموعه‌ای جدی از چالش‌ها همراه است. چالش‌هایی سخت همراه با استمرار زوال قانون طبیعی، منطق، حقیقت، مالکیت خصوصی و آزادی‌ها؛ ولی همه‌ی ما باید لحظه‌ای درنگ کنیم و برای معرفی کشتی نجاتی که می‌توانیم بر آن سوار شویم و به کمک آن در آینده همه چیز را باز بسازیم، عمیقا سپاسگزار باشیم.
این آتش مصون از تاریکی، همه چیز را درخشان می‌سازد.
مردم درخشندگی آن را از هر گوشه‌ی جهان خواهند دید و به سوی آن کشیده خواهند شد. آن‌ها به سمت آن می‌آیند چرا که در تاریک‌ترین زمان و مکان به درخشان‌ترین شکل می‌درخشد.

بیت‌کوین آتش است.
ساتوشی پرومته بود.
آتش را گرفت و به ما پس داد.
حال اینکه با آن چه کنیم، به من و شما بستگی دارد.

نوشته @AleksSvetski
دسامبر ۲۰۲۰

الهام گرفته از ایده‌هایی مبتنی بر بیت‌کوین، فلسفه، اقتصاد، حاکمیت و آزادی.
مشارکت‌کنندگان در این شماره:
الکساندر سوِتسکی[ii]
جف بوث[iii]
اریک کَسُن[iv]
جاکومو زوککو[v]
جیمی سانگ[vi]
پارکر لوییس[vii]
[1] پرومته یا پرومتئوس یکی از تیتان‌ها و اساطیر یونانی‌ست. او به انسان‌ها عشق می‌ورزید و بر خلاف خدایان دیگر نمی‌توانست رنج آنان را تحمل کند؛ به همین دلیل آتش را از خدایان دزدید و به انسان‌ها داد. زئوس که پیش از این احترام بسیاری برای پرومته قائل بود از این عمل بسیار خشمگین شد و او را در کوهی به زنجیر کشید.
[2] Global Financial crisis of 2007–2008
بحران مالی بزرگ قرن ۲۱ که پس رکود بزرگ سال ۱۹۳۰، بزرگ‌ترین بحران مالی تاریخ شناخته می‌شود.( مطالعه بیشتر )
[3] Kick The Can Down The Road
[4] بر آمده از دراکو، قانون‌گذار یونان باستان در آتن که به وضع و اجرای بسیار سخت‌گیرانه و خشن قوانین شهرت داشت.
[5] Great Reset
[6] Universal basic income
[7] Modern Monetary Theory
[8] CBDC (Central Bank Digital Currency)
[9] Online Shaming
[10] به زبان ساده آنتروپی یک سامانه‌ی فیزیکی، کمترین تعداد ذراتی که برای تعریف صحیح حالت دقیق سامانه لازم است، می‌باشد. ( مطالعه بیشتر، اینجا و اینجا )
[11] جمله‌ی اصلی : objective Truth with a capital T اینجا منظور این است که کلمه Truth با حرف T بزرگ نوشته شده و با بازی با حروف و کلمات مقصود این است که حقیقت به واضح‌ترین و در چشم‌ترین شکل نشان داده شده است.
[i] پی‌نوشت: خط زیر از ترجمه مقاله به خاطر گذشت زمان و تغییر عدد ذکر شده در آن حذف شده است:
حتی ثانیه‌ای برای بررسی دقیق ادعاهای برساخته‌ی اپیدمولوژیست‌های شبه علمی صرف نمی‌شود……
These are the same people who will be the first to line up and take a rushed vaccine, for a virus with a 99.6% survival rate.
ناآگاهی، ریا و ترس عمیقا توده‌ها را در خود بلعیده اما در بیت‌کوین واپسین نیروهای متعادل‌کننده حقیقت، ثابت و اطمینان را می‌یابیم.
[ii] Aleksandar Svetski
[iii] Jeff Booth
[iv] Erik Cason
[v] Giacomo Zucco
[vi] Jimmy Song
[vii] Parker Lewis

پ.ن. این متن توسط مترجمی ناشناس با عنوان Ares به دستم رسیده و من تصمیم گرفتم توی وبلاگم منتشرش کنم.

از بیت‌کوین و ونزوئلا چه خبر؟

اگه دارین این متن رو می‌خونید مطمئنم که تب بیت‌کوین شما رو هم گرفته. بخریم؟ نخریم؟ ماینینگ کنیم؟ آقا کدوم کیف پول؟ حالا فورک بشه کوین مفت میده یا نه؟
اسپویلرتشویق میکنم که همیشه ازم سوال بپرسین، ولی هیچ‌وقت جواب بلی یا خیر گیرتون نمیاد. هیچ‌وقت هم جوابام کمتر از یه ربع نیست :-)) تو این متن هم در این باره بحثی نمیشه.

خب یه مدت پیش درمورد بیت‌کوین و بحث حفظ ارزش و مالیات توییت می‌زدم که یکی از دوستان بهم توئییت زد “از بیت‌کوین و ونزوئلا چه خبر؟”

همونطور که خیلیاتون اطلاع دارین ونزوئلا تو بحران مالی هستش و مردمش با انواع تحریم ها و تورم دست و پنجه نرم میکنن. بیت‌کوین غیرمتمرکزه، تحریم حالیش نیست و یکی از ویژگی‌‌های معروفش “ذخیره‌ی ارزش” ه. این ویژگی‌های بیت‌کوین اونو برای مردم ونزوئلا خیلی جذاب کرده. اینجا سعی میکنم هرچی درمورد بیت‌کوین و ونزوئلا میدونم بنویسم، شاید برخی مواردش جالب باشه.

اول از منابع بگم..

1. ادواردو از تیم Purse.io ه، ونزوئلاییه و درمورد تکنولوژی مینویسه. اینم بگم که یه بیت‌کوین ماکسیمالیسته.
2. ردیت بیت‌کوین ونزوئلا.

3. وبسایت های خبری مثل کوین‌تلگراف و کوین‌دسک.

از وقایع اخیری که درمورد ونزوئلا شنیدیم بحث ایجاد یه ارز رمزنگاری شده یا همون کریپتوکارنسی توسط دولت ونزوئلا بود. هنوز مستندات کافی در رابطه با این موضوع ارائه نشده. چیزی که میدونیم قراره اسم این ارز “پترو” باشه و پشتوانه هم داشته باشه که از نفت خام ه. ادواردو چند روز پیش توییت زد و اشاره ای کرد به این که “قطعا” میدونه این ارز قراره “یه توکن ERC-20 مبتنی بر بلاکچین اتریوم” باشه. مادورو رئیس جمهور ونزوئلا هم اعلام کرد که این ارز رو میخواد بین 10 کشور (احتمالا دوست و همسایه) رایج کنه و اونجاها هم مبادله بشه. 100 میلیون تا پترو قراره عرضه بشه و برخلاف رئیس جمهور، پارلمان ونزوئلا مخالفه این کاره. خیلی از تحلیل‌گران اقتصادی، علی الخصوص آمریکایی، (تناقض رو ببینید 🙂 ایجاد چنین ارزی رو احمقانه قلمداد کردن. مکس کایزر از RT هم که طرفداره بیت‌کوین هستش از این ارز حمایت کرده (آخه مکس تو دیگه چرا؟!).

کی اهمیت میده دولت ونزوئلا چیکار میکنه!

برگردیم به قبل از این ماجراها.

ماینینگ بیت‌کوین به منظور امرار معاش و به دلیل نرخ الکتریسیته ارزان تو ونزوئلا پرطرفدار بود تا اینکه واردکردن دستگاه های ASIC به ونزوئلا خیلی دشوار شد (تحریم و جلوگیری توسط دولت ونزوئلا) و دیگه مردم نمیتونستن راحت ASIC وارد کنن. یه سری گزارش ها هم وجود داشت مبنی براینکه ماموران دولتی و حتی سران مملکت کشور ونزوئلا شروع کردن به ماینینگ بیت‌کوین با دستگاه های مصادره شده. گاها سرشون هم کلاه میرفت و دستگاه‌های مدل قدیمی رو به عنوان جدید بهشون مینداختن.

(اوهوم.. 🙂

ماینرهای ونزوئلایی بعد از این رو آوردن به سراغ ماینینگ اتریوم با کارت های گرافیکی ولی باز هم تحت فشار هستن واسه همین هم خیلیاشون ماینر زیرزمینی و مخفی هستن. تا جایی که مردم ونزوئلا اطلاع دارن، ماینینگ تو ونزوئلا غیرقانونی نیست اما پلیس از ماینرها رشوه میگرفت و برخی ماینرها هم بازداشت میشدن اونم به چه تهمت هایی، جرائم سایبری و اینترنتی، دزدی برق، مساعدت به تروریسم و غیره. (خب آقا رشوه کافی نبود؟! چرا الکی مردم رو متهم میکنی) بگذریم. دیوید ریکاردو لوپز که یه ماینر حرفه‌ای تو ونزوئلا بود ولی از اونجا فرار کرد، درمورد امرار معاش با ماینینگ به CNBC گفته بود که “تو ونزوئلا با یه ریگ ماینینگ اتریوم، میشه مخارج یه خونواده رو تامین کرد”. (آقای لوپز، اینجا هم میشه 🙂 )

آمار نشون میده که معاملات بیتکوین به بولیوار تو وبسایت لوکال‌بیت‌کوین رشد چشمگیری داشته (که البته تنها دلیلش وضعیت اقتصادی ونزوئلا نیست، بالا رفتن قیمت بیت‌کوین و آگاهی بیشتر جامعه نسبت به این پدیده هم از دلایل موثر میتونن باشن). تو ماه سپتامبر ارزش هر ساتوشی (کوچیکترین واحد هر بیت‌کوین) به یک بولیوار هم رسید و الان که خیلی بیشتر از ایناست.

الان وضعیت ونزوئلا به صورتیه که بیشتر کالاهای مصرفی وارد میشه و بالا رفتن نرخ تورم زندگی رو براشون غیرمساعد کرده. برخی از کاربران ردیت گفتن که خودشون و اطرافیانشون به دلیل وضعیت نامساعد اقتصادیشون سعی میکنن اقلامی که تو ونزوئلا پیدا نمیشه رو از همون purse.io با بیت‌کوین و دیگر ارزها خریداری کنن. اقلام بهداشتی، داروهایی مثل انسولین و غیره.. (اوهووم…بیت‌کوین…هم حفظ ارزش هم واسطه مبادلاتی)

تو ردیت یکی از کاربران ونزوئلایی یه گزارش از وضعیت اونجا گذاشته که یه سری از نکات مهمش رو براتون ترجمه میکنم.

نرخ تورم امسال 4115 درصد. بزارین واضح براتون بگم ماه پیش 1 دلار میشد 22000 بولیوار امروز 97000 بولیوار. یعنی هرکی ماه پیش به ازای 100 دلار بولیوار داشت امروز به ارزش 22 دلار داره. اینجا همه چی به نرخ دلاره. میپرسین چرا؟ خب واسه اینکه همه چی وارد میشه. حتی مواد غذایی.

با این وضعیت، اگه کسی بیمار باشه، عمل جراحی داشته باشه و یا هر بیماری دیگه چی ؟ چجوری میخوان هزینه‌ی دارو و درمان رو پرداخت کنن.

مردم دارن گرسنگی میکشن، همسن و سالهای خودمون همه جا دارن گدایی میکنن و خونواده‌ها یه وعده غذا در روز بیشتر نمیخورن. پدرم به دلیل جراحی فوت شد. یه جراحی ساده، ولی نه دکترها مهارت لازم رو دارن و نه سیستم درمانی کشور قابل اعتماده، دارو هم پیدا نمیشه. اگرچه پولش رو داشتیم ولی دستمون به دارو نرسید. نایاب شده. این روزا یه بیماری به نام دیفتری اینجا شایع شده. بیماریی که سالها ریشه کن شده بود و برای اون واکسن وجود داره ولی بیش از 100 نفر تا به حال از این بیماری مردن و دست ما به واکسن نمی‌رسه. خود من هم هنوز نتونستم واکسن گیر بیارم.

خیلی از جوونا تو ونزوئلا به سمت مشاغل اینترنتی رفتن و فرصت های شغلی آنلاین خارجی رو غنیمت بشمارن ولی حقوقشون رو به دلار باید دریافت کنن. مردم مستضعف با حقوق کارگری تو ونزوئلا هرچی که بدست میارن معمولا صرف هزینه‌ی خرید غذا میشه و دیگر اشخاص هم که متعلقاتی (مثل ملک و طلا و ماشین و غیره) رو قبل از وضعیت بحران اقتصادی خریده بودن تصمیم به فروش اونها گرفتن. اغلب برای هزینه‌های درمانی یا برای مهاجرت از کشور. با این حال با این نرخ تورم و با کاهش مستمر ارزش بولیوار چطور میتونن همچین کاری رو بکنن.

این جوونا و مردمی که قصد مهاجرت دارن یا میخوان ارزش دارایی‌شون حفظ بشه چه راه حلهایی دارن؟ این کاربر میگه:

پی پل، پیازا، پیونییر: ونزوئلایی‌ها میتونن حساب پی‌پل برای دریافت دلار ایجاد کنن ولی نمیتونن اون رو به بانکشون وصل کنن. بنابراین نمیتونن اون پول رو برداشت کنن. تنها کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که پول بفرستیم و پول دریافت کنیم. این پول رو میتونیم برای صرافی ها بفرستیم ولی کارمزدشون حداقل 20 درصده که کارمزد بسیار بالاییه. حساب های پی‌پل که درست میکنیم هم با کارتهای مجازی تایید میکنیم و همیشه این ریسک وجود داره که اگه حساب مسدود بشه دیگه نتونیم اون حساب رو احراز هویت کنیم.

اسکناس دلار: خب این گزینه رو من ندارم چون حقوقم رو آنلاین دریافت میکنم ولی تصور کنید تو این وضعیت بحران اقتصادی و بالا رفتن میزان جرم و جنایت، کسی بخواد اسکناس و پول نقد نگهداری کنه. خطرش فوق‌العاده زیاده.
بیت‌کوین: با بیت‌کوین برخی از این مشکلات رفع میشه، ترسی از بسته شدن حساب نداریم. نرخ مبادله تو لوکال‌بیت‌کوین 3 درصد بیشتر نیست. خودم میتونم با هرکسی که دوست داشتم و بهش اعتماد دارم معامله کنم. خودم شخصا آدمای زیادی می‌شناسم که وقتی خواستن از کشور برن پول‌هاشون رو به بیت‌کوین تبدیل کردن. دوستان زیادی هم دارم که ماینینگ انجام میدن و از اون راه امرارمعاش میکنن.

با این‌حال از حرفهایی که خودم با کاربران دیگه زدم متوجه این شدم که استفاده از بیت‌کوین تو ونزوئلا هنوز به اون صورت (که ممکنه فکر کنید همه جا qr کد زدن و همه فروشگاه‌ها بیت‌کوین دریافت کنن و غیره) رواج نداره و مردم اغلب از قشر ضعیفی هستن که با این مفاهیم آشنایی ندارن و بیت‌کوین بیشتر بین جوونا رواج داره.

بحثهایی در رابطه با حذف شدن یک کوین!

پیش‌زمینه

کریگ رایت از اوایل آپریل اکانتش رو غیرفعال کرد. گفت که میام ازتون شکایت میکنم! اولین کسی که کریگ دنبال اون افتاد، همین گربه‌ فضانورد بود، یعنی هادل‌نات. کریگ رایت به ادعای شکایت از هادل‌نات اکتفا نکرد و چون هویت طرف رو نمیدونست، برای پیدا کردن اون کاربر جایزه تعیین کرد!

هممم، این یعنی اینکه یه آدم پولدار داریم که عملا جایزه گذاشته که برید شکار یه آدم! حق داره اینکارو بکنه؟ شاید! من نمیدونم! ولی من اینو میدونم که خیلیا خوششون نیومد که دوستشون داره شکار میشه و همه جلوی کریگ رایت ایستادن (از جمله خودم). کمپین تنظیم شد و حتی فاند براش جمع شد!

بازتاب همچین حرکتی در کنار ادعاهای بی انتهای کریگ رایت به ساتوشی بودن، تخریب تو این فضا و فریب اذهان عمومی، نچسب بودن کاریزمای کریگ و جنجال‌هایی که از قدیم تا به امروز به پا کرده کلی دلیل هستن که بالاخره یکیشون احتمالا منجر شده یه آدمی مثل مدیر بایننس تهدید کنه که کوینی که رهبرش کریگ رایت هستش رو از اکسچنجش حذف کنه! من نمیدونم کدوم دلیل ولی نظرم اینه که اینا دست به دست هم دادن. بعد از اینکه بایننس تهدید کرد که کوین کریگ رایت رو حذف میکنه، کریگ باز آروم ننشست و برای پیتر مک‌کورمک مجری پادکست what bitcoin did شکایت فرستاد و از پیتر خواست که یه عذرخواهی علنی بکنه و توی دادگاه هم بیاد از کریگ عذرخواهی کنه! بایننس که دوباره اقدامات کریگ رو دید، حرکتش رو زد و گفت “اوکی دیگه تهدید بسه بایننس کوین bsv رو حذف میکنه”. به دنبال این حرکت جاهای دیگه‌ای هم اعلام کردن اونا هم حذف میکنن! (تا به الان، ولت بیتفی، ولت بلاکچین‌دات‌کام، اکسچنج شیپ‌شیفت و احتمالا اکسچنج کراکن)

راستی با این منطق که مثلا یکی باید از کریگ عذرخواهی کنه، به نظرتون به خاطر این حرفای بی دلیل کریگ (تا به امروز) درواقع این کریگ نیست که باید از کامیونیتی و جنجال‌هایی که به پا کرده عذرخواهی کنه؟ نمیدونم. قضاوت با شماست!

آیا بایننس تحریم‌چی هستش؟

اولین چیزی که می‌خواستم بهش اشاره کنم بحث شباهت حذف شدن کوین به تحریم شدن هستش. شما کوین‌هاتون رو برمیدارین می‌برین یه جای دیگه ازشون استفاده می‌کنید! این کجاش شبیه تحریمه؟

تحریم و سانسور عملا فقط توسط دولت‌ها امکان پذیر هستش! میگین چرا اینو میگم؟

تعریف دولت با یه خورده تعدیل از ماکس وبر اینه:

انحصار
قلمرو
مشروعیت
زور

این چهار عنصر یک دولت رو شکل میدن. یعنی:

بدنه‌ای (نه چندان ساختارمند) که (به شکل موفقی) ادعای انحصار استفاده‌ی مشروع از زور فیزیکی رو تو چارچوب یه قلمروی معین داشته باشه.

یه بدنه اگه این چهار عنصر رو با هم نداشته باشه نمیتونه دولت به شمار بیاد. حالا بایننس نه مشروعیتی به عنوان قانونگذار یا رهبر داره! نه قلمرویی رو برای خودش اتخاذ کرده، اسلحه و ارتش نداره و نمیتونه هم به شما زور بگه. اگه بایننس بگه از این به بعد من از bsv خوشم نمیاد و حذفش میکنم به این معنی نیست که شما اگه از bsv استفاده کنید توسط بایننس میاین دستگیر میشین یا که حساباتون بسته میشه و الخ..

اصلا بگیم که همه بیزنس‌های کنونی کریپتویی bsv رو حذف کنن! خب این یه فرصت خوبه که یه نفر بره یه بیزنس بزنه و از bsv استفاده کنه و سود بگیره! این بازاره و همیشه اینطوری عمل میکنه! کسی هم نمیتونه با ارتش بالا سر اون بیزنس بره و جلوش رو بگیره!

چرا بعضی از اکسچنج‌ها تصمیم به حذف کردن bsv گرفتن؟!

هیچکس قطعی نمیدونه! این یه اثر شبکه‌ای هستش که به شکل غیرکنترل شده صورت میگیره. حرکت یه دسته از ماهی‌ها رو دیدین؟ توی اون آشوب حرکت اونهمه هارمونی و هماهنگی میشه دید! رهبر دارن؟ ..کسی حرکتشون رو تنظیم کرده؟ … نه!

من یه سری دلایل احتمالی رو لیست میکنم، قضاوت با شما:

  • طرفداری اون اکسچنج از جامعه بیتکوین و جذب کاربران بیتکوینی به سمت بیزنس‌ خودشون! یعنی با حذف کردن bsv نه فقط مشتری از دست نمیدن، بلکه حتی ممکنه مشتری بیشتری بدست بیارن
  • غیر امن بودن شبکه bsv: چون الان شبکه bsv کسری از هشریت شبکه بیتکوین نیست و اگه یه درصد خیلی کمی از ماینرهای بیتکوین که هم الگوریتم هستن با bsv بخوان بهش حمله کنن راحت میتونن انجامش بدن و تنها کسی که متضرر میشه این وسط و تارگت حمله هستش اکسچنج‌ها هستن! قبلا اینچنین حمله‌هایی به سر بیتکوین گولد و اتریوم کلاسیک و از این قبیل کوین‌ها اومده! (همین الان کوین‌بیس 1008 کانفرم میخواد تا یه تراکنش bsv رو تایید کنه! چون احساس خطر میکنه!)
  • تهدیدهای صاحب کوین bsv یعنی همون کریگ رایت که این حرکت خودش کافیه بقیه علیه‌ش متحد بشن!
  • طرفداران این کوین با ادعای بیتکوین اصلی بودن، فضا رو آلوده کردن و این شاید یه نوع برخورد باهاشون باشه تا کاربران معمولی تو فضای بیتکوین رو دیگه سردرگم نکنن (بیکش هم یه کوین دیگه ست که طرفداراش به این رفتار عادت دارن)
  • دلایل دیگر که الان ممکنه به ذهنم خطور نکنن!

آیا این دلایل کافی هستن برای اینکه کوینی رو از اکسچنجت حذف کنی؟ به نظر من آره! اگه نظر شما مخالف من هستش، میفهمم و درک میکنم!

مارکت و تمرکزگرایی

بحث‌هایی تو کامیونیتی شد از این قبیل که اینچنین حرکتایی (یعنی حذف یک کوین) تمرکز قدرت هستن! حالا توزیع قدرت تو بیتکوین به چه شکله؟

۳ بخش تو بیتکوین هستن که قدرت بینشون توزیع شده‌ست. یعنی:

۱. ماینرها

۲. مرچنت‌ها (اکسچنج‌ها هم تو این طبقه قرار می‌گیرند)

۳. توسعه‌دهنده‌ها

الف) اگه جایی شنیدین که ماینرا قدرت رو تو دستشون دارن، یادتون باشه که uasf بهمون نشون داد که اینطور نیست!

ب) اگه جایی شنیدین مرچنت‌ها (همون بیزنس‌ها) قدرت رو تو دستشون دارن یادتون باشه که بیت‌پی و بیتترکس و خیلی بیزنس هست که از عرش به فرش اومدن. مرچنت‌ها نودهای مولد اقتصادی هستن و اگه یوزر از دست بدن نه دیگه نود مولد هستن که تاثیری تو تصمیم‌های شبکه بتونن بذارن و از اونجا که یوزر از دست دادن نه دیگه سودزا هم هستن و از بین میرن. (حتی بیتمین سازنده ماینرها رو هم میشه بهش اشاره کرد که خیلی سعی کرد قدرت رو دستش بگیره ولی هم از سمت بخش ماینر بودن شکست خورد هم از سمت مرچنت بودن ضرر زیادی خورد)

ج) اگه جایی شنیدین توسعه‌دهنده‌ها قدرت رو تو دستشون دارن یادتون باشه که جف گرزیک تو واقعه فورک segwit2x تنها موند و شکست خورد و یا حتی مثلا تعداد بی‌شماری فورک که از بیتکوین صورت گرفته ولی کسی بهشون اهمیت هم نمیده.

پس به تنهایی هیچ‌کدوم نمیتونن صاحب قدرت توی بیتکوین باشن. این‌ها همه وقتی دست به دست هم میدن میشن یه سیستم توزیع شده‌ی قدرت تو بیتکوین!

حالا فکرش رو بکنیم که بایننس خیلی بخواد قدرتمند بشه و برای شبکه بیتکوین تصمیم بگیره. چی میشه؟ بزارین مثال بیت‌پی رو براتون بزنم.

بیت‌پی وقتی خواست برای بیتکوین تو واقعه 2x تعیین تکلیف کنه، یه مشت محکم از بقیه‌ نقاط قدرت خورد (ماینرا ولش کردن، دولوپرا با جف گرزیک همراه نشدن و یه شکست تمام عیار رقم خورد براشون) اگه به نظرتون بایننس صاحب قدرت هستش باید یادتون باشه که یه مرچنت هستش و اگه پاش رو فراتر از گلیمش بزاره و بخواد برای شبکه بیتکوین تعیین تکلیف بکنه اونوقت این سیستم توزیع شده قدرت به حسابش میرسه و بایننس نمیتونه از کاری که کرده سالم بیرون بیاد! اگه هم بایننس اصرار کنه رو خرابکاریش اونوقت ضرر میخوره و کاربر از دست میده و این آخرین چیزیه که یه بیزنس مثل بایننس برای خودش میخواد!

چرا باید مقاومت کنیم؟

چرا باید جلوی حمله‌هایی مثل:

فورک‌هایی که ادعای “بیتکوین بودن” میکنن، ماینرهایی که میخوان کنترل شبکه رو تو دستشون بگیرن، یه بیزنس که کاربراش رو میخواد گول بزنه و یه کوین دیگه جای بیتکوین بهشون بده، کلاه‌بردارها یا حتی قلدرهایی که سعی میکنن کامیونیتی بیتکوین رو تهدید کنن که خفه بشن (مثل کریگ رایت)، مقاومت کنیم؟

تکنولوژی یه ابزاره! تکنولوژی خودش منشا امنیت سیستم نیست! تکنولوژی فقط یه ابزاره که به مردم کمک میکنه که امنیت چیزی که ارزشمند میدونن رو تامین کنن. یه سرور رو با فایروال نمیشه امن کرد! اگه اتاق سرور در نداشته باشه و اگه اون در قفل نداشته باشه و اگه اون قفل بالاش یه نگهبان نباشه که حاضر باشه ریسک صدمه دیدن از سمت یه خرابکار رو به جون بخره،‌ اون سرور رو نمیشه امن کرد!

بیتکوین هم با این مثال فرقی نمیکنه. بیتکوین توسط آدم ها امن میشه! آدم‌هایی که حاضرن از خودشون مایه بذارن و ریسک کنن. هدف از غیرمتمرکز کردن هم اینه که این ریسک رو بین آدم‌های زیادی توزیع کنیم! یه سیستم متمرکز کل ریسکش به گردن یه آدم هستش ولی یه سیستم غیرمتمرکز ریسکش رو بین آدما توزیع میکنه و این آدما هستن که امنیت رو تامین میکنن.

تو بیتکوین هم آدما ریسک رو بین خودشون توزیع میکنن. ماین کردن، توسعه‌دادن،‌ خدمات/کالا دادن به ازای بیتکوین (مرچنت‌ها). تمایل و توانایی این آدم‌ها به مقاومت کردن هستش که باعث امنیت بیتکوین میشه. اگه آدم‌ها این ریسک‌ها رو نپذیرن، اونوقت امنیتی تو سیستم بیتکوین وجود نداره. اگه تعداد بیشماری آدم ریسک بپذیرن، اونوقت این ریسک توزیع میشه و به حد مینیمم میرسه! بیتکوین جادوجنبل نیست یه ابزاره، تکنولوژیه و این تکنولوژی خودش منشا امنیت سیستم نیست. آدم‌هایی که اهمیت میدن و درگیر بیتکوین هستن و حاضرن ریسک کنن و خطر کنن، این‌ها هستن که امنیت بیتکوین رو تامین میکنن، ریسک رو بین خودشون تقسیم میکنن و متعاقبا، قدرت بیتکوین هم بین این آدم‌ها توزیع میشه!

اگه این آدم‌ها جلوی حمله‌ها ایستادگی نکنن بیتکوینی وجود نخواهد داشت!

باغ‌های سالم و خرم را صلح طلبی می‌خشکاند

الیزر یودکوسکی

۲۱ آوریل ۲۰۰۹

ترجمه ضیاء صدر ۱۶ ژانویه ۲۰۲۱

F97C 4797 7F2E B716

جامعه‌های خوب آنلاین در درجه اول با امتناع به دفاع از خود از بین‌ می‌روند.

این اتفاق، همین حالا، جایی در گستره‌ی بی‌انتهای اینترنت در حال رخ دادن است. این فضا، روزگاری باغی برای بحث‌های هوشمندانه و مترقی بود. جایی که افراد باسواد و مشتاق به آن رجوع می‌کردند. افرادی که سطح بالای گفت‌وگوها آنها را جذب می‌کرد. اما زمانی می‌رسد که، احمقی وارد این باغ می‌شود. و سطح گفت‌وگوها قدری و یا بیشتر از قدری (اگر آن احمق آدم فعالی در زمینه پست گذاشتن باشد) پایین می‌آید. مسئله از جایی بدتر می‌شود که احمق مذکور در بیان افکارش آنقدر مهارت داشته باشد که ساکنین پیشین باغ وادار به واکنش شوند و بخواهند کج فهمی‌های احمق را تصحیح کنند. از اینجا به بعد دیگر احمق سوار بر گفت‌و‌گوها می‌شود و سکان همه چیز را به دست می‌گیرد.

حالا دیگر باغ آلوده شده. و بازی کردن در آن کمتر سرگرم کننده است. ساکنین پیشین باغ که پیش از ورود احمق روی این جامعه باغ سرمایه گذاری کرده بودند به حضور خود ادامه می‌دهند. با این وجود، بسته به میزان آلودگی، اشتیاق آنها برای تزریق خون تازه بر پیکره‌ی باغ کاهش پیدا خواهد کرد. و اگر افراد جدیدی هم ملحق شوند، کیفیت آنها هم نسبت به قبل پایین آمده است.

کمی بعد، احمق دیگری به باغ می‌پیوندد. و دو احمق شروع به گفت‌و‌گو می‌کنند. در این لحظه، تعدادی از اعضای قدیمی که استانداردهای بالاتری دارند و بهترین فرصت‌ها خارج از باغ در انتظارشان است، آنجا را ترک می‌کنند.

من آنقدر سنم قد می‌دهد که شبکه USENET را که حالا دیگر فراموش شده به یاد بیاورم. هرچند آن وقت‌ها سنم خیلی کم بود. برخلاف اولین اینترنت که روزگاری دور در آن سپتامبر ابدی از دنیا رفت، این روزها همیشه چندین راه برای حذف محتوای ناخواسته وجود دارد. اول باید از اسپم برای این مسئله تشکر کنیم. اسپمی که آنقدر بد است که هیچ کس از آن دفاع نمی کند و البته آنقدر پرکار که هیچ کس نمی‌تواند نادیده‌اش بگیرد؛ چرا که در نهایت وجود دکمه بن ضروری است.

وقتی احمق ها تهاجم خود را آغاز می‌کنند، برخی از جامعه‌های آنلاین معمولا خود را بهتر از آن می‌دانند که از قابلیت بن کردن… آه .. برای سانسور کردن استفاده کنند.

البته، هر کسی که در محیط آکادمیک رشد کرده باشد، به خوبی می‌داند سانسور گناه بزرگی است. محیط آکادمیک همان باغ‌هایی است که دور تا دورش را دیوار کشیده‌اند و ورودی‌اش هزاران هزار دلار خرج برمی‌دارد؛ همان محیطی که دانشجویانش از نمره‌های اساتیدش وحشت دارند؛ جایی که اگر سرایدار ناخواسته وسط جلسه‌ای حرفی بزند، آسمان به زمین می‌آید.

زمانی که افراد در باغی که شب و روز مراقبش هستند، زندگی می‌کند، خیلی طبیعی است که در مورد بدی‌های سانسور ساده‌لوحانه فکر کند. مثل این است که مرزهای کشوری پر از سربازان مسلح و شهر محل سکونتش پر از پلیس باشد و آن وقت کسی ساده لوحانه در مورد فضائلی همچون صلح‌طلبی بی‌قید و شرط حرف بزند. تا زمانی که افرادی مشغول مراقبت هستند، رفتار درستکار مابانه چنین شخصی هزینه‌ای برایش نخواهد داشت.

اما در جامعه‌های آنلاین نمی‌توان انتظار داشت که مراقبان بی‌اعتنایی کنند و همچنان به انجام وظیفه ادامه دهند. جامعه‌های آنلاین در واقع بهای پاک‌بودنشان را می‌پردازند.

در ابتدا که جامعه آنلاین در مسیر رونق است، سانسور کردن وحشتناک و غیرضروری به نظر می‌رسد.

“هنوز هم اوضاع خوب پیش می‌رود”

“شخصی احمق است، توجه نکنید”

“اگر نتوانیم یک احمق ساده را تحمل کنیم، پس لابد تاب و تحمل هیچ چیزی را نداریم”

کسی چه می‌داند، شاید احمق خسته شود و خودش برود پی کارش؛ بدون اینکه نیازی به سانسور باشد. و اگر عضویت در این گروه یا جامعه دیگر مثل قبل سرگرم کننده نیست، سرگرمی به تنهایی دلیل موجهی برای..آه..سانسور نیست. همانطور که بیزاری از ظاهر کسی دلیل خوبی برای پایین آوردن دک و پوزش نخواهد بود.

(البته باید به این نکته نیز توجه داشت که پیوستن به جامعه‌های آنلاین، یک فرآیند کاملا داوطلبانه است. و اگر اعضای احتمالی جدید از قیافه‌تان خوششان نیاید، در وهله اول اصلا ملحق نمی‌شوند.)

در نهایت، چه کسی سانسورکننده خواهد بود؟ به چه کسی می‌شود برای اعطای چنین قدرتی اعتماد کرد؟

آدم‌های زیادی در هر جامعه وجود دارند؛ در همان باغ‌هایی که به خوبی از آنها مراقبت می‌شود. اما اگر باغ برای یک ذره هم که شده دچار چنددستگی باشد یا که جناح‌هایی مختلف در این باغ حضور داشته باشند. در حضور این اشخاص هر تلاشی برای دفاع از این جامعه ممکن است نوعی کودتا تلقی شود. چرا که سیاست‌های داخلی جامعه آنلاین معمولا مسئله‌ی بسیار مهم‌تری نسبت به تجاوز هرزگویان به این جامعه است. این دسته از اعضا کودتایی در پیش می‌بینند و با خود می‌گویند این کیست که جرأت می کند خودش را به عنوان قاضی و جلاد منصوب کند؟ آیا چنین افرادی فکر می‌کنند مالکیتشان بر سرور به معنای مالکیتشان بر اعضا است؟ مالکیتشان بر جامعه ما؟ آیا آنها می‌پندارند که در کنترل داشتن مخزن کد، دلیل خدا بودنشان است؟

این را هم اضافه کنم که ممکن است اشخاص دیگری را نیز با خود همصدا کنند. نمونه آن اعضایی که به مدیر (ادمین یا مودریتور) یا هر کسی که بالقوه اختیار دکمه بن در دستش است، اعتماد ندارند اما در این جامعه آنلاین ساکن هستند.

باید اعتراف کنم که مدت‌ها اصلا نمی‌فهمیدم چرا جامعه‌های آنلاین برای دفاع از خود اینقدر مشکل دارند. فکر می‌کردم تنها به دلیل ساده‌لوحی محض است. به ذهنم هم خطور نمی‌کرد که این مشکلات به خاطر غریزه‌ی برابری‌طلبی اعضا برای جلوگیری از قدرت یافتن بیش از حد راهبران و سرکرده‌های جامعه است «هیچ کدام از ما از دیگری بزرگ‌تر نیست. همگی مرد هستیم و می توانیم بجنگیم. من می‌روم تیرهایم را آماده کنم » این حرف های یک قبیله‌ی شکارچی است که اسمش را فراموش کرده‌ام. (از آنجا که در میان انسان‌ها، برخلاف شامپانزه‌ها، داشتن سلاح عامل برابری است—به نظر می‌رسد که عنوان رئیس قبیله اختراع دوران کشاورزی باشد؛ دورانی که افراد دیگر مانند گذشته نمی‌توانستند همه چیز را به راحتی بگذارند و بروند.

این حرف ها شاید به این خاطر باشد که من در فضای اینترنت در جاهایی بزرگ شده‌ام که همواره یک مدیر سرور وجود داشت. بنابراین پیش فرض ذهنی‌ام این است که هر کسی که سرور را اداره می‌کند، باید مسئولیت‌های خاصی داشته باشد. شاید هم به صورت حسی دریافته‌ام که نقطه‌ی مقابل سانسور، فضای دانشگاه نیست بلکه شبکه‌ی  4chan است (که یادآوری می‌کنم فورچان هم بالاخره مکانیسم‌هایی برای جلوگیری از اسپم دارد). شاید هم همه این حرف ها برای این باشد که من در آن فضای پهناور بزرگ شده‌ام. جایی که تنها آزادی‌ای که اهمیت داشت، آزادی در انتخاب باغی درست‌و‌حسابی بود، باغی که از آن خوشتان بیاید و متقابلا از شما نیز خوشش بیاید. درست مثل اینکه آدم کشوری با قوانین دلخواهش پیدا کند. و شاید به این خاطر که فکر می‌کردم اگر کسی از جادوگر اعظم (مدیر) خوشش نیاید، کاری که باید بکند این است که همه چیز را بگذارد و برود (ماجرایی که یک بار برای خودم اتفاق افتاد و من واقعاً گذاشتم و رفتم).

و شاید به این دلیل باشد که اغلب اوقات خودم کسی بوده‌ام که سرور را اداره می‌کرده. اما من ثابت قدم هستم، همیشه نفر اول در حمایت از مدیران (مودریتورها/ادمین‌ها) بوده‌ام؛ حتی وقتی که سیاست داخلی‌شان برخلاف عقاید من بوده. من به خوبی می‌دانم وقتی یک جامعه آنلاین مدیرانش را زیر سوال می‌برد چه اتفاقی می‌افتد. هر رقیب یا مخالف من که از اعضای جامعه باشد، و به حدی محبوبیت داشته باشد که خطرناک باشد، احتمالا از زمره اشخاصی نیست که از این قدرت سانسور کردن سوءاستفاده کند. و وقتی چنین آدم‌هایی کلاه مدیریت را بر سر می‌گذارند، به صراحت از آنها حمایت می‌کنم؛ چرا که این‌ها به ترغیب نیاز دارند، نه به محدود کردن و بازداشته شدن. افرادی که در فضای دانشگاه بزرگ شده‌اند، به هیچ وجه نمی‌توانند این مسئله را درک کنند که دیوارهایی که به هر کسی اجازه ورود نمی‌دهد چقدر محکم و قوی هستند؛ دیوارهایی که مانع از ورود ترول‌ها به باغ زیبای «آزادی بیان» شان می‌شوند.

هر جامعه‌ای که واقعا مدیرانش را زیر سوال ببرد، جامعه‌ای که مدیرانش واقعا به شکل جدی سوءاستفاده گر باشند، احتمالا ارزش نجات دادن ندارد. اما تا جایی که من میبینم، همین دیدگاه نیز با سرزنش همراه است تا سعی به درک واقعیت آن.

باری به هر جهت، تا همین اواخر به این مسئله که غرایز داوطلبانه (غرایزی که می‌خواهند مانع از اعمال قدرت راهبران شوند) باعث خشکانیدن این باغ‌ها و مرگ و نابودی جامعه‌های آنلاین می‌شود، پی نبرده بودم. این اتفاق وقتی افتاد که داشتم نظرات مردم را در Less Wrong (م. وبلاگ نویسنده) می‌خواندم. هرچند یادم نمی‌آید کدام نظر خاص بود که مرا به این آگاهی رساند.

البته من بارها شاهد این اتفاق بوده‌ام. و هر بار مدیران را ترغیب و حمایت کرده‌ام؛ خواه آدم‌هایی بوده‌اند که ازشان خوشم می‌آمده یا خیر. و البته مدیران هر دفعه آنقدر مفید عمل نمی‌کردند که مانع از فروپاشی و ویرانی تدریجی جامعه خود شوند. چرا که بیش از حد متواضع بودند و به اعمال قدرت خودشان شک می‌کردند، حتی بیشتر از آن چیزی که من به عنوان یک عضو، به نحوه اعمال قدرت شک می‌کردم. جامعه‌‌ای داشتند به صورت یک دورهمی عقل‌گرایانه و خردمندانه ولی سومین گناهی که همواره دامن عقل‌گرایان را می‌گیرد عدم اعتماد به نفس است. (م. عدد سومین اشاره به مقاله دیگری از نوشته‌های نویسنده دارد)

و آن هم برای اینترنت! که هرکس بخواهد می‌تواند وارد و یا از آن خارج شود. یک جامعه آنلاین برای زنده ماندن نیاز دارد سرگرم کننده بماند. منتظر آخرین چاره‌ی مطلق آشکار و غیرقابل انکار ماندن—درست مثل این است که آدم آنقدر صبر کند که شخصی مانند یک افسر پلیس قبل از شلیک کردن صبر می‌کند—اینکه آدم وجدان خود و فضایلی که آموخته را درون قلعه‌ای با دیوارهای بلند محبوس کند و آنقدر منتظر بماند که از درست یا غلط بودن تصمیم خود اطمینان حاصل کند تا از هیچ نگاه پرسشگری نترسد— این امر چیزی نیست مگر بیش از حد منتظر ماندن. دیر اقدام کردن و خشکیدن باغ!

من دیده‌ام که جامعه‌های آنلاین عقل‌گرا به خاطر اعتماد خیلی کم به مدیران (ادمین‌ها، مودریتورها) از بین رفته اند.

البته این اتفاق‌ها هیچ وقت کارما نبوده‌اند.

اینجا شما تنها نیاز دارید به خودتان اعتماد داشته باشید.

این نقل قول که می‌گوید: «خودت را باور نکن! تنها باور کن که من به تو ایمان دارم!» برای این مساله مناسب به نظر می‌رسد.

از آنجا که با تمام وجودم معتقدم اگر نظری که بی‌کیفیت به نظر می‌رسد را می‌خواهید دیسلایک یا downvote کنید و در عین حال دریغ می‌کنید و به این فکر می‌کنید که نکند من صرفا این کار را به این خاطر که با نتیجه گیری‌اش مخالفم و یا از کسی که کامنت گذاشته خوشم نمی‌آید و یا اینکه نگران این باشید که کسی که رفتار شما را آنجا می‌بیند ممکن است شما را به تفکر گله‌ای، یک جانبه‌نگری و یا سانسور محکوم کند؛ باید بهتان بگویم که نه بار از هر ده بار، حاضرم شرط ببندم، از هر ده بار، حداقل نه بار آن کامنت مذکور یک حرف آبکی و بی‌کیفیت است.

گزینه‌ی downvote را دارید. پس از آن استفاده کنید. و یا به تاریخ بپیوندید.

پایان

یادداشت مترجم: این متن را اولین بار در ابتدای فعالیتم در جامعه‌های آنلاین مرتبط به بیتکوین در بخش منابع صفحه‌ی سابردیت r/bitcoin خواندم. تصویری که الیزر در این متن ارائه می‌کند تصویری بسیار دقیق از پیش‌رفت و حرکت جامعه‌های آنلاین (چه بیتکوین باشد و چه نرم‌افزار آزاد و رمزنگاری و غیره) است. هدف من از ترجمه و انتشار این متن، پیش‌رفت ارتباط و تعامل اعضای کامیونیتی‌ (باغی) است که من آن‌ را سالهاست که زیبا و سرگرم کننده می‌بینم.

این متن به هدف استفاده در گروه تلگرامی سیمرغ، وبلاگ مترجم و انتشار در مخزن منابع فارسی بیتکوین bitcoind.me آماده شده است. هرگونه استفاده از این متن و انتشار آن برای همگان آزاد و بلامانع است. امید می‌رود که این ترجمه کمکی ناچیز به رشد جوامع آنلاین فارسی در هر حوزه‌ی فعالیتی باشد.

لینک متن اصلی

https://www.lesswrong.com/posts/tscc3e5eujrsEeFN4/well-kept-gardens-die-by-pacifism

لینک مترجم