دسته: بیتکوین

آموزش استفاده از کیف پول بیتکوین سامورایی samourai wallet

کیف پول سامورایی کیف پولی اپن سورس می‌باشد که به منظور نگهداری بیتکوین ارائه و در حال حاضر فقط نسخه آندروید آن ارائه شده و فاقد نسخه‌های ویندوز و ios است. برای دانلود کیف پول سامورایی و سایر کیف‌پول‌ها الزاما می‌بایست به وب‌سایت آن کیف مراجعه نمایید، در غیر این‌صورت این احتمال وجود دارد که طعمه کیف پول‌های جعلی شوید و دارائی شما توسط افراد سودجو به سرقت برود. برای دانلود کیف‌ پول سامورایی بر روی گوشی تلفن همراه خود، به سایت آن به آدرس https://samouraiwallet.com/ مراجعه و نرم‌افزار را از قسمت download دریافت نمایید. 

با کلیک بر روی گزینه‌ی دانلود، امکان دانلود فایل apk و نیز دانلود از طریق گوگل پلی را خواهید داشت. نکته مهم این که برای دانلود نرم‌افزار به هیچ عنوان به صورت مستقیم به گوگل‌پلی مراجعه ننمایید، زیرا ممکن است نسخه جعلی و کپی که بسیار شبیه نسخه اصلی است را دانلود نموده و مورد دست‌برد قرار بگیرید. تمرکز کیف پول سامورایی بر ۳ موضوع است: حریم خصوصی، امنیت و قابلیت‌ها (برای مشاهده قابلیت‌های کیف پول سامورایی به قسمت Features مراجعه فرمایید.)

پس از دانلود فایل apk و اجرای آن وارد صفحه‌ای می‌شوید که در آن شما باید Mainnet را انتخاب نمایید. گزینه دیگر Testnet  مربوط به شبکه آزمایشی سامورایی والت می‌باشد که کاربرد آموزشی دارد.

در مرحله بعد بر روی گزینه Start New Wallet کلیک نمایید تا وارد صفحه PASSPHRASE شوید. در این قسمت شما باید یک کلمه وارد نمایید که ین کلمه امتداد عبارات بازیابی شماست، بسیار دقت کنید چرا که این کلمه بسیار مهم است و نباید آن را با پسورد اشتباه بگیرید. این کلمه به عبارت 12 کلمه‌ای بازیابی شما اضافه می‌گردد و برای بازیابی کیف پول، ضروری و الزامی‌ است.

بهتر است این کلمه pass phrase را در کنار ۱۲کلمه بازیابی یادداشت نکنید، چرا که اگر عبارت بازیابی ۱۲ کلمه‌ای شما به دست فرد یا افراد غیرمجاز افتاد، امکان ورود به والت و دستبرد به دارایی شما را نداشته باشند. اهمیت پس‌فریز به قدری زیاد است که هنگام نصب خود سامورایی به شما هشدار می‌دهد که این عبارت به هیچ عنوان توسط تیم‌ سامورایی قابل بازیابی نیست و باید در نگهداری آن کوشا باشید. پس حتما پسفریز را روی کاغذی دیگر یادداشت کنید و به شکل خوب از آن نگهداری کنید. مجددا تاکید میکنم که بدون پسفریز شما به تنهایی و فقط با ۱۲ کلمه بازیابی امکان بازیابی ندارید!!

پس از وارد کردن پس‌فریز وارد صفحه تعریف پین‌کد می‌شوید که می‌بایست عددی ۸ رقمی را به عنوان پین‌کد به منظور ورود به اپلیکیشن تعریف نمایید.

پس از تعریف پین‌کد وارد صفحه عبارات بازیابی 12 کلمه‌ای می‌شوید که می‌بایست آنها را به همان ترتیبی که می‌بینید روی کاغذ  یادداشت نموده و در جایی امن و مطمئن پنهان کنید. از هرگونه ذخیره به صورت عکس، نوت، اسکرین شات و غیره در گوشی تلفن همراه خود بپرهیزید، در غیر این‌صورت کلمات بازیابی خود را به راحتی در معرض ریسک سرقت شدن قرار داده‌اید.

در صفحه بعد گزینه‌های مربوط به حریم خصوصی را مشاهده می‌نمایید و سپس وارد کیف پول می‌شوید. در این قسمت با کلیک بر روی علامت + در انتهای سمت راست صفحه، گزینه‌های موجود به نمایش در می‌آید. در این آموزش صرفا به دو گزینه آخر یعنی ارسال و دریافت (send و receive) می‌پردازیم.

برای دریافت بیتکوین بر روی گزینه receive کلیک کرده و در صفخه مربوطه آدرس کیف‌پول سامورایی هم به شکل QR code و هم به شکل لینک موجود می‌باشد. قابلیتی که این کیف پول را متمایز کرده این است که شما می‌توانید آدرس‌های مختلفی را تولید کنید.

آدرس تولید شده را در صرافی یا کیف پول مبدأ وارد و یا از قابلیت اسکن QR code که معمولا در کیف‌پول‌های دیگر تعبیه شده است استفاده کنید. سپس مقدار بیت‌کوینی که تمایل به انتقال آن دارید را انتخاب و ارسال نمایید.

یکی دیگر از قابلیت‌های کیف‌پول سامورایی افزایش هزینه انتقال یا Boost Transaction Fee است. این قابلیت به شما امکان می‌دهد با افزایش هزینه انتقال، در مدت زمان کمتری بیت‌کوین انتقالی را دریافت نمایید.

برای ارسال بیت‌کوین نیز به قسمت Send رفته و همانند مراحل دریافت، ابتدا اقدام به تهیه آدرس کیف پول مقصد از طریق اسکن QR code و یا کپی پیست آدرس مقصد، در قسمت مربوطه و تعیین میزان بیکوینی که می‌خواهید انتقال دهید نموده و پس از تعیین میزان کارمزد (فی) انتقال، بر روی گزینه send کلیک نمایید. توجه نمایید که هرچه کارمزد انتقال بیشتر باشد، انتقال بیت‌کوین در مدت  زمان کمتری صورت می‌گیرد. پس از تایید، سامورایی اقدام به ساخت تراکنش، امضا و انتشار آن در شبکه نموده و به کیف پول مقصد منتقل می‌کند.

در پایان تاکید می‌شود هدف این نوشتار صرفا نصب و آموزش استفاده‌ی ساده و اولیه از کیف پول سامورایی است. آموزش‌‌های تخصصی‌ و سایر تنظیمات این کیف پول، در آموزش‌های بعدی تقدیم خواهد شد.

برای آموزش‌ ویدیویی این مطلب یا برای آموزش‌های بیشتر به کانال یوتوبم سر بزنید یا فقط کافیه اسم من رو توی یوتوب سرچ کنید

https://www.youtube.com/c/ZiyaSadr

مارپیچ مرگ بیت کوین چیست و آیا این اتفاق می‌تواند رخ دهد؟

در سال ۲۰۱۸ گزارش‌های زیادی در مورد تحقق اتفاقی به نام «مارپیچ مرگ» یا Bitcoin Death Spiral در شبکه بیت‌کوین منتشر شد، که برای سرمایه‌گذاران در مورد روند کوتاه مدت بیت‌کوین ایجاد نگرانی کرده است. برای بررسی این موضوع پاسخ یکی از محققان معروف و شناخته شده به نام آندریاس آنتونوپولوس را بررسی خواهیم کرد که این رخداد را دور از ذهن می‌داند.

به زبان ساده در شبکه بیت‌کوین، استخراج‌کننده‌ها هر 10 دقیقه یک بار، بلاک‌های حاوی تراکنش‌ها را پیدا می کنند. پس از استخراج ۲۰۱۶ بلاک، شبکه به طور خودکار سختی استخراج هر بلاک را تعدیل می‌کند به طوری که اگر قدرت پردازش شبکه دچار کاهش شد، استخراج کننده‌ها بتوانند بیت‌کوین را با صرف پردازش کمتری استخراج کنند. همچنین اگر قدرت پردازش بیشتری در شبکه بوجود بیاید، استخراج کنندگان با سختی بیشتری بیت‌کوین را استخراج کنند.

مارپیچ مرگ بیت کوین به وضعیتی گفته می‌شود که تنظیم سختی شبکه پس از گذشت ۲۰۱۶ بلاک به درستی انجام نشود و این به دلیل سرعت بالای خروج استخراج‌کننده‌ها از شبکه به دلیل کاهش سود استخراج بیت‌کوین می‌باشد(به دلیل کاهش سریع قیمت).

آنتونوپولوس اینگونه توضیح می‌دهد: “بعضی از مردم تصور می کنند که اگر مارپیچ مرگ اتفاق بیفتد، بسیاری از استخراج‌کنندگان می‌ گویند: خوب، من دیگر به اندازه کافی سود نمی‌کنم چون نرخ هش ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده، پس من دستگاه‌های ماینر خود را خاموش خواهم کرد، که خود باعث می‌شود نرخ هش کاهش بیشتری پیدا کند، و در نهایت به کندتر شدن شبکه منجر شود. در نتیجه این چرخه ادامه پیدا کرده و باعث می‌شود نرخ هش کاهش بیشتری پیدا کند، شبکه کندتر شود و اینگونه مارپیچ مرگ رخ خواهد داد و هیچگاه سختی شبکه به درستی تنظیم نخواهد شد.

با این حال، بعید است این پدیده بر روی پروتکل بیتکوین تحقق یابد، زیرا ماینرها در این اکوسیستم، بیت‌کوین را با استراتژی بلند مدت استخراج می‌کنند.

اکثر مراکز عمده استخراج بیت‌کوین، برق و تجهیزاتی را در اختیار دارند که می‌تواند برای سال‌ها استفاده شود. ماینرها به اپراتورهای شبکه وابسته نیستند تا به صورت هفتگی خواسته‌های آن‌ها را برآورده کنند، به ویژه در مناطقی مانند چین که در آن بسیاری از مراکز استخراج بیت‌کوین در مناطقی کار می‌کنند که دارای برق ارزان و آب و هوای سرد می‌باشد. این مراکز باید تولید برق بلند مدت را برای تأمین امکانات خود حفظ کنند. در واقع ماینرها به طور طبیعی به دنبال نتایج میان مدت و بلندمدت می باشند.

. از اینرو اگر قدرت هش بیت کوین کاهش پیدا کند و استخراج آن به دلیل افت قیمت سود کمتری داشته باشد، ماینرها به کار خود ادامه می‌دهند تا زمانی که دوباره ارزش بیت‌کوین بالا رود و استخراج دوباره به سوددهی برسد.

آندریاس آنتونوپولس در ادامه می‌گوید:

“بخشی از دلیلی که بعید است این اتفاق بی‌فتد این است که ماینرها چشم انداز بسیار بلند مدتی دارند، به این معنا که آن‌ها سرمایه‌گذاری زیادی در تجهیزات ماینینگ کرده‌اند و معمولا برای پرداخت هزینه برق برنامه‌های طولانی مدت دارند، و برق خود را به صورت هفتگی پرداخت نمی‌کنند. پس اگر آنها مجبور به صبر کردن برای سه ماه دیگر شوند تا به سوددهی برسند، تجهیزات را در محل دارند و آنها را خاموش نمی کنند. “

اتفاق غیر واقعی

مارپیچ مرگ بیت کوین ممکن است در یک شبکه عمومی بلاکچین رخ دهد و در گذشته در رمزارزهای کوچک این اتفاق افتاده است. اما، اگر قدرت هش بیت‌کوین را در نظر بگیریم، مارپیچ مرگ برای بیت کوین بسیار دور از ذهن است.

در طی دو ماه گذشته، نرخ هش شبکه بیت‌كوين از حدود ۶۰ اگزاهش تا حدود ۳۰ اگزاهش نیز كاهش يافته است.

با این حال، از ژانویه ۲۰۱۸میزان هش شبکه بیت‌کوین از ۱۲اگزاهش به ۴۰ اگزاهش افزایش یافته است، و تاکنون هر ساله قدرت هش شبکه بیش از سه برابر افزایش یافته است.

بروزرسانی مترجم: در فوریه ۲۰۲۱ میزان توان هش شبکه بیتکوین به ۱۵۰ اگزاهش رسیده و همانطور که پیش بینی می‌شد نه تنها توان پردازشی شبکه بیتکوین کمتر نشده بلکه میزان رشد آن رکوردهای جدیدی ثبت می‌کند

منبع CNN

سختی شبکه (دیفیکالتی)

برگردانده رضا تجری

بدون اغراق می شه گفت یکی از بهترین و هوشمندانه ترین قسمت های شبکه بیتکوین فرآیند سختی شبکه و کارکرد اون می باشد. در یک نگاه تو عکس زیر همه چی رو نشون میده که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

سختی شبکه مقدار زمانی هست که یک ماینر بتونه یک بلاک رو استخراج کنه و بعد بلاک بعدی رو استارت بزنه برای فرآند استخراج کردن!

برای این کار یک سختی در نظر گرفته شده که ساخت این بلاک از یک زمانی بیشتر یا کمتر نشه، این سختی برای اینکه در همون بازه زمانی تعریف شده همیشه ثابت بمونه هر 2 هفته یک بار تنظیم میشه بطوری که ساخت یک بلاک رو در بازه ثابت 10 دقیقه سعی می کنه تنظیم کنه. بنابراین تا الان متوجه شدیم که یک زمانی بین ساخت 2 بلاک داریم و اون مدت زمان 10 دقیقه می باشد (در بیتکوین) که با سختی شبکه تنظیم می شود.

چرا سختی شبکه مهم است ؟

سختی شبکه برای این مهمه که تضمین می کنه که در هر زمان که به شبکه استخراج کنندگان چه زیاد شوند چه کم شوند توجیعه زمانی که بین ساخت هر 2 بلاک باشه به میزان 10 دقیقه انجام بگیره، ینی هرچقدر تعداد ماینرها زیاد و کم شوند سختی شبکه به تناسب آن طوری شبکه رو تنظیم می کنه که نهایتا به طور میانگین تولید هر بلاک 10 دقیقه زمان ببره. فرض کنید که اگه این سختی ثابت باشد، با اضافه شدن ماینر ها میزان اضافه شدن هر بلاک کمتر می شوند.

چه زمانی سختی شبکه تغییر می کند؟

سختی شبکه هر 2016 بلاک تغییر می کنه، که میشه همون 2 هفته یکبار، در واقع 2016 تا بلاک که میشه 2016 تا 10 دقیقه زمان باید صرف بشه که بعد زمان تغییر سختی شبکه انجام بگیره، اما یک نکته هست ما اینجا 10 دقیقه ثابت نیست، یعنی به طور میانگین 10 دقیقه می باشد، به هر حال برای محاسبه نیازه که 2016 رو ضربدر 10 (دقیقه) کنیم که به دقیقه بدست میاد، حالا اگه ماینرهای جوری استخراج کنند که میانگین 9 دقیقه بشه این زمان تغییر سختی تغییر میکنه و می شه 2016 ضربدر 9 (دقیقه).

وقتی سختی شبکه کمتر از 10 دقیقه باشه زمان ماین هر بلاک در 10 دقیقه و در وسعت 2016 بلاک، بیشتر از 1 میشه، بدین معنی که در هر 10 دقیقه یک رابطه 1.1 بوجود میاد که داره میگه در هر 10 دقیقه ما 1 بلاک و 1 دهم بلاک داریم، که از این طریق بدست میاد:

20160 برابر بوده از ضرب 10 دقیقه در 2016 بلاک که در حالت ایده آل نیاز می باشد.

18144 هم برابر هست از ضرب 9 در 2016، و نسبت دوم هم که نسبت حالت 10 دقیقه به حالت 9 دقیقه هست.

بعد از روی این نسبت میان سختی جدید رو برای شبکه تعبیین می کنند که می شه رابطه زیر:

حالا 2 تا شرط داریم اینجا:

  • اگه عدد نسبت بزرگتر از 1 باشه (به این معنی که بلاک ها سریعتر از حالت ایده آل (10 دقیقه) استخراج شده اند)، خب پس بنابراین باید سختی شبکه زیاد بشه که بتونیم شبکه رو به سمت 10 دقیقه برسونیم.
  • اگه عدد نسبت کمتر از 1 باشه (به این معنی که بلاک ها کمتر از حالت ایده آل (10 دقیقه) استخراج شده اند)، بنابراین باید سختی شبکه کمتر بشه که بتونیم شبکه رو به سمت 10 دقیقه برسونیم.

و به این صورت سختی تنظیم می شه برای 2016 بلاک آینده که دوباره تا آن زمان با تعداد ماینرهای آن سنجیده خواهد شد.

نکته: در نظر باید داشت سختی زمانی که تنظیم میشه به گونه ای هست که از یک محدوده ای بیشتر یا کمتر نمی تواند برود، به این منظور حداقل یک چهارم برابر و حداکثر 4 برابر بشه، و بیشتر از حداکثر و کمتر از حداقل ممکن نیست.

زمان بین بلاک ها به چه شکل با سختی شبکه کنترل می شود؟

با یک مثال این قسمت رو می خوایم جلو ببریم و در ادامه اونو تو شبکه بیتکوین نشون میدیم. فرض کنیم من به شما تعدادی از اعداد بین 1 تا 100 می دم.

خب شما می تونید در هر دقیقه یک عدد بین 1 تا 100 بصورت تصادفی انتخاب کنید، اینقدر این انتخاب رو می تونید انجام بدید تا به عددی که من مدنظرم هست برسید.

فرض می کنیم من عدد 50 رو در نظر گرفتم.

براساس اینکه شما در هر دقیقه 1 تنها قادر به یک شماره بین 1 تا 100 هستید بنابراین این مورد 2 دقیقه زمان می برد. اما این خیلی آسونه، بنابراین هدف رو به 20 تغییر می دم، حالا شما می توانید هر 5/1 امتحان کنید، یا به معنی اینکه هر 5 دقیقه یک بار بدست بیاورید.

یک نکته ای که هست شاید شما بار اول که عدد رو انتخاب می کنید خوش شانس باشید و مستقیما 20 رو انتخاب کنید، ولی در بلند مدت به همان 5 دقیقه خواهید رسید و ینی به صورت هر 5 دقیقه به این شرایط می انجامد.

بنابراین بر اساس میزان انتخابی که شما می توانید انجام دهید، می توانید از مقدار هدف استفاده کنید برای اینکه چه میزان زمان طول بکشد تا عدد مورد نظر بدست بیاید.

معرفی سختی شبکه

در اینجا سر و کار با کامپیوتر هست و کامپیوتر می تونه بجای اینکه به طور مستقیم به هدف اشاره کنه بیاد اون رو به تقسیماتی از محدوده ای از اعداد تقسیم کنه و از دل اون اعداد جدیدی بدست بیاره که نهایتا به جواب یا هدف مسئله برسه.


این شماره جدید همان سختی شبکه می باشد، که درواقع خیلی ساده می شه از اون استفاده کرد برای تغییر مقدار عدد مورد نظر و بتناسب اون طول زمان مورد نظر، تمام این فرآیند در یک رابطه زیر نشان داده شده است:

نمونه های مختلفی رو برای مثال در زیر میبینیم که با تغییر سختی شبکه چطور طول پیدا کردن هدف رو سخت تر می شه کرد:

شبکه بیتکوین

برای بیتکوین همانند مثال ساده که در قبل بود کار می کنه، به این منظور فرآیند هشینگ کاندید بلاک انجام میگیره تا ماینرها بتونن بهترین شانس های خودشون رو امتحان کنند تا به عدد مورد نظر برسند، در اینجا ماینرها امیدوارند که محدوده بازه ای کمتری رو بتونن انجام بدند که سریعتر به عدد مورد نظر برسند.

از اونجایی که هزاران ماینر در حال تلاش برای بدست آوردن این شانس خود هستند، بنابراین طوری این مقدار تغییر میکنه که اطمینان حاصل بشه که با میزان کم و زیاد شدن ماینرها به اندازه 10 دقیقه به طول بیانجامه بنابراین عدد های هدف بتناسب ماینرها متغییر هستند.

معرفی اعداد هگزادسیمال

از اونجایی که اعدادی که ما با آنها در این شبکه سر و کار داریم اعداد بزرگی هستند، کامپیوتر ترجیح می ده آنها را به شکل هگزادسیمال کار کنه.

به اینصورت می شه که بعد میبینیم ارزش هش هر بلاک یک چیزی شبیه این میشه:

000000000003ba27aa200b1cecaad478d2b00432346c3f1f3986da1afd33e506

این هگزادسیمال است، ولی این درواقع همان عدد هست، اما به صورت هگزادسیمال تبدیل شده است، بنابراین ماینرها (استخراج گرها) تلاش می کنند تا به تارگت هگزادسیمال مورد نظر برسند ! شما براحتی می تونید اعداد هگزادسیمال رو به اعداد معمولی یا همون دسیمال تبدیل کنید.

به همین دلیل معمولا دیده می شه که عدد مورد نظر برای بدست آوردن دارای دسته ای از اعداد و حروف می باشند.

این نکته رو نباید فراموش کرد که از لحاظ ارزش اعداد دسیمال با فرم هگزادسیمال یکی هستند و شما می توانید براحتی آنها را به یکدیگر تبدیل کنید.

اعداد سختی شبکه در قالب اعداد اعشاری داده می شود، در حالی که شما دارید می بینید که هش مورد نظر براساس هگزادسیمال داده شده است، اما این ربطی نداره شما می توانید هگزادسیمال را دوباره به دسیمال تبدیل کنید و ببینید که در نهایت هر 2 فرم نوشتاری اعداد یک سختی شبکه یکسان خواهند داشت.

کجا می توان سختی شبکه فعلی را پیدا کرد؟

می توان با وارد کردن دستور getdifficulty در کنسول رفرنس کلاینت بیتکوین (فول‌نود) خود به این موضوع رسید. همینطور می توان سختی شبکه را توسط فرمان getmininginfo مشاهده کرد.

با اینحال اگه شما یک کلاینت از بیتکوین را ندارید، می توانید سختی شبکه را همیشه از آدرس زیر پیدا کنید:

http://chainquery.com/bitcoin-api/getdifficulty

و همینطور اگه علاقه مند هستید که سختی شبکه در طول زمان چگونه تغییر می کند، می توانید از وبسایت زیر استفاده کنید که به همراه چارت هم می باشد:

https://bitcoinwisdom.com/bitcoin/difficulty

Source: http://learnmeabitcoin.com/guide/difficulty

آیا دولت‌ها می‌توانند استفاده از بیت‌کوین را ممنوع یا شبکه آن را خاموش کنند؟

چون هیچ شرکتی مسئول بیت‌کوین نیست و سرورهای بیت‌کوین به‌صورت مرکزی مدیریت نمی‌شوند و کسانی که نرم‌افزار بیت‌کوین را اجرا می‌کنند یک تیم به‌خصوص و مشخص نیستند، پس عملاً راهی برای خاموش کردن شبکه بیت‌کوین وجود ندارد.

بیت‌کوین یک نرم‌افزار اپن-سورس است که کد آن به‌صورت آزاد و رایگان روی اینترنت قابل دسترس است. خراب‌کاری و تغییر دادن آن کار بسیار مشکلی است چون تحت نظارت همگان است. هرکسی می‌تواند نرم‌افزار بیت‌کوین را دانلود و اجرا کند و بلاک‌چین بیت‌کوین را شخصاً بازبینی کند. این همان فول-نود است که هرچه تعداد آن بیشتر باشد، شبکه بیت‌کوین مستحکم‌تر خواهد شد.

حکومت‌ها می‌توانند استفاده از بیت‌کوین را برای شهروندان‌شان دشوارتر کنند اما این کار برای آن‌ها تبدیل به بازی موش و گربه خواهد شد. تجربه تبدیل پول فیات به بیت‌کوین در کشوری مثل چین را در نظر بگیرید. همان‌طور که در فصل ۱ گفتیم شهروندان چینی برای تبدیل پول‌شان به ارز خارجی، محدود به سقف ۵۰,۰۰۰ دلار آمریکا هستند، ولی با این وجود برای انتقال پول به خارج، از بیت‌کوین استفاده می‌کنند.

حتی یک حکومت بزرگ و ثروتمند که حکمرانیِ پلیسی در پیش گرفته نمی‌تواند شهروندانش را از استفاده کردن از بیت‌کوین منع کند. چون شبکه بیت‌کوین پاشنه آشیل ندارد و حکومت‌ها قادر به خاموش کردن آن نیستند.

بیت‌کوین از این نظر شبیه به خودِ اینترنت است. یک حکومت می‌تواند دسترسی شهروندانش را شبیه به کاری که چین با استفاده از «فایروال بزرگ چینی» می‌کند، به بخشی از اینترنت محدود کند، ولی شهروندان چینی می‌توانند با استفاده از VPN و روش‌های خلاقانه دیگر راهی برای دور زدن این فیلترها پیدا کنند. هیچ دولتی نمی‌تواند بدون مسدود کردن اینترنت، دسترسی به شبکه بیت‌کوین را محدود کند و به نظر می‌رسد بجز کره شمالی هیچ کشور دیگری حاضر نیست بهای آن را بپردازد.

حکومت‌های اقتدارگرا می‌توانند تملک بیت‌کوین را غیرقانونی اعلام کنند ولی اجرای این حکم فوق‌العاده دشوار است. پنهان کردن بیت‌کوین تقریبا کار راحتی است چون ذات آن دیجیتال است. ذخیره کردن بیت‌کوین روی تلفن همراه یا یک فلش مموری یا حتی به خاطر سپردن آن، گزینه‌هایی است که پی‌بردن به آن‌ها برای حکومت بسیار دشوار است. در مقابل، کشف و مصادره طلا، ملک، سهام، و پول فیات در حساب‌های بانکی برای حکومت‌ها تقریبا آسان است.

پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوین

کتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.

این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.

الف.‌آزاد

ممکن است کسی بتواند شبکه بیت‌کوین را با استفاده از یک اَبَر کامپیوتر یا یک کامپیوتر کوانتومی هَک کند؟

ممکن است کسی بتواند شبکه بیت‌کوین را با استفاده از یک اَبَر کامپیوتر یا یک کامپیوتر کوانتومی هَک کند؟

روی کاغذ بله، یک نفر با توان پردازشی کافی می‌تواند به شبکه بیت‌کوین حمله کند ولی در عمل این کار بسیار دشوار است.

این فرد با احتساب توان پردازشیِ سخت‌افزارهای امروزی باید بیشتر از ۱ میلیارد دلار برای تهیه ادوات استخراج هزینه کند که برای کار کردن به انرژی تولیدی ۸ نیروگاه برق-آبی نیاز دارند. در حالی که اگر او این تشکیلات را صرفاً برای استخراج بیت‌کوین و نه حمله به شبکه به‌کار گیرد، سود خوبی نصیبش خواهد شد. پس چنین کاری از نظر اقتصادی غیرمنطقی است.

در زمان نوشته شدن این کتاب:

۱- کامپیوترهای کوانتومی نسبت به کامپیوترهای مرسوم، چندین برابر کُندترند.

۲- ساختن کامپیوترهای کوانتومی به شدت گران است و بخاطر همین مساله تا مدت‌ها ساخت آن‌ها صرفه اقتصادی نخواهد داشت.

۳- الگوریتم‌های کوانتومی شناخته شده امروزی یک جهش بزرگ در صنعت کامپیوترهای کوانتومی هستند، ولی همچنان برای شکستن رمزنگاری استفاده شده در بیت‌کوین، باید میلیاردها از این کامپیوترها برای میلیاردها سال کار کنند.

حتی اگر دانشمندان الگوریتم‌های کوانتومی جدیدی ابداع کنند که قدرت شکستن رمزنگاری مدرن را داشته باشد، می‌توان از روش‌های رمزنگاری جدیدی در بیت‌کوین استفاده کرد که در مقابل الگوریتم‌های کوانتومی مصون هستند.

به عبارت دیگر، جامعه کاربران و توسعه‌دهندگان بیت‌کوین قادرند همیشه یک قدم از حمله کامپیوترهای کوانتومی جلوتر باشند. هرچند جامعه بیت‌کوین باید نسبت به احتمال رخ دادن حمله‌های بزرگ در شبکه بیت‌کوین هوشیار باشد، ولی برای کاربران معمولی جای نگرانی نیست.

پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوین

کتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.

این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.

الف.‌آزاد

فناوری بلاک‌چین: همچنان منتظریم!

افراد زیادی تلاش کرده‌اند تا موفقیت نوآوری ساتوشی را تکرار کنند. یک روش متداول، به کار بردن بلاک‌چینِ بیت‌کوین برای استفاده‌های دیگر است. از سال ۲۰۱۴ شرکت‌های معروفی تلاش کرده‌اند مدل بلاک‌چین را در صنایع مختلف بکار گیرند و تاکنون میلیون‌ها دلار برای آن هزینه کرده‌اند. این موضوع توجه رسانه‌ها و مردم را بیش از حد به «تکنولوژی بلاک‌چین» جلب کرده است.

متأسفانه این تلاش‌ها بیشتر شبیه به این است که با یک لیفت‌تراک به مغازه خواروبار فروشی برویم. بلاک‌چین می‌تواند به درستی برای ذخیره دفتر کل حسابداری یک پول دیجیتال و غیرمتمرکز بکار گرفته شود، ولی به نظر می‌رسد برای کاربردهای دیگری مثل بایگانی اطلاعات خدمات درمانی، ردگیری میوه روی بلاک‌چین، و قرار دادن اطلاعات هواشناسی روی بلاک‌چین، کُند و بی‌فایده و ناکارآمد باشد.

بیت‌کوین ۴ ویژگی مهم دارد که بلاک‌چین تنها یکی از آن‌هاست. اول اینکه بیت‌کوین یک دارایی دیجیتالِ کمیاب است. دوم اینکه کسی قادر به غیرفعال یا خاموش کردن شبکه فول-نودهای همتا به همتا (نام گونه‌ای از معماری شبکه‌های کامپیوتری است که در آن کامپیوترهای متصل به هم، بدون نیاز به سیستم مدیریت مرکزی با یکدیگر تبادل داده می‌کنند. – م) بیت‌کوین نیست. سوم اینکه در فرآیند استخراج بیت‌کوین، هزینه تقلب در اثباتِ-کار بسیار سنگین است. چهارم اینکه بیت‌کوین بلاک‌چین دارد و همه می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند و درستی آن را بررسی کنند. این چهار بخش، با یکدیگر همبستگی تنگاتنگی دارند و حذف کردن فقط یکی از آن‌ها باعث مختل شدن کل شبکه بیت‌کوین می‌شود.

برای یک دارایی دیجیتالِ محض مثل بیت‌کوین، می‌توان برای بایگانی کردن سوابق تراکنش‌های مالی از تکنولوژی بلاک‌چین استفاده کرد. این روش باعث می‌شود بتوانیم تعداد بیت‌کوین‌های خلق شده و سابقه همه نقل و انتقال‌ها را بدون خطا روی آن ذخیره کنیم. اما برای چیزهایی که در دنیای واقعی موجود هستند مثل دانه‌های قهوه و اطلاعات خدمات درمانی هیچ تضمینی برای صحت اطلاعات وارد شده نیست. چون همیشه ممکن است اطلاعات ورودی به‌دلیل اشتباه کاربر، بی‌توجهی، یا حتی کلاهبرداری، همراه با خطا وارد سیستم شوند. امکان بروز خطا یعنی نیاز به وجود یک مرجع مرکزی برای ضمانت درستی اطلاعات، که اصل استفاده از بلاک‌چین را زیر سؤال می‌برد.

با این وجود، تاکنون برای کشف کاربردهای غیرپولی تکنولوژی بلاک‌چین، مبالغ هنگفتی پول هزینه شده است. تا زمان نگارش این کتاب هیچ‌کس قادر نبوده سیستمی در مقیاس بزرگ و بر پایه تکنولوژی بلاک‌چین برای نگهداری سوابق خلق کند که از روش‌های رایج امروزی کارآمدتر باشد یا حتی با آن‌ها برابری کند.

بقیه ارزهای دیجیتال چطور؟

مردم فقط به کپی کردن بلاک‌چین بیت‌کوین اکتفا نکردند، بلکه تلاش کردند رمزارزهای دیگری هم بسازند. کلمه «رمز» در اسم آن‌ها قرار دارد چون برای ارسال آن‌ها، فرستنده باید مثل بیت‌کوین از امضای دیجیتال استفاده کند. (در واقع Crypto در کلمه Crypto currency اشاره به علم رمزنگاری دارد. – م). این پروژه‌ها که اغلب به آن‌ها آلت‌کوین یا توکِن می‌گویند، متمرکزند و بیشتر آن‌ها علناً کلاهبرداری هستند. بیت‌کانکت یکی از معروف‌ترین کلاهبرداری‌های حوزه ارزدیجیتال است.

شاید تعداد کمی از این رمزارزها بتوانند کاربرد معقولی داشته باشند. مثل مونرو (XMR) و زی‌کش (ZEC)، که تلاش می‌کنند تراکنش‌های کاربران‌شان نسبت به بیت‌کوین محرمانه‌تر باشد، یا اتریوم (ETH) که تلاش می‌کند به‌عنوان یک پلتفرم برای ساختن اپلیکیشن‌های بلاک‌چین مورد استفاده قرار گیرد. شرکت‌های بزرگ هم ارزهای دیجیتالی را امتحان می‌کنند. فیس‌بوک ارز دیجیتالی به نام «لیبرا» معرفی کرده که ممکن است به‌خاطر میلیاردها نفر کاربری که هر روز از خدمات فیس‌بوک استفاده می‌کنند، متداول شود. هرچند لیبرا ذاتا متمرکز است و مثل بیت‌کوین غیرقابل سانسور و کمیاب نیست. (اوایل سال ۲۰۲۰ سازمان‌های تنظیم مقررات آمریکا و اروپا انتقادات زیادی بر این پروژه داشتند و این پروژه را تحت فشار قرار دادند و آینده آن همچنان در هاله‌ای از ابهام است. – م)

گروه‌های دیگری هم بودند که تلاش کردند موفقیت ساتوشی را به روشی بی‌شرمانه کپی کنند و ارزهای دیجیتالی ساختند که نام بیت‌کوین در آن‌ها وجود دارد. این موضوع باعث سردرگمی افراد، مخصوصاً تازه‌واردها می‌شود. چون معلوم نیست کدام یکی از آن‌ها واقعی است. بیت‌کوین در صرافی‌ها و کیف‌پول‌ها با نماد BTC مشخص می‌شود. بقیه آن‌ها شبیه به طلای بدلی هستند. ممکن است شبیه به بیت‌کوین باشند ولی متمرکزند و قیمت آن‌ها در بازار خیلی پایین‌تر است. ارز دیجیتال بیت‌کوین کَش (BCH)، بیت‌کوین گُلد (BTG)، و بیت‌کوین اس‌وی (BSV) جزو همین گروه طلای بدلی هستند.

پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوین

کتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.

این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.

الف.‌آزاد

استخراج بیت‌کوین:‌ پردازش غیرمتمرکزِ تراکنش‌ها

بیت‌کوین ذاتاً غیرمتمرکز است چون مثل طلا کمیابیِ طبیعی دارد و استخراج آن دشوار است. استخراج بیت‌کوین شبیه به استخراج طلا، جستجو برای یافتن چیزی کمیاب در میان انبوه چیزهایی است که به وفور پیدا می‌شوند. وقتی یک ماینر بیت‌کوین (ماینر به فردی گفته می‌شود که به کار استخراج بیت‌کوین مشغول است. – م) عدد کمیاب درستی را که در جستجوی آن بوده پیدا کند، دیگران می‌توانند اعتبار این عدد را به راحتی بسنجند. دقیقاً مثل طلا که به راحتی می‌توان آن را از طلای بدلی تشخیص داد.

استخراج کنندگان بیت‌کوین به‌جای استفاده از کلنگ و ماشین‌های حفاری، از کامپیوترهای خیلی قدرتمند برای پیدا کردن اعداد کمیاب خاص استفاده می‌کنند. به هرکدام از این اعداد کمیاب پیدا شده، «اثباتِ-کار» می‌گویند چون به همه ثابت می‌کند یابنده این عدد برای پیدا کردنش تلاش و هزینه کرده است.

همانند طلا، برای استخراج بیت‌کوین نیازی به کسب مجوز از هیچ نهاد یا مقام مسئولی نیست. هر کسی می‌تواند نرم‌افزار استخراج بیت‌کوین را از اینترنت دانلود کند و به جستجو برای اعداد نادری که مورد تأیید شبکه هستند بپردازد.

استخراج بیت‌کوین بر طلا مزیت ویژه‌ای دارد چون نیازی به خاک یا زمین مخصوصی نیست و فقط تجهیزات کامپیوتری و منبع انرژی الکتریسیته ارزان کفایت می‌کند. بنابراین ماینرهای شبکه بیت‌کوین می‌توانند به‌طور مستقل به دنبال اعداد اثباتِ-کار مورد تأیید شبکه بیت‌‌کوین بگردند.

بیت‌کوین با روشی که توضیح دادیم می‌تواند بدون هیچ‌گونه نقطه ضعفی کار کند. آن را با سیستم‌های متمرکز مقایسه کنید. اگر شبکه شرکت کارت اعتباری ویزا از کار بیفتد، هیچ‌کس نمی‌تواند از کارت ویزا برای پرداخت استفاده کند. همین موضوع در مورد شبکه پی‌پال و آمازون هم صادق است. برخلاف شرکت‌هایی که نام برده شد، شبکه بیت‌کوین تحت نظارت و کنترل یک مرجع مرکزی نیست که با از کار افتادن آن‌ها، کل شبکه دچار مشکل شود. هیچ‌کس در شبکه بیت‌کوین قادر نیست یک تراکنش مشخص را سانسور کند. شبکه مهار نشدنی ماینرهای بیت‌کوین، با پردازش تراکنش‌های شبکه بدون نیاز به هرگونه مرجع متمرکز، کمک بزرگی به آن می‌کند.

یک تراکنش بیت‌کوین چطور کار می‌کند؟

برای درک این موضوع، سیستم حسابداری بانکی که احتمالاً آشنایی بیشتری با آن دارید را در نظر بگیرید. وقتی کسی پول یک کالا یا خدمات را با چک پرداخت می‌کند، گیرنده چک به بانک می‌رود تا آن را به حساب خودش بخواباند. با این فرض که خریدار و فروشنده هر دو مشتری یک بانک هستند، کافیست بانک از حساب خریدار کم و به حساب فروشنده اضافه کند. این فرآیند با اضافه کردن دو سطر در دفتر حسابداری بانک انجام می‌شود. یعنی لازم نیست کارکنان بانک به گاوصندوق بروند و از پول‌های خریدار بردارند و به پول‌های فروشنده اضافه کنند. بکارگیری دفترکل در حسابداری مالی یک نوآوری کلیدی و باعث سهولت نقل و انتقال پول است. یک تراکنش در شبکه بیت‌کوین چیزی شبیه به چک در سیستم سنتی بانکی است.

بیت‌کوین با دفتر کل مخصوص خودش به نام «بلاک‌چین» کار می‌کند. هزاران نفر در سرتاسر دنیا نرم‌افزار بیت‌کوین را اجرا می‌کنند و از طریق آن می‌توانند همواره درستی بلاک‌چین را بدون نیاز به یک مرجع مرکزی تأیید کنند. هرکس با اجرای این نرم‌افزار در‌واقع یک نسخه کامل از دفترکل را در اختیار دارد و نقل و انتقال‌های جدید را به محض دریافت، بازبینی می‌کند. این کار یعنی راه‌انداختن یک فول-نود (نرم‌افزار بیت‌کوین که  هر کس می‌تواند با اجرا کردن آن اعتبار دفتر کل حسابداری بیت‌کوین را بازبینی و از درستی آن اطمینان حاصل کند. – م). هریک از این فول-نودها همواره در حال بررسی شبکه هستند تا از اجرا شدن همه قوانین بیت‌کوین در شبکه مطمئن شوند. این کار باعث می‌شود هیچگونه مرجع مرکزی قادر نباشد خودسرانه سابقه تراکنش‌ها را تغییر دهد و بیت‌کوین کسی را به سرقت ببرد یا خرج کند. بلاک‌چین بیت‌کوین به بلاک‌چینِ عمومی معروف است چون هرکسی می‌تواند سابقه تراکنش‌ها را در اختیار داشته باشد و آن‌ها را بازبینی کند.

تراکنش صاحبان بیت‌کوین هم شبیه به نوشتن یک برگه چک کار می‌کند. آن‌ها رقم را بر روی چک می‌نویسند و آن را امضا می‌کنند. اما امضا روی یک برگه به راحتی قابل جعل شدن است. امضای تراکنش‌های بیت‌کوین یک امضای دیجیتالی بر پایه علم رمزنگاری است.

این امضای دیجیتال توسط رمزی ساخته می‌شود که فقط در اختیار صاحب بیت‌کوین است. به این رمز، «کلید خصوصی» می‌گوییم. دارنده بیت‌کوین می‌تواند با استفاده از این کلید خصوصی ثابت کند صاحب واقعی آن بیت‌کوین‌ها است.

کاربران بیت‌کوین‌هایشان را بر روی یک کیف‌پول ذخیره می‌کنند. این کیف‌پول درواقع نرم‌افزاری است که می‌تواند روی یک کامپیوتر یا تلفن همراه نصب شود یا یک وسیله سخت‌افزاری مخصوص برای ذخیره آن باشد. هر لحظه، تراکنش‌های جدیدی در سرتاسر دنیا از طریق این کیف‌پول‌ها ساخته می‌شود، ولی شبکه بیت‌کوین پردازشگر مرکزی برای پردازش این تراکنش‌ها ندارد. در عوض، ماینرها در سرتاسر دنیا برای وارد کردن این تراکنش‌ها به دفتر حسابداری کل بیت‌کوین با هم رقابت می‌کنند. آن‌ها تجهیزات پردازش‌گرشان را راه‌اندازی کرده‌اند و سعی می‌کنند اعداد نادر مورد قبول شبکه را پیدا کنند. تقریباً هر ۱۰ دقیقه، یک ماینر در یک نقطه از دنیا عدد اثباتِ-کار مورد قبول را پیدا می‌کند و گروهی از تراکنش‌ها که در صف پردازش بوده‌اند را در قالب یک بلاک با هم ادغام می‌کند و این بلاک ساخته شده را برای تأیید اعتبار به شبکه بیت‌کوین ارسال می‌کند.

هر بلاک شبیه به یک صفحه جدید در دفتر حسابداری جهانی بیت‌کوین است، و همه فول-نودهای شبکه در سرتاسر دنیا برای اطمینان از صحت تراکنش‌های هر بلاک، آن‌ها را مورد بازبینی قرار می‌دهند. هرکس می‌تواند یک فول-نود راه‌اندازی کند، پس هزاران کاربر در سرتاسر دنیا درستی هر بلاک جدید را با استفاده از فول-نود خودشان بازبینی می‌کنند. اگر این بلاک ارائه شده مورد تأیید شبکه باشد، آنوقت ماینرِ آن بلاک می‌تواند ۱۲/۵ بیت‌کوین به عنوان پاداش برای خودش درنظر بگیرد و آن بلاک و همه تراکنش‌هایی که در آن هستند، جزئی از تاریخچه ابدی و تغییرناپذیر بیت‌کوین می‌شوند. درزمان نگارش این کتاب، یک تراکنش عادی بیت‌کوین معمولاً در کمتر از یک ساعت بر روی بلاک‌چین ثبت می‌شود.

چون بلاک‌چینِ بیت‌کوین مجموعه‌ای از بلاک‌ها یا به عبارت دیگر مجموعه‌ای از اوراق دفتر کل بیت‌کوین است، این نام را بر روی آن گذاشته‌اند. به عبارت دیگر، بلاک‌چین یعنی همه تراکنش‌های دفتر کلِ تغییرناپذیر بیت‌کوین، از زمان بوجود آمدن آن در ژانویه سال ۲۰۰۹.

شبکه بیت‌کوین از هزاران فول-نود در سرتاسر دنیا ساخته شده که هرکدام از آن‌ها درستی هر بلاک ارائه شده از طرف ماینرها را به‌طور مستقل تأیید می‌کند. برای راه‌انداختن یک فول-نود در شبکه بیت‌کوین نیازی به فراهم کردن سخت‌افزار قوی نیست و بیشتر لپ‌تاپ‌های امروزی می‌توانند نرم‌افزار بیت‌کوین را اجرا کنند. تا وقتی راه‌اندازی و اجرای فول-نود ارزان و امکان‌پذیر باشد، شبکه بیت‌کوین غیر متمرکز باقی خواهد ماند.

سیاست پولی بیت‌کوین

سیاست پولی بیت‌کوین ساده و تغییرناپذیر است. برخلاف سیستم مبهم و متغیر بانکداری مرکزی که امروزه در دنیا رایج است.

بیت‌کوین‌های جدید چگونه خلق می‌شوند؟ همان‌طور که توضیح داده شد، بعد از اینکه یک ماینر عدد اثباتِ-کار معتبری پیدا کرد و یک بلاک با مجموعه‌ای از تراکنش‌های معتبر و در انتظار تأیید ساخت، می‌تواند پاداشِ ساختن این بلاک جدید را دریافت کند. در زمان نگارش این کتاب، پاداش هر بلاک معتبر جدید ۱۲/۵ بیت‌کوین است و هر چهارسال این مقدار نصف می‌شود. یعنی این مقدار در سال ۲۰۲۰ به ۶/۲۵ و در سال ۲۰۲۴ به ۳/۱۲۵ کاهش پیدا می‌کند.

اگر ماینر موردنظر مقدار بیشتری از پاداش تعیین شده به عنوان پاداش بلاک برای خودش درنظر بگیرد، این بلاک مورد پذیرش فول-نودهایی که همه بلاک‌ها را بازبینی می‌کنند، قرار نخواهد گرفت. فول-نودها همه بلاک‌هایی که ماینرها به شبکه ارسال می‌کنند را مورد بررسی قرار می‌دهند و اگر آن‌ها از همه قواعد بیت‌کوین پیروی نکنند، به بلاک‌چین اضافه نخواهند شد. مثل وقتی که بانک چک فردی را که رقمی بیشتر از موجودی حسابش نوشت قبول نمی‌کند. بنابراین کسی نمی‌تواند بیت‌کوین تقلبی بسازد. فول-نودها تراکنش‌های جعلی یا بلاکی که چنین تراکنشی در آن باشد را نمی‌پذیرند و رد می‌کنند.

یک بلاک نامعتبر برای ماینرها خیلی گران تمام می‌شود، چون وقتی مورد قبول شبکه قرار نگیرد یعنی درواقع همه انرژی که تجهیزات استخراج او برای پیدا کردن عدد اثباتِ-کار مصرف کرده‌اند، تلف شده است. این یعنی بهای تقلب کردن در شبکه بیت‌کوین خیلی سنگین است و در نهایت باعث محافظت از شبکه بیت‌کوین می‌شود. با این حال، اگر تعداد فول-نودهای موجود در شبکه بیت‌کوین کم باشد، یک ماینر می‌تواند با تطمیع آن‌ها بلاک نامعتبرش را وارد بلاک‌چین کند. از آنجا که هزاران فول-نود در شبکه بیت‌کوین وجود دارند که در سرتاسر دنیا پراکنده هستند و هیچگونه شناختی نسبت به همدیگر ندارند، ‌موفق به انجام چنین کاری نخواهد شد.

ساتوشی از روز اول سقف تعداد کل بیت‌کوین‌هایی که عرضه خواهند شد را ۲۱ میلیون تعیین کرد. در زمان نگارش این کتاب بیشتر از ۸۵٪ این مقدار استخراج شده و بیشتر از ۱۷ میلیون بیت‌کوین در گردش است. بقیه آن‌ها هم بعنوان پاداش ساخت بلاک و در یک برنامه زمان‌بندی مشخص، عرضه خواهند شد.

پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوین

کتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.

این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.

الف.‌آزاد

بیتکوین چیست؟

روز ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸، بانک مشهور سرمایه‌گذاری «برادران لیمن» بزرگترین ورشکستگی تاریخ ایالات متحده را اعلام کرد. فروپاشی برادران لیمن که در سال ۱۸۵۰ میلادی تاسیس شده است، به دوران خوشِ وام‌های بدون پشتوانه در جهان پایان داد. این شرکت بیشتر از کل ارزش اوراق بهادارش روی اوراق بهادار تضمین شده و وام‌های پر ریسک سرمایه‌گذاری کرده بود. وقتی خریداران خانه‌ها نتوانستند از عهده پرداخت وام‌های گرفته شده بربیایند، راهی برای جبران خسارت نداشتند و درنهایت ورشکسته شدند.

ناگهان اعتماد بانک‌ها به مجموعه برادران لیمن و بانک‌های دیگر از بین رفت. در میانه این بحرانِ اعتبار، صاحبانِ مشاغل متوجه شدند که به سختی می‌توانند برای تامین مالی فعالیت‌های خود وام بگیرند. وقتی برای خرید مواد اولیه، سرمایه‌گذاری در تجهیزات جدید یا پرداخت حقوق کارمندان بودجه کافی موجود نباشد، شرکت‌های فعال در بسیاری از صنایع، دیگر قادر به ادامه فعالیت نیستند و فروپاشی اقتصادی حتمی است.

خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا و صندوق ذخیره فدرال سریعاً وارد عمل شدند و برای نجات سیستم مالی به بانک‌ها وام اعطا کردند. در تاریخ ۳ اکتبر ۲۰۰۸، کنگره با قانون اضطراری تثبیت اقتصادی سال ۲۰۰۸، به چندین بانک که دچار مشکل شده بودند کمک مالی کرد. دولت صدها میلیارد دلار برای رونق دادن به بخش مالیِ در حال فروپاشی هزینه کرد.

شروع بیت‌کوین

در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸‌، چند هفته پس از آنکه دولت ایالات متحده اجازه پرداخت ۷۰۰ میلیارد دلار وثیقه به بانک‌ها را صادر کرد، یک شخص یا گروه ناشناس با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو یک وایت‌پیپر فنی (یک مقاله معتبر تخصصی و علمی که درباره یک موضوع مشخص نوشته شده است. – م) منتشر و در آن یک سیستم جدید پرداخت الکترونیکی به نام بیت‌کوین را تشریح کرد. ساتوشی وایت‌پیپر بیت‌کوین را به گروهی اینترنتی به نام «سایفرپانکس» ارسال کرد؛ گروهی متشکل از فعالان حریم خصوصی که برای به چالش کشیدن سوء‌استفاده دولت‌ها از قدرت‌شان و تحت نظر قرار دادن افراد، ابزارهای کاربردی نرم‌افزاری خلق می‌کردند.

دو نکته در این وایت‌پیپر بود که کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیخت. اول اینکه نویسنده از نام مستعار استفاده کرده بود. هویت ساتوشی تا به امروز رازی است که همچنان برای همگان جذاب است. دوم اینکه، این مقاله چیزی را مطرح می‌کند که قبلاً هرگز وجود نداشت: پول دیجیتالی مستقل از حکومت‌های مرکزی. کمتر کسی فکر می کرد دستیابی به چنین چیزی امکان‌پذیر باشد.

چند ماه بعد، ساتوشی شبکه بیت‌کوین را راه‌اندازی کرد و یک جمله به‌عنوان سرنخ در اولین سطر دفتر حسابداری بیت‌کوین قرار داد. این جمله دلیل خلق بیت‌کوین را توضیح می‌داد:

1[روزنامه] تایمز ۳/ ژانویه/۲۰۰۹ در آستانه تحویل وثیقه دوم به بانک‌ها

این تیترِ خبری است که در تاریخ 3 ژانویه 2009 در روزنامه تایمز، یکی از روزنامه‌های برجسته بریتانیا منتشر شد. پیام ساتوشی به جهان این بود که سیستم مالی فعلی دنیا، که در آن هزینه اشتباهات بانک‌ها را مردم پرداخت می‌کنند، ناکارآمد است. فناوری جدید غیرمتمرکز مالی بیت‌کوین ساخته شده است تا راهی برای خروج از وضعیت کنونی باشد.

برای درک نوآوری علمی بیت‌کوین، ابتدا باید مفهوم «کمیابی» را بفهمیم.

دو شکل مختلف ازکمیابی

در قلمرو مادی، کمیابی به دو شکل خودش را نشان می‌دهد. اولین شکل آن مصنوعی است، مثل ساخته‌های دست بشر از قبیل مجموعه‌های کلکسیونی مثل کیف های دستی شَنل، کارت‌های بسکتبال مایکل جردن، شراب‌های نادر، کارهای هنری، یا آثار یک هنرمند به‌خصوص. به این نوع کمیابی، کمیابی متمرکز نیز گفته می‌شود. توجه کنید که مشکل این نوع کمیابی این است که امکان جعل کردن آن وجود دارد.

دومین شکل آن به‌صورت طبیعی است. این دسته شامل نمک (کلمه salt منشأ کلمه Salary در زبان انگلیسی به معنی دستمزد است. – م)، مهره‌های شیشه‌ای از کشور غنا، صدف‌های سفالی از فرهنگ بومی آمریکا، نقره از چین و البته طلا در سراسر جهان است. اینها نمونه‌هایی از کمیابی غیرمتمرکز هستند و جعل کردن آنها دشوارتر است.

استفاده از کالاهای غیرمتمرکز و کمیاب مثل نمک و طلا بجای پول، بهیچ‌وجه اتفاقی نبوده است. دلیل اول اینکه، هرکس می‌تواند بطور عادلانه از کالایی که در کنترل هیچ فرد یا گروهی نیست استفاده کند. دوم، جعل این کالاها بسیار دشوارتر است. دلیل آخر اینکه کمیابی این کالاها باعث می‌شود معاملات اقتصادی به راحتی انجام شوند چرا که اگر کمیاب و با‌ارزش نبودند، طرفین می‌بایست مقادیر زیادی از آن‌ها را با خود حمل می‌کردند.

چیزی که این دو نوع کمیابی مختلف را از هم متمایز می‌کند، قابلیت کنترل پذیری آنهاست. شکل اول کمیابی که به آن کمیابی متمرکز گفتیم، توسط یک فرد یا یک شرکت پدید آمده است. حال می‌خواهد بانک مرکزی چین باشد یا صندوق ذخیره فدرال ایالات متحده، خواه توسط یک هنرمند بوجود آمده باشد یا یک شرکت چندملیتی بزرگ. در هر صورت آن مرجع مرکزی می‌تواند کمیاب بودن آن کالا را از راه‌های مختلفی مثل تولید، انتشار، بازخرید، و مصادره کردن کنترل کند.

کالاهای کمیابِ غیرمتمرکز توسط طبیعت ساخته می‌شوند. پس عرضه آن‌ها بر عهده یک مرجع مرکزی نیست. این کالاها ساخته دست بشر نیستند که بتواند هرچقدر خواست از آن‌ها تولید کند. تنها راه بدست آوردن آن‌ها جمع‌آوری یا برداشت از طبیعت است. یک معدن‌چی برای استخراج کالاهای کمیابِ طبیعی مثل طلا یا نفت، در‌واقع فقط چیزی که از قبل وجود داشته را از دل زمین استخراج می‌کند.

برای استخراج طلا همواره رضایت مالک معدن کافی بوده و علاوه بر آن لزومی به کسب اجازه از فرد یا نهاد دیگری نیست. به عبارت دیگر، خلق طلا در اختیار یک مرکز یا گروه خاص نیست و هیچ مرجع جهانی نمی‌تواند استخراج آن را محدود، یا عرضه آن را زیادتر کند.

کنترل پذیری از جانب یک مرجع مرکزی فرق اساسی بین کالاهای کمیابِ متمرکز و غیرمتمرکز است. به ویژه کالاهایی که به عنوان پول مورد استفاده قرار می‌گیرند.

چرا تمرکززدایی برای پول مفید است؟

همان‌طور که قبلاً هم اشاره کردیم، یکی از ویژگی‌های غیرقابل انکار پول‌های متمرکز این است که مسئول آن می تواند خودسرانه و هروقت بخواهد مقدار بیشتری از آن خلق کند. هرچند این اتفاق بیشتر در رژیم‌های اقتدارگرا می‌افتد تا نظام‌های مردم‌سالار.

در فیلم «Bugsy»، شخصیت اصلی بارها و بارها۲۰٪ از سهام کازینوی «Pink Flamingo» را به ده‌ها نفر و به قیمت ۱۰,۰۰۰ دلار می‌فروشد. او آن‌ها را در مورد درصد شراکت‌شان به اشتباه می‌اندازد چون هر سرمایه‌گذار خیال می‌کند ۲۰٪ از کازینو را در اختیار دارد، اما در واقع اینطور نبود. ولی به‌هرحال «Bugsy» سود بالایی از این معامله‌ها نصیبش می‌شد.

انگیزه نهاد یا مقام مسئول یک دارایی متمرکز (مثلاً هنرمندی که اثر هنری خلق می‌کند) این است که هرچه بیشتر از آن تولید کند، هرچند این کار او باعث کم ارزش شدن دارایی افراد دیگر بشود. همه دارایی‌های متمرکز با این چالش روبرو هستند. بانک‌های مرکزی معمولاً برای اهداف سازنده‌ای مثل ایجاد زیرساخت‌ها، حمایت از برنامه‌های رفاه اجتماعی یا تثبیت یک بحران اقتصادی، اقدام به چاپ پول می‌کنند. اما اثر کانتیلون را از فصل ۱ به خاطر بیاورید: حتی استفاده معقول از این قدرت ممکن است باعث بهره‌مند شدن هرچه بیشتر ثروتمندان به قیمت ضعیف‌تر شدن فقرا و قشر آسیب‌پذیر جامعه شود. توانایی چاپ پول کژمنشی ایجاد می‌کند. (کژمنشی در اقتصاد یعنی یکی از طرفین معامله از رانت اطلاعاتی برخوردار شود و بین معامله‌گران تقارن اطلاعاتی برقرار نباشد.– م)

البته که پول غیرمتمرکز هم می‌تواند کم‌ارزش شود. فن‌آوری‌های جدید می‌توانند هزینه تولید کالاهای کمیاب طبیعی را ارزان‌تر و درنتیجه بازار را از این کالاها اشباع کنند. وقتی یک کالا دیگر کمیاب نباشد، از ارزشش کاسته می‌شود و دیگر نمی‌توان به‌عنوان پول به آن اعتماد کرد. دقیقاً برای همین است که امروزه دیگر کسی از نمک و صدف‌های دریایی و مهره‌های شیشه‌ای به‌عنوان پول استفاده نمی‌کند. هر کدام از آن‌ها به مدت طولانی در طبیعت کمیاب بودند ولی امروزه به‌خاطر پیشرفت فن‌آوری، به شدت ارزان و آسان بدست می‌آیند.

طلا یکی از موارد استثنایی است که توانسته ارزش خود را حتی بعد از گذشت هزاران سال، بطور چشمگیری حفظ کند. طلا کاربرد صنعتی و تزئینی هم دارد، اما چون استخراج آن در طول تاریخ همواره دشوار بوده تبدیل به پولی قابل اعتماد بین همگان شده است. قدرت خرید طلا ثابت است و این باعث می‌شود گزینه خوبی برای حفظ ارزش باشد. تا جایی که امروزه مردم برخی از کشورهای دنیا برای مصون ماندن از عواقب بحران‌های اقتصادی از طلا و جواهرات استفاده می‌کنند. اِشکال بزرگ طلا ذات مادی و وزن بالای آن است. این دو اشکال، نگهداری، تأمین امنیت، و نقل و انتقال آن را بسیار دشوار می‌کند.

بسیاری از طرفداران بیت‌کوین معتقدند این ارز دیجیتال ممکن است روزی برای حفظ ارزش و پس‌انداز بلند مدت، جایگزین طلا شود. همان‌طور که در ادامه این فصل توضیح می‌دهیم، کمیابی بیت‌کوین از نوع غیر متمرکز و کمیاب‌تر از طلاست، اما با این وجود نقل و انتقال و ذخیره امن آن بسیار آسانتر از طلا است.

کمیابی دیجیتالِ غیرمتمرکز

با ظهور اینترنت امکان تبدیل اطلاعات به داده‌های دیجیتالی و توزیع آسان آن‌ها فراهم شد. کپی یک فایل دیجیتالی خیلی آسان‌تر و ارزان‌تر از تکثیر نسخه فیزیکی آن است.

دیجیتالی شدن پول برای تجارت الکترونیک ضروری بود و با استفاده از آن دیگر نیازی به نقل و انتقال فیزیکی پول نبود. هرچیزی را می‌توان به سرعت فرستادن یک ایمیل یا باز کردن یک وب‌سایت، به هرجا ارسال کرد و این باعث می‌شود که تجارت به معنی واقعی جهانی باشد. نسخه دیجیتالی پول فیات را بانک‌ها به‌وجود می‌آورند و شرکت‌های کارت‌های اعتباری مثل (ویزا یا مسترکارت)، خرده فروشی‌هایی مثل (علی‌بابا، آمازون و اپل)، یا حتی اپلیکیشن‌های پرداخت‌ساز مثل (وی‌چت، پی‌پال و اسکوئر) آن‌ها را پردازش می‌کنند.

این شرکت‌ها روی نقل و انتقال پول اختیار تام دارند و قادرند تراکنش‌های مالی را سانسور کنند. آن‌ها می‌توانند برخلاف میل کاربران، پول‌هایشان را مصادره و حساب‌هایشان را مسدود کنند. علاوه بر این، به‌دلیل متمرکز بودنشان اغلب هدف فشار دولت‌ها و حملات هکرها قرار می‌گیرند و درنتیجه سرمایه و اطلاعات شخصی مشتریان، همواره در معرض خطر از دست رفتن است. تا پیش از ظهور بیت‌کوین، هر پول دیجیتالی دو اشکال عمده داشت: اول اینکه کمیاب بودن آن مصنوعی بود. دوم اینکه تحت کنترل یک مرجع متمرکز اداره می‌شد. به نظر نمی‌رسید راهی برای خلق کمیابی در حوزه دیجیتال وجود داشته باشد.

ساتوشی ناکاموتو در ۳۱ اکتبر سال ۲۰۰۸ بیت‌کوین را به عنوان یک ارز دیجیتال معرفی کرد. کمیاب بودن بیت‌کوین ریشه در ریاضیات دارد.

اعداد اول از نادرترین اعداد در علوم ریاضی هستند. یک عدد اول مثل ۲، ۳، یا ۵ فقط بر عدد ۱ و بر خودش بخش‌پذیر است.

هرچه اعداد بزرگ‌تر شوند، اعداد اول کمیاب‌تر می‌شوند. برای مثال بین عدد ۱ تا ۱۰۰، ۲۵ عدد اول وجود دارد. ممکن است فکر کنید حتما بین اعداد ۱ تا ۱,۰۰۰، ۲۵۰ عدد اول باشد، ولی فقط ۱۶۸ عدد اول در این محدوده موجود است. اعداد اولِ بزرگ‌تر از عدد ۱۰۰ میلیارد فوق‌العاده کمیاب‌اند. به‌قدری که ریاضی‌دانان جهان همچنان در جستجوی پیدا کردن بزرگترین عدد اول هستند.

اعضای شبکه بیت‌‌کوین برای پیدا کردن اعداد کمیابی شبیه به اعداد اول با هم رقابت می‌کنند و از طریق آن بیت‌کوین‌های جدید خلق می‌شوند. با این روش می‌توان کمیابی غیرمتمرکز دیجیتال پدید آورد. دلیل بنیادی بودن نوآوری ساتوشی هم دقیقاً همین است. قبل از بیت‌کوین هر دارایی یا کاملاً متمرکز بود (مثل توکن‌های بازی‌های کامپیوتری که توسط شرکت سازنده بازی تولید می شوند)، یا فیزیکی بود (مثل طلا و نقره)، یا به وفور همه‌جا پیدا می‌شد (مثل فایل‌های فشرده صوتی). تا قبل از ظهور بیت‌کوین، دارایی‌ای که همزمان غیرمتمرکز، دیجیتال، و کمیاب باشد، وجود نداشت.

پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوین

کتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.

این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.

الف.‌آزاد

پول رایج امروز چه مشکلاتی دارد؟

پول رایج امروز چه مشکلاتی دارد؟

سال ۱۹۸۱

یک زوج فیلیپینی بدنیا آمدن اولین فرزندشان را در مانیل و بعد از برچیده شدن حکومت نظامی ۱۰ ساله، جشن می‌گرفتند. فردیناند مارکوسِ دیکتاتور، فقط چند سال دیگر روی کار می‌ماند اما سعادت و خوشبختی خانواده، تنها دغدغه پدر و مادر لوئیس بود. آنها یک حساب پس‌انداز باز کردند تا با پس‌اندازشان برای شرایط ناپایدار سال‌های بعد آماده باشند. نرخ تبدیل پزوسِ فیلیپین به دلار آمریکا در آن زمان ۷ به ۱ بود.

سال ۱۹۹۳

در لاگوس، یک ژنرال نیجریایی به نام «سانی آباچا» قدرت را به دست می‌گیرد و نرخ تبدیل نایرای نیجریه به دلار آمریکا را ۲۲ به ۱ تعیین می‌کند. این کار او تلاشی است تا بتواند از سقوط بیشتر ارزش پول ملی نیجریه جلوگیری، و اقتصاد کشورش را با ثبات کند. این نرخ تبدیل موجب بوجود آمدن بازار سیاه پر رونقی شده بود که در آن نایرا به قیمت‌های خیلی پایین‌تری معامله می‌شد. آباچا در سال ۱۹۹۸ از دنیا رفت. نرخ تبدیل دلار به نایرای نیجریه در این سال ۱ به ۸۸ بود. یعنی ارزش پول این کشور ۴ برابر نسبت به نرخ رسمی تعیین شده در سال ۱۹۹۳ پایین‌تر آمده بود. میلیون‌ها نفر دچار رنج و فقر شدند چون با حقوق‌های ثابتی که از دولت می‌گرفتند نمی‌توانستند از عهده خرید اجناسی که هر روز گران‌تر می‌شدند بربیایند.

سال ۲۰۱۸

در طول مرز پروسِ ونزوئلا، شهروندان از اَبَر تورم ۴۰۰,۰۰۰ درصدی به کشورهای همسایه یعنی برزیل و کلمبیا فرار می‌کنند. بیشتر از ۳ میلیون نفر تاکنون از فقر و گرسنگی از ونزوئلا گریخته‌اند.

لورنا، یک نانوای ۴۸ ساله است که بالاخره تصمیمش را برای مهاجرت به کلمبیا گرفته است. در مرز اما ماموران مرزی وسایل او را تفتیش می‌کنند تا اگر چیز ارزشمندی دارد از او بگیرند. ولی چیزی پیدا نمی‌کنند چون خبر نداشتند که لورنا قبل از اینکه به سمت مرز حرکت کند ساعت‌ها وقت صرف کرده بود و اسکناس‌های دلار آمریکا را با استفاده از وسایل آرایشی مخصوصی لای موهایش پیچیده بود و توانسته بود آنها را میان موهای بافته شده‌اش پنهان کند. او توانست با کمک این حقه با خیال راحت از مرز عبور کند.

در مانیلِ فیلیپین شانس از پدر و مادر لوئیس روی برمی‌گرداند. نرخ تبدیل پزوس به دلار آمریکا ۵۰ به ۱ شده و سرمایه‌ای که در طول این سال‌ها جمع کرده بودند حدود ۸۰ درصد از ارزشش را از دست داده بود. با وجودی که زمان بازنشستگی آنها فرا رسیده بود چاره‌ای نداشتند جز اینکه کار کنند و برای آینده‌ای غیرقابل پیش‌بینی پس‌انداز کنند.

در لاگوس، نایرای نیجریه بعد از از دست دادن تقریبا ۵۰ درصد از ارزشش در عرض فقط چند سال، شرایط تقریبا پایداری را تجربه می‌کند. اما قیمت اجناس در بازار دوباره سر به فلک کشیده است. هیچکس، حتی مقام‌های عالی‌رتبه دولتی هم به توانایی دولت برای جلوگیری از وقوع یک بحران اقتصادی اعتماد ندارند.

سال ۲۰۱۹

در شانگهای یک کارشناس جوان به اسم اَنی به دوستش در پیام‌رسان وی‌چَت که هر روز توسط میلیاردها چینی مورد استفاده قرار می‌گیرد، پیامی داد. دوستش به او گفت که بخاطر مصرف مواد مخدر به دردسر افتاده و ناگهان ارتباط اینترنتی آنها قطع شد. فردای آن روز ۲ مامور لباس شخصی پلیس به دفتر کار اَنی رفتند و از او خواستند با آنها برود. هفته‌ها خبری از او نبود. وقتی برگشت و به فضای مجازی دسترسی پیدا کرد، متوجه شد دسترسی به بعضی از خدمات پرداخت وی‌چَت را از دست داده است. او دیگر نمی‌تواند بلیت هواپیما یا قطار بخرد. اعتبار بانکی او هم خیلی کاهش پیدا کرده بود. زندگی او فقط با یک جمله که در یک پیام‌رسان رد و بدل شده بود، تباه شد.

در آکلند، شهری در ایالات متحده، الکس به یک مغازه حیوانات خانگی می‌رود تا برای سگش غذا بخرد. چیزی که می‌خواهد پیدا می‌کند و علاوه بر آن یک غذای جدید می‌بیند که بوی دهان سگ‌ها را بهتر می‌کند. او از آن مغازه خرید و پول خریدش را با کارت اعتباری ویزا پرداخت کرد. چند دقیقه بعد وقتی به توئیتر می‌رود می‌بیند که توئیتر یک تبلیغ برای همان غذایی که چند دقیقه پیش برای سگَش خریده بود به او نشان می‌دهد. بعدا معلوم می‌شود که شرکت صادر کننده کارت اعتباری‌اش، اطلاعات خریدهای مشتریان را با شرکت‌های واسطه به اشتراک می‌گذارد. الکس متوجه می‌شود که جزئیات زندگی خصوصی او در اختیار شرکت‌های تبلیغاتی قرار می‌گیرد و این موضوع برای او و نسلی که از گوشی هوشمند استفاده می‌کنند بسیار ناامیدکننده است. حتی در ایالات متحده هم حریم خصوصیِ مالی در حال از بین رفتن است.

این مسائل، اشکالات پول رایج امروز را به ما نشان می‌دهند

پدر و مادر لوئیس و میلیونها خانواده طبقه متوسط فیلیپینی و نیجریایی فقط در طی یک نسل، شاهد از بین رفتن ارزش پول‌هایشان بودند. لورنای ونزوئلایی برای انتقال پس‌انداز ناچیزش به کلمبیا باید راهی پیدا می‌کرد تا ماموران مرزی نتوانند دارایی‌اش را مصادره کنند برای همین مجبور بود از خلاقیتش استفاده کند و پولش را در موهایش جاسازی کند. اَنیِ چینی که دسترسی‌اش به ابزار پرداخت آنلاین محدود شده، گویی به «زندان مالی» افتاده است. خریدهای الکسِ آمریکایی هم زیر نظر است و هر بار که از کارت اعتباری‌اش برای خرید چیزی استفاده کند، اطلاعات آن خرید به شرکت‌های تبلیغاتی فروخته می‌شود.

این موارد مختص به چند کشور بخصوص نیست

از سال ۲۰۰۰ میلادی، تقریبا همه ارزهای دنیا نسبت به دلار آمریکا ارزش خود را از دست داده‌اند. خیلی از آنها مثل رَند آفریقای شمالی، پزوی آرژانتین و لیر ترکیه حدود ۵۰ درصد و هیرونیای اوکراین و پزوی دومنیکن تا ۷۰ درصد از ارزش‌شان را نسبت به دلار آمریکا از دست داده‌اند. حتی قدرت خرید دلار و یورو هم در این مدت ۳۳ درصد کاهش یافته است.

در سرتاسر دنیا، ۲۵۰ میلیون مهاجر و پناهجو برای فرستادن پول به خانواده‌هایشان یا انتقال دارایی‌شان به یک کشور جدید، مشکل دارند. حدود ۲ میلیارد نفر در دنیا به خدمات بانکی دسترسی ندارند. پول در دنیای امروز همچنان محصور به مرزهای جغرافیایی کشورهاست.

در همین حال، ساکنان کلان‌شهرهایی مثل شانگهای و سان‌فرانسیسکو، آشکارا حس می‌کنند زیر نظر قرار دارند. از یک طرف« برادر بزرگ» (نماد و چهره حکومتی است که به اشکال گوناگون بر زندگی طبقات مختلف مردم نظارت و کنترل دارد. – م)، و از طرف دیگر شرکت‌های بزرگ ما را تحت‌نظر دارند و تک‌تک خریدهای ما را ردگیری می‌کنند و اطلاعات خصوصی ما را بدون اجازه، به شرکت‌های تبلیغاتی و واسطه‌ها می‌فروشند. حریم خصوصی این روزها یک کالای لوکس است که هر روز گران‌تر می‌شود.

پول چیست؟

پول در اصل یک توافق اجتماعی است. مردم باید اعتماد داشته باشند هر زمان اراده کنند می‌توانند اسکناس‌های داخل کیف‌شان، یا موجودی حساب بانکی یا کارت‌های هدیه‌شان را به کالا و خدمات دلخواه تبدیل کنند. فروشنده هم باید از ارزشمند بودن پولی که قرار است از خریدار بگیرد اطمینان داشته باشد.

در طول تاریخ، جوامع بشری برای رسیدن به این توافق اجتماعی راه‌های زیادی را امتحان کرده‌اند. از صدف‌های دریایی، نمک، طلا، تا سیستم پیچیده بانک مرکزی امروز. بعضی از پول‌ها، پشتوانه قوی‌تری نسبت به بقیه دارند و در طول زمان ارزش‌شان را بهتر حفظ می‌کنند.

بطور غریزی همه می‌دانند که پول مساله مهمی است و همه می‌خواهند دارایی‌شان را در یک پول باپشتوانه بالا ذخیره کنند. مردم در ازای کارشان پول می‌گیرند، پس پول نماینده زمان و کار آنهاست. پول ابزاری است که با آن می‌شود کار و تلاش یک فرد را در هر زمان دلخواه، به کالا و خدمات دلخواه تبدیل کرد. بر همین اساس، دسترسی به یک پول با پشتوانه یکی از اصلی‌ترین جنبه‌های قدرت فردی است.

پول برای دولت‌ها هم اهمیت زیادی دارد چون مدیریت اقتصاد و کنترل پول هر کشوری در اختیار دولت است. هرچند ممکن است وسوسه شوند و از این قدرت سوء‌استفاده کنند. مقامات دولتی اغلب از این قدرت برای رسیدن به مقاصدشان استفاده می‌کنند. فقط حکومت‌های مردم‌سالاری که حقوق فردی، تفکیک قوا، و حاکمیت قانون را بطور کامل اجرا می‌کنند، می‌توانند بطور مؤثر از تورم، مصادره اموال، و فساد مالی که مصداق سوء‌استفاده از کنترل دولت بر اقتصاد است، جلوگیری کنند.

در دنیای امروز کارکرد پول چگونه است؟

اسم پول‌های ملی رایج در دنیا «فیات» است که از کلمه لاتین «Fiat» به معنی «تعیین شده» گرفته شده است. ارزش این پول‌ها توسط دولت‌هایی که آنها را خلق کرده‌اند و در معاملات می‌پذیرند، تعیین می‌شود. از آنجا که چاپ پول برای دولت‌ها هزینه‌ای ندارد، آنها می‌توانند هروقت و به هر اندازه‌ای که می‌خواهند پول خلق کنند.

به گفته آلن گرین‌سپن رئیس کل پیشین بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا، این کشور می‌تواند همه قرض‌های خود را با چاپ پول بپردازد. این روش حتی برای اقتصاد پایداری همچون ایالات متحده چالش‌هایی را پدید خواهد آورد. قدیمی‌ترین پول ملی، «پوند استرلینگ» بریتانیای کبیر است که ۹۹/۵ درصد از ارزش خود را در طول ۳۰۰ سال گذشته از دست داده است. دلار آمریکا هم ۹۰ درصد از ارزش خود را در طول یک قرن گذشته از دست داده است. یک پُرس استِیک که در سال ۱۹۲۵، ۰/۳۶ دلار قیمت داشت، در سال ۱۹۹۰، ۳ دلار بوده و الان ۱۲ دلار است. درحالی‌که این ارز از پایدارترین پول‌های دنیاست. عمر متوسط یک پول فیات فقط ۲۷ سال است.

امروزه هدف بانک‌های مرکزی، تثبیت تورم و پایین نگه داشتن آن است و همه کشورها در دوره‌هایی از تاریخ در این کار موفق بوده‌اند. اگرچه بیشتر پول‌ها در بلندمدت از تورم مصون نمانده‌اند، و این مساله برای کسانی که این پول‌ها را پس‌انداز می‌کنند مشکل‌ساز است. این افراد برای خرید ملک یا سهام که ارزش آن‌ها با تورم بالا می‌رود به اندازه کافی پول ندارند. تورم بالا کار را برای کسانی که می‌خواهند پول‌شان را برای آینده پس‌انداز کنند سخت می‌کند چون ارزش پس‌اندازشان در گذر زمان کاهش می‌یابد.

ارزش دارایی میلیاردها نفر از انسان‌هایی که تحت رژیم‌های استبدادی زندگی می‌کنند، بخاطر تصمیم‌های مقامات دولتی که از طرف مردم انتخاب نشده‌اند، هر روز کمتر و کمتر می‌شود. فقط قشر مرفه جامعه قادر است برای حفظ ارزش دارایی‌اش دلار و طلا و ملک بخرد. اما در عین حال شهروندان کشورهای ثروتمند و مردم‌سالار، از پشتیبانی مهمی بهره‌مند هستند و به دلار یا یورو که پول تقریبا پایداری است دسترسی دارند. اقتصاد آنها عملکرد خوبی دارد و آنها می‌توانند کاری با درآمد خوب پیدا کنند. همچنین دسترسی به ابزارهای سرمایه‌گذاری دارند که آنها را در مقابل تورم مصون نگه می‌دارد.

اثر دسترسی نابرابر به پولی که بانک‌ها خلق می‌کنند به قدری شناخته شده است که برای آن یک اصطلاح وجود دارد؛ «اثر کانتیلان». این اصطلاح برگرفته از اسم یک اقتصاددان قرن هجدهمی به نام ریچارد کانتیلان است که این اثر را زمانی که به‌عنوان یک بانکدار در بریتانیا مشغول کار بود، مشاهده کرد.

تورم بالا عادلانه نیست چون باعث می‌شود ثروت افرادِ کمتر برخوردار جامعه به افراد مرفه‌ جامعه منتقل شود. ممکن است اثرات تورم بالا برای فردی که در ایالات متحده یا بریتانیا زندگی می‌کند، مشهود نباشد اما متاسفانه برای میلیاردها نفر که در کشورهای با اقتصاد ضعیف زندگی می‌کنند، بشکل کاملا واضح و دردناکی قابل لمس است.

همچنین پول‌های ملی بخاطر ویژگی چاپ‌پذیر بودنشان، یکی از عوامل بوجود آمدن جنگ‌های طولانی در زمان ما هستند. دولت‌ها می‌توانند با چاپ کردن پول برای ادامه جنگ، هزینه آن را با استفاده از تورم به نسل‌های بعد منتقل کنند. این یعنی جنگ‌های طولانی‌تر و پرخرج‌تر. جنگ جهانی اول یک نمونه غم‌انگیز است که طرف‌های اصلی درگیر، توانستند با استفاده از تورم، هزینه ادامه جنگ را تأمین کنند. هم آلمان، هم روسیه اجرای قانون «پول‌طلا» (سیستم پولی که در آن واحد محاسبه اقتصادی بر پایه وزن ثابتی از طلا است و این مقدار مشخص به ازای هر قطعه اسکناس در بانک مرکزی ذخیره و نگهداری می‌شود. – م) را متوقف کردند و برای ادامه دادن به جنگ، پول بدون پشتوانه چاپ کردند. برای همین، این جنگ خیلی بیشتر از چیزی که همه انتظار داشتند طول کشید. وقتی آلمان شکست خورد، تنها راهی که برای پرداخت غرامت داشت این بود که حتی بیشتر از قبل پول بدون پشتوانه چاپ کند. تا سال ۱۹۲۳ میلادی مارکِ آلمان تا ۱ تریلیون بار ارزش خود را نسبت به روزهای قبل از جنگ از دست داده بود و همین موضوع شرایط را برای جنگ جهانی دوم هموار کرد.

مشابه این ولخرجی‌ها هم آشکارا در روزگار ما دیده می‌شود. گذشته از اینکه چه دیدگاهی درباره درگیری ایالات متحده آمریکا در کشورهای عراق و افغانستان داشته باشید، مخارج این تجاوزهای نظامی بیشتر از ۵/۹ تریلیون دلار است. این یعنی اگر قرار بود مردم آمریکا بطور مستقیم هزینه‌های جنگ را بپردازند، هر خانوار ۴۶,۰۰۰ دلار متحمل می‌شد.

یک اشکال دیگر سیستم پول دنیای امروز مشکلات جابجا کردن پول بین کشورهای مختلف دنیا است. کشورهایی مثل چین، روسیه، آرژانتین و اندونزی محدودیت‌های سختگیرانه‌ای برای تبدیل یا انتقال یا جابجایی پول برای شهروندان‌شان وضع کرده‌اند. این محدودیت‌ها بیشتر از طریق کنترل پولی است که هریک از شهروندان این کشورها می‌توانند به پول کشور دیگر تبدیل کنند. برای مثال یک شهروند چینی هرسال فقط اجازه تبدیل تا سقف ۵۰,۰۰۰ دلار از پول ملی چین به دلار آمریکا را دارد.

(در ایران اوضاع نقل و انتقال پول به یک کشور خارجی به مراتب وخیم‌تر است. یک شهروند ایرانی هیچ راه قانونی برای منتقل کردن دارایی‌اش به خارج از کشور ندارد و اغلب این کار از طریق شبکه صرافی‌ها و به قصد دور زدن تحریم‌های مالی و با کارمزدهای بالا انجام می‌شود. – م)

در بعضی کشورها ممکن است حتی دسترسی مردم به پول خودشان در بانک محدود شود. در کشور یونان و بعد از بحران مالی سال ۲۰۱۵، شهروندان یونان نمی‌توانستند بیشتر از روزی ۶۰ یورو از حساب‌شان در بانک برداشت کنند. این یعنی اختیار پول‌شان دست خودشان نیست.

حتی اگر محدودیتی برای نقل و انتقال پول در کار نباشد، این کار دشوار و پرهزینه است. در سال ۲۰۱۸ کارگران مهاجر و پناهندگان حدود ۷۰۰ میلیارد دلار پول برای عزیزان‌شان ارسال کردند و برای این کار حدود ۴۵ میلیارد دلار هزینه کردند. این رقم برای کسانی که از نظر مالی در تنگنا هستند خیلی بالاست.

بانک‌های مرکزی؛ پاشنه آشیل اقتصاد جهان

بانک‌های مرکزی پاشنه آشیل اقتصاد کشورهای متبوع خود هستند. فدرال رزرو ایالات متحده آمریکا به نوعی نقش بانک مرکزیِ بانک‌‌های کشورهای دنیا را بازی می‌کند. این به نفع شهروندان آمریکایی است. دلار آمریکا در هرکجای جهان پذیرفته می‌شود و باز کردن حساب بانکی و گرفتن اعتبار و خرید کالا و خدمات برای آنها آسان است. بیشتر شهروندان آمریکایی از تورم مصون هستند.

اقتصاد پویای ایالات متحده پشتوانه و موتور محرک سیستم اقتصاد جهانیِ دنیای امروز است. «پول‌دلار» (نام سیستم مالی که در آن دلار آمریکا ارز مرجع دنیا است و ارزش پول‌های دیگر کشورهای دنیا با آن سنجیده می‌شود. – م) قلب این سیستم، و باعث تسلط دلار بر سیستم مالی جهانی شده است. این تسلط از یک رویداد کمتر شناخته شده در یک هتل در ایالت نیوهمشایر در سال ۱۹۴۴ به نام «توافق برتون وودز» شروع شد.

قدرت‌های جهانی در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم در برتون وودز دور هم جمع شدند تا نظام هماهنگ مالی جهانی را تاسیس کنند. در طول سه هفته بیشتر از ۷۰۰ نماینده از ۴۴ کشور مختلف درباره ساختار آینده نظام مالی جهان به بحث و تبادل نظر پرداختند. بعضی از نمایندگان پیشنهاد دادند که یک ارز ذخیره جهانی جدید به نام «بانکور» خلق شود ولی در نهایت نمایندگان توافق کردند که هریک از ارزهای کشورهای مختلف به ازای یک نرخ تبدیل برای هر کشور، به دلار آمریکا تعیین شود. در نتیجه امروزه تجارت جهانی عمدتا با دلار آمریکا تسویه می‌شود و هر کشوری سعی می‌کند ذخیره‌ای از دلار آمریکا داشته باشد.

اثر مرکزیت دلار در سیستم مالی دنیا وقتی مشخص می‌شود که ببینیم پول چگونه بین کشورهای مختلف جابجا می‌شود. برای مثال فرض کنید می‌خواهید از کره جنوبی به فیلیپین پول ارسال کنید. معمولا «وون»‌ کره جنوبی بطور مستقیم به «پزو» فیلیپین تبدیل نمی‌شود چون هیچکدام از آن کشورها به اندازه کافی از پول یکدیگر ذخیره ندارند. پس آنها به دلار و مجموعه‌ای از تراکنش‌های واسط وابسته‌اند. در وهله اول «وون» کره جنوبی در کشور کره به دلار تبدیل می‌شود و آن دلارها از طریق یک بانک آمریکایی که اینجا واسطه است از کره به فیلیپین ارسال می‌شود و در نهایت بانک دریافت کننده دلار در فیلیپین، آن دلارها را به «پزو» فیلیپین تبدیل می‌کند و به دست صاحبش می‌رساند. این کار حداقل چند روزی طول خواهد کشید و شامل کارمزد برای تبدیل ارزها به یکدیگر و کارمزد برای تراکنش جابجایی خواهد بود. این کارمزدها می‌تواند از ۳ تا ۱۵ درصد نسبت به مسیر جابجایی پول متغیر باشد. میانگین جهانی کارمزد انتقال بین‌المللی پول حتی برای مقادیر کم، حدود ۷ درصد است.

با اینکه پول‌دلار برای نظام مالی دنیا فواید بی‌شماری داشته اما در عین حال باعث سست شدن اقتصاد جهانی هم شده است. به این دلیل که اقتصاد هر کشوری به دلار آمریکا وابسته است و از فروپاشی دلار آسیب می‌بیند. در نتیجه سیستم اقتصادی دنیا طوری است که ورشکستگی چند بانک آمریکایی می‌تواند منجر به یک بحران اقتصادی شود.

حریم خصوصی مالی دیگر از بین رفته است

دیجیتالی شدن پول در طول دو دهه گذشته تقریبا باعث از بین رفتن حریم خصوصی شده است. همه تراکنش‌های مالی برای مقاصد سیاسی و تجاری مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند. پول الکترونیکی مدت زیادی است که وجود دارد اما ابزار پردازش داده‌های بزرگ برای پایش و نظارت موثر بر آنها به‌تازگی فراهم شده است. تا وقتی دولت‌ها و شرکت‌های تبلیغاتی هر روز بیشتر و بیشتر به اطلاعات شخصی و انتخاب‌ها و ارتباطات اشخاص سرک می‌کشند، پرداخت‌های آنلاین یا حضوری، هیچکدام از این مساله مصون نخواهند بود. این اطلاعات شخصی، ردپاهایی منحصربه‌فرد هستند و با هر خرید یا تراکنش مالی دیگر، دقیق‌تر و قابل تشخیص‌تر می‌شوند. برای همین است که امروزه وقتی شما یک محصول را در گوگل جستجو می‌کنید، چند دقیقه بعد تبلیغ آن محصول یا مشابه آن را در تایم‌لاین فیس‌بوک یا اینستاگرام خود مشاهده خواهید کرد.

این ردپای دیجیتال، می‌تواند بسته به کشوری که در آن زندگی می‌کنید، تبعات خطرناکی داشته باشد. در تابستان سال ۲۰۱۹، ده‌ها هزار دانش‌آموز هنگ‌کنگی برای اعتراض به طرحی که استرداد شهروندان هنگ‌کنگی به چین را تسهیل می‌کرد، تجمع کردند. آنها می‌دانستند اگر از کارت‌بلیت‌های متروشان که به اسم واقعی آنها صادر شده استفاده کنند، حکومت می‌تواند از طریق اطلاعاتی که از طریق آن کارت‌های هوشمند بدست می‌آورد، هرلحظه از موقعیت مکانی آنها مطلع شود. برای همین آنها از پول نقد برای خریدن بلیت مترو استفاده کردند. در حال حاضر می‌توان در دنیا از پول نقد استفاده کرد ولی با از بین رفتن اسکناس و سکه در دهه آینده، دیگر راهی برای خرید بلیت مترو با پول نقد وجود نخواهد داشت و مجبوریم از کارت‌های پلاستیکی که به اسم واقعی ما صادر شده‌اند استفاده کنیم. شرکت‌های صادرکننده این کارت‌ها به راحتی می‌توانند اطلاعات سفرهای ما را با دولت و شرکت‌های تبلیغاتی به اشتراک بگذارند. ردپای دیجیتالی ما هرکجا رفته باشیم، باقی خواهد ماند.

افکار عمومی در مورد ردیابی و پایش خرید‌ها و رفتارهای خصوصی شهروندان، متفاوت است. بعضی از افراد دلِ خوشی از آن ندارند و این موضوع ناراحت‌شان می‌کند. طیف دیگری هستند که این موضوع را به شدت نکوهش می‌کنند و آن را نقض آشکار حریم‌خصوصی می‌دانند. عده‌ای هم هستند که اصلا برایشان مهم نیست. صرف‌نظر از این دیدگاه‌ها یک حقیقت وجود دارد، و آن این است که امروزه دولت‌ها نه‌تنها بر عرضه پول کنترل دارند و شرایط جابجا کردن پول را تعیین می‌کنند، بلکه می‌توانند تقریبا هرچیزی که بخواهند درباره خریداران و فروشندگان بدانند. ممکن است سیستم‌های پرداخت الکترونیکی که در دنیا با سرعت زیادی در حال همه‌گیر شدن هستند، بطور کلی باعث انقراض حریم‌خصوصی انسان‌ها شوند.

آیا راه دیگری وجود دارد؟

کم ارزش شدن پس‌انداز افراد به‌دلیل تورم، محدودیت‌هایی که برای انتقال و جابجایی پول در دنیا اعمال می‌شود، متمرکز بودن نهادهای مالی، و از دست رفتن حریم‌ خصوصی، چهار پدیده جهانی هستند که بیشترین مخاطرات را برای کاربران سیستم‌های مالی قرن ۲۱ دارند. کشورهای دنیا برای حفظ وضعیت موجود تقلا می‌کنند و کسانی که فشار اصلی را متحمل می‌شوند درواقع مردم عادی هستند.

چه می‌شد اگر یک سیستم جدید پدید می‌آمد که در آن دولت‌ها نمی‌توانستند پول را از طریق ایجاد تورم بی‌ارزش کنند، یا شرکت‌های گمنام جهانی نمی‌توانستند جلوی نقل و انتقال پول را بگیرند؟ چه می‌شد اگر پول به طور کامل دیجیتالی می‌شد و هرکسی به اینترنت دسترسی داشت، صرفنظر از اینکه در کجای جهان زندگی می‌کند، می‌توانست بدون نیاز به کسب اجازه از سیستم‌های مالی جهانی، از آن استفاده کند؟

در سال ۲۰۰۸، درست زمانی که بحران مالی ایالات متحده و جهان در حال شکل گرفتن بود، یک نفر تصمیم گرفت این سیستم جدید را از نو خلق و شرایط را برای انقلاب مالی بعدی دنیا مهیا کند.

پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوین

کتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.

این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.

الف.‌آزاد

باغ‌های سالم و خرم را صلح طلبی می‌خشکاند

الیزر یودکوسکی

۲۱ آوریل ۲۰۰۹

ترجمه ضیاء صدر ۱۶ ژانویه ۲۰۲۱

F97C 4797 7F2E B716

جامعه‌های خوب آنلاین در درجه اول با امتناع به دفاع از خود از بین‌ می‌روند.

این اتفاق، همین حالا، جایی در گستره‌ی بی‌انتهای اینترنت در حال رخ دادن است. این فضا، روزگاری باغی برای بحث‌های هوشمندانه و مترقی بود. جایی که افراد باسواد و مشتاق به آن رجوع می‌کردند. افرادی که سطح بالای گفت‌وگوها آنها را جذب می‌کرد. اما زمانی می‌رسد که، احمقی وارد این باغ می‌شود. و سطح گفت‌وگوها قدری و یا بیشتر از قدری (اگر آن احمق آدم فعالی در زمینه پست گذاشتن باشد) پایین می‌آید. مسئله از جایی بدتر می‌شود که احمق مذکور در بیان افکارش آنقدر مهارت داشته باشد که ساکنین پیشین باغ وادار به واکنش شوند و بخواهند کج فهمی‌های احمق را تصحیح کنند. از اینجا به بعد دیگر احمق سوار بر گفت‌و‌گوها می‌شود و سکان همه چیز را به دست می‌گیرد.

حالا دیگر باغ آلوده شده. و بازی کردن در آن کمتر سرگرم کننده است. ساکنین پیشین باغ که پیش از ورود احمق روی این جامعه باغ سرمایه گذاری کرده بودند به حضور خود ادامه می‌دهند. با این وجود، بسته به میزان آلودگی، اشتیاق آنها برای تزریق خون تازه بر پیکره‌ی باغ کاهش پیدا خواهد کرد. و اگر افراد جدیدی هم ملحق شوند، کیفیت آنها هم نسبت به قبل پایین آمده است.

کمی بعد، احمق دیگری به باغ می‌پیوندد. و دو احمق شروع به گفت‌و‌گو می‌کنند. در این لحظه، تعدادی از اعضای قدیمی که استانداردهای بالاتری دارند و بهترین فرصت‌ها خارج از باغ در انتظارشان است، آنجا را ترک می‌کنند.

من آنقدر سنم قد می‌دهد که شبکه USENET را که حالا دیگر فراموش شده به یاد بیاورم. هرچند آن وقت‌ها سنم خیلی کم بود. برخلاف اولین اینترنت که روزگاری دور در آن سپتامبر ابدی از دنیا رفت، این روزها همیشه چندین راه برای حذف محتوای ناخواسته وجود دارد. اول باید از اسپم برای این مسئله تشکر کنیم. اسپمی که آنقدر بد است که هیچ کس از آن دفاع نمی کند و البته آنقدر پرکار که هیچ کس نمی‌تواند نادیده‌اش بگیرد؛ چرا که در نهایت وجود دکمه بن ضروری است.

وقتی احمق ها تهاجم خود را آغاز می‌کنند، برخی از جامعه‌های آنلاین معمولا خود را بهتر از آن می‌دانند که از قابلیت بن کردن… آه .. برای سانسور کردن استفاده کنند.

البته، هر کسی که در محیط آکادمیک رشد کرده باشد، به خوبی می‌داند سانسور گناه بزرگی است. محیط آکادمیک همان باغ‌هایی است که دور تا دورش را دیوار کشیده‌اند و ورودی‌اش هزاران هزار دلار خرج برمی‌دارد؛ همان محیطی که دانشجویانش از نمره‌های اساتیدش وحشت دارند؛ جایی که اگر سرایدار ناخواسته وسط جلسه‌ای حرفی بزند، آسمان به زمین می‌آید.

زمانی که افراد در باغی که شب و روز مراقبش هستند، زندگی می‌کند، خیلی طبیعی است که در مورد بدی‌های سانسور ساده‌لوحانه فکر کند. مثل این است که مرزهای کشوری پر از سربازان مسلح و شهر محل سکونتش پر از پلیس باشد و آن وقت کسی ساده لوحانه در مورد فضائلی همچون صلح‌طلبی بی‌قید و شرط حرف بزند. تا زمانی که افرادی مشغول مراقبت هستند، رفتار درستکار مابانه چنین شخصی هزینه‌ای برایش نخواهد داشت.

اما در جامعه‌های آنلاین نمی‌توان انتظار داشت که مراقبان بی‌اعتنایی کنند و همچنان به انجام وظیفه ادامه دهند. جامعه‌های آنلاین در واقع بهای پاک‌بودنشان را می‌پردازند.

در ابتدا که جامعه آنلاین در مسیر رونق است، سانسور کردن وحشتناک و غیرضروری به نظر می‌رسد.

“هنوز هم اوضاع خوب پیش می‌رود”

“شخصی احمق است، توجه نکنید”

“اگر نتوانیم یک احمق ساده را تحمل کنیم، پس لابد تاب و تحمل هیچ چیزی را نداریم”

کسی چه می‌داند، شاید احمق خسته شود و خودش برود پی کارش؛ بدون اینکه نیازی به سانسور باشد. و اگر عضویت در این گروه یا جامعه دیگر مثل قبل سرگرم کننده نیست، سرگرمی به تنهایی دلیل موجهی برای..آه..سانسور نیست. همانطور که بیزاری از ظاهر کسی دلیل خوبی برای پایین آوردن دک و پوزش نخواهد بود.

(البته باید به این نکته نیز توجه داشت که پیوستن به جامعه‌های آنلاین، یک فرآیند کاملا داوطلبانه است. و اگر اعضای احتمالی جدید از قیافه‌تان خوششان نیاید، در وهله اول اصلا ملحق نمی‌شوند.)

در نهایت، چه کسی سانسورکننده خواهد بود؟ به چه کسی می‌شود برای اعطای چنین قدرتی اعتماد کرد؟

آدم‌های زیادی در هر جامعه وجود دارند؛ در همان باغ‌هایی که به خوبی از آنها مراقبت می‌شود. اما اگر باغ برای یک ذره هم که شده دچار چنددستگی باشد یا که جناح‌هایی مختلف در این باغ حضور داشته باشند. در حضور این اشخاص هر تلاشی برای دفاع از این جامعه ممکن است نوعی کودتا تلقی شود. چرا که سیاست‌های داخلی جامعه آنلاین معمولا مسئله‌ی بسیار مهم‌تری نسبت به تجاوز هرزگویان به این جامعه است. این دسته از اعضا کودتایی در پیش می‌بینند و با خود می‌گویند این کیست که جرأت می کند خودش را به عنوان قاضی و جلاد منصوب کند؟ آیا چنین افرادی فکر می‌کنند مالکیتشان بر سرور به معنای مالکیتشان بر اعضا است؟ مالکیتشان بر جامعه ما؟ آیا آنها می‌پندارند که در کنترل داشتن مخزن کد، دلیل خدا بودنشان است؟

این را هم اضافه کنم که ممکن است اشخاص دیگری را نیز با خود همصدا کنند. نمونه آن اعضایی که به مدیر (ادمین یا مودریتور) یا هر کسی که بالقوه اختیار دکمه بن در دستش است، اعتماد ندارند اما در این جامعه آنلاین ساکن هستند.

باید اعتراف کنم که مدت‌ها اصلا نمی‌فهمیدم چرا جامعه‌های آنلاین برای دفاع از خود اینقدر مشکل دارند. فکر می‌کردم تنها به دلیل ساده‌لوحی محض است. به ذهنم هم خطور نمی‌کرد که این مشکلات به خاطر غریزه‌ی برابری‌طلبی اعضا برای جلوگیری از قدرت یافتن بیش از حد راهبران و سرکرده‌های جامعه است «هیچ کدام از ما از دیگری بزرگ‌تر نیست. همگی مرد هستیم و می توانیم بجنگیم. من می‌روم تیرهایم را آماده کنم » این حرف های یک قبیله‌ی شکارچی است که اسمش را فراموش کرده‌ام. (از آنجا که در میان انسان‌ها، برخلاف شامپانزه‌ها، داشتن سلاح عامل برابری است—به نظر می‌رسد که عنوان رئیس قبیله اختراع دوران کشاورزی باشد؛ دورانی که افراد دیگر مانند گذشته نمی‌توانستند همه چیز را به راحتی بگذارند و بروند.

این حرف ها شاید به این خاطر باشد که من در فضای اینترنت در جاهایی بزرگ شده‌ام که همواره یک مدیر سرور وجود داشت. بنابراین پیش فرض ذهنی‌ام این است که هر کسی که سرور را اداره می‌کند، باید مسئولیت‌های خاصی داشته باشد. شاید هم به صورت حسی دریافته‌ام که نقطه‌ی مقابل سانسور، فضای دانشگاه نیست بلکه شبکه‌ی  4chan است (که یادآوری می‌کنم فورچان هم بالاخره مکانیسم‌هایی برای جلوگیری از اسپم دارد). شاید هم همه این حرف ها برای این باشد که من در آن فضای پهناور بزرگ شده‌ام. جایی که تنها آزادی‌ای که اهمیت داشت، آزادی در انتخاب باغی درست‌و‌حسابی بود، باغی که از آن خوشتان بیاید و متقابلا از شما نیز خوشش بیاید. درست مثل اینکه آدم کشوری با قوانین دلخواهش پیدا کند. و شاید به این خاطر که فکر می‌کردم اگر کسی از جادوگر اعظم (مدیر) خوشش نیاید، کاری که باید بکند این است که همه چیز را بگذارد و برود (ماجرایی که یک بار برای خودم اتفاق افتاد و من واقعاً گذاشتم و رفتم).

و شاید به این دلیل باشد که اغلب اوقات خودم کسی بوده‌ام که سرور را اداره می‌کرده. اما من ثابت قدم هستم، همیشه نفر اول در حمایت از مدیران (مودریتورها/ادمین‌ها) بوده‌ام؛ حتی وقتی که سیاست داخلی‌شان برخلاف عقاید من بوده. من به خوبی می‌دانم وقتی یک جامعه آنلاین مدیرانش را زیر سوال می‌برد چه اتفاقی می‌افتد. هر رقیب یا مخالف من که از اعضای جامعه باشد، و به حدی محبوبیت داشته باشد که خطرناک باشد، احتمالا از زمره اشخاصی نیست که از این قدرت سانسور کردن سوءاستفاده کند. و وقتی چنین آدم‌هایی کلاه مدیریت را بر سر می‌گذارند، به صراحت از آنها حمایت می‌کنم؛ چرا که این‌ها به ترغیب نیاز دارند، نه به محدود کردن و بازداشته شدن. افرادی که در فضای دانشگاه بزرگ شده‌اند، به هیچ وجه نمی‌توانند این مسئله را درک کنند که دیوارهایی که به هر کسی اجازه ورود نمی‌دهد چقدر محکم و قوی هستند؛ دیوارهایی که مانع از ورود ترول‌ها به باغ زیبای «آزادی بیان» شان می‌شوند.

هر جامعه‌ای که واقعا مدیرانش را زیر سوال ببرد، جامعه‌ای که مدیرانش واقعا به شکل جدی سوءاستفاده گر باشند، احتمالا ارزش نجات دادن ندارد. اما تا جایی که من میبینم، همین دیدگاه نیز با سرزنش همراه است تا سعی به درک واقعیت آن.

باری به هر جهت، تا همین اواخر به این مسئله که غرایز داوطلبانه (غرایزی که می‌خواهند مانع از اعمال قدرت راهبران شوند) باعث خشکانیدن این باغ‌ها و مرگ و نابودی جامعه‌های آنلاین می‌شود، پی نبرده بودم. این اتفاق وقتی افتاد که داشتم نظرات مردم را در Less Wrong (م. وبلاگ نویسنده) می‌خواندم. هرچند یادم نمی‌آید کدام نظر خاص بود که مرا به این آگاهی رساند.

البته من بارها شاهد این اتفاق بوده‌ام. و هر بار مدیران را ترغیب و حمایت کرده‌ام؛ خواه آدم‌هایی بوده‌اند که ازشان خوشم می‌آمده یا خیر. و البته مدیران هر دفعه آنقدر مفید عمل نمی‌کردند که مانع از فروپاشی و ویرانی تدریجی جامعه خود شوند. چرا که بیش از حد متواضع بودند و به اعمال قدرت خودشان شک می‌کردند، حتی بیشتر از آن چیزی که من به عنوان یک عضو، به نحوه اعمال قدرت شک می‌کردم. جامعه‌‌ای داشتند به صورت یک دورهمی عقل‌گرایانه و خردمندانه ولی سومین گناهی که همواره دامن عقل‌گرایان را می‌گیرد عدم اعتماد به نفس است. (م. عدد سومین اشاره به مقاله دیگری از نوشته‌های نویسنده دارد)

و آن هم برای اینترنت! که هرکس بخواهد می‌تواند وارد و یا از آن خارج شود. یک جامعه آنلاین برای زنده ماندن نیاز دارد سرگرم کننده بماند. منتظر آخرین چاره‌ی مطلق آشکار و غیرقابل انکار ماندن—درست مثل این است که آدم آنقدر صبر کند که شخصی مانند یک افسر پلیس قبل از شلیک کردن صبر می‌کند—اینکه آدم وجدان خود و فضایلی که آموخته را درون قلعه‌ای با دیوارهای بلند محبوس کند و آنقدر منتظر بماند که از درست یا غلط بودن تصمیم خود اطمینان حاصل کند تا از هیچ نگاه پرسشگری نترسد— این امر چیزی نیست مگر بیش از حد منتظر ماندن. دیر اقدام کردن و خشکیدن باغ!

من دیده‌ام که جامعه‌های آنلاین عقل‌گرا به خاطر اعتماد خیلی کم به مدیران (ادمین‌ها، مودریتورها) از بین رفته اند.

البته این اتفاق‌ها هیچ وقت کارما نبوده‌اند.

اینجا شما تنها نیاز دارید به خودتان اعتماد داشته باشید.

این نقل قول که می‌گوید: «خودت را باور نکن! تنها باور کن که من به تو ایمان دارم!» برای این مساله مناسب به نظر می‌رسد.

از آنجا که با تمام وجودم معتقدم اگر نظری که بی‌کیفیت به نظر می‌رسد را می‌خواهید دیسلایک یا downvote کنید و در عین حال دریغ می‌کنید و به این فکر می‌کنید که نکند من صرفا این کار را به این خاطر که با نتیجه گیری‌اش مخالفم و یا از کسی که کامنت گذاشته خوشم نمی‌آید و یا اینکه نگران این باشید که کسی که رفتار شما را آنجا می‌بیند ممکن است شما را به تفکر گله‌ای، یک جانبه‌نگری و یا سانسور محکوم کند؛ باید بهتان بگویم که نه بار از هر ده بار، حاضرم شرط ببندم، از هر ده بار، حداقل نه بار آن کامنت مذکور یک حرف آبکی و بی‌کیفیت است.

گزینه‌ی downvote را دارید. پس از آن استفاده کنید. و یا به تاریخ بپیوندید.

پایان

یادداشت مترجم: این متن را اولین بار در ابتدای فعالیتم در جامعه‌های آنلاین مرتبط به بیتکوین در بخش منابع صفحه‌ی سابردیت r/bitcoin خواندم. تصویری که الیزر در این متن ارائه می‌کند تصویری بسیار دقیق از پیش‌رفت و حرکت جامعه‌های آنلاین (چه بیتکوین باشد و چه نرم‌افزار آزاد و رمزنگاری و غیره) است. هدف من از ترجمه و انتشار این متن، پیش‌رفت ارتباط و تعامل اعضای کامیونیتی‌ (باغی) است که من آن‌ را سالهاست که زیبا و سرگرم کننده می‌بینم.

این متن به هدف استفاده در گروه تلگرامی سیمرغ، وبلاگ مترجم و انتشار در مخزن منابع فارسی بیتکوین bitcoind.me آماده شده است. هرگونه استفاده از این متن و انتشار آن برای همگان آزاد و بلامانع است. امید می‌رود که این ترجمه کمکی ناچیز به رشد جوامع آنلاین فارسی در هر حوزه‌ی فعالیتی باشد.

لینک متن اصلی

https://www.lesswrong.com/posts/tscc3e5eujrsEeFN4/well-kept-gardens-die-by-pacifism

لینک مترجم