بیتکوین چیست؟

روز ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۸، بانک مشهور سرمایه‌گذاری «برادران لیمن» بزرگترین ورشکستگی تاریخ ایالات متحده را اعلام کرد. فروپاشی برادران لیمن که در سال ۱۸۵۰ میلادی تاسیس شده است، به دوران خوشِ وام‌های بدون پشتوانه در جهان پایان داد. این شرکت بیشتر از کل ارزش اوراق بهادارش روی اوراق بهادار تضمین شده و وام‌های پر ریسک سرمایه‌گذاری کرده بود. وقتی خریداران خانه‌ها نتوانستند از عهده پرداخت وام‌های گرفته شده بربیایند، راهی برای جبران خسارت نداشتند و درنهایت ورشکسته شدند.

ناگهان اعتماد بانک‌ها به مجموعه برادران لیمن و بانک‌های دیگر از بین رفت. در میانه این بحرانِ اعتبار، صاحبانِ مشاغل متوجه شدند که به سختی می‌توانند برای تامین مالی فعالیت‌های خود وام بگیرند. وقتی برای خرید مواد اولیه، سرمایه‌گذاری در تجهیزات جدید یا پرداخت حقوق کارمندان بودجه کافی موجود نباشد، شرکت‌های فعال در بسیاری از صنایع، دیگر قادر به ادامه فعالیت نیستند و فروپاشی اقتصادی حتمی است.

خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا و صندوق ذخیره فدرال سریعاً وارد عمل شدند و برای نجات سیستم مالی به بانک‌ها وام اعطا کردند. در تاریخ ۳ اکتبر ۲۰۰۸، کنگره با قانون اضطراری تثبیت اقتصادی سال ۲۰۰۸، به چندین بانک که دچار مشکل شده بودند کمک مالی کرد. دولت صدها میلیارد دلار برای رونق دادن به بخش مالیِ در حال فروپاشی هزینه کرد.

شروع بیت‌کوین

در تاریخ ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸‌، چند هفته پس از آنکه دولت ایالات متحده اجازه پرداخت ۷۰۰ میلیارد دلار وثیقه به بانک‌ها را صادر کرد، یک شخص یا گروه ناشناس با نام مستعار ساتوشی ناکاموتو یک وایت‌پیپر فنی (یک مقاله معتبر تخصصی و علمی که درباره یک موضوع مشخص نوشته شده است. – م) منتشر و در آن یک سیستم جدید پرداخت الکترونیکی به نام بیت‌کوین را تشریح کرد. ساتوشی وایت‌پیپر بیت‌کوین را به گروهی اینترنتی به نام «سایفرپانکس» ارسال کرد؛ گروهی متشکل از فعالان حریم خصوصی که برای به چالش کشیدن سوء‌استفاده دولت‌ها از قدرت‌شان و تحت نظر قرار دادن افراد، ابزارهای کاربردی نرم‌افزاری خلق می‌کردند.

دو نکته در این وایت‌پیپر بود که کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیخت. اول اینکه نویسنده از نام مستعار استفاده کرده بود. هویت ساتوشی تا به امروز رازی است که همچنان برای همگان جذاب است. دوم اینکه، این مقاله چیزی را مطرح می‌کند که قبلاً هرگز وجود نداشت: پول دیجیتالی مستقل از حکومت‌های مرکزی. کمتر کسی فکر می کرد دستیابی به چنین چیزی امکان‌پذیر باشد.

چند ماه بعد، ساتوشی شبکه بیت‌کوین را راه‌اندازی کرد و یک جمله به‌عنوان سرنخ در اولین سطر دفتر حسابداری بیت‌کوین قرار داد. این جمله دلیل خلق بیت‌کوین را توضیح می‌داد:

1[روزنامه] تایمز ۳/ ژانویه/۲۰۰۹ در آستانه تحویل وثیقه دوم به بانک‌ها

این تیترِ خبری است که در تاریخ 3 ژانویه 2009 در روزنامه تایمز، یکی از روزنامه‌های برجسته بریتانیا منتشر شد. پیام ساتوشی به جهان این بود که سیستم مالی فعلی دنیا، که در آن هزینه اشتباهات بانک‌ها را مردم پرداخت می‌کنند، ناکارآمد است. فناوری جدید غیرمتمرکز مالی بیت‌کوین ساخته شده است تا راهی برای خروج از وضعیت کنونی باشد.

برای درک نوآوری علمی بیت‌کوین، ابتدا باید مفهوم «کمیابی» را بفهمیم.

دو شکل مختلف ازکمیابی

در قلمرو مادی، کمیابی به دو شکل خودش را نشان می‌دهد. اولین شکل آن مصنوعی است، مثل ساخته‌های دست بشر از قبیل مجموعه‌های کلکسیونی مثل کیف های دستی شَنل، کارت‌های بسکتبال مایکل جردن، شراب‌های نادر، کارهای هنری، یا آثار یک هنرمند به‌خصوص. به این نوع کمیابی، کمیابی متمرکز نیز گفته می‌شود. توجه کنید که مشکل این نوع کمیابی این است که امکان جعل کردن آن وجود دارد.

دومین شکل آن به‌صورت طبیعی است. این دسته شامل نمک (کلمه salt منشأ کلمه Salary در زبان انگلیسی به معنی دستمزد است. – م)، مهره‌های شیشه‌ای از کشور غنا، صدف‌های سفالی از فرهنگ بومی آمریکا، نقره از چین و البته طلا در سراسر جهان است. اینها نمونه‌هایی از کمیابی غیرمتمرکز هستند و جعل کردن آنها دشوارتر است.

استفاده از کالاهای غیرمتمرکز و کمیاب مثل نمک و طلا بجای پول، بهیچ‌وجه اتفاقی نبوده است. دلیل اول اینکه، هرکس می‌تواند بطور عادلانه از کالایی که در کنترل هیچ فرد یا گروهی نیست استفاده کند. دوم، جعل این کالاها بسیار دشوارتر است. دلیل آخر اینکه کمیابی این کالاها باعث می‌شود معاملات اقتصادی به راحتی انجام شوند چرا که اگر کمیاب و با‌ارزش نبودند، طرفین می‌بایست مقادیر زیادی از آن‌ها را با خود حمل می‌کردند.

چیزی که این دو نوع کمیابی مختلف را از هم متمایز می‌کند، قابلیت کنترل پذیری آنهاست. شکل اول کمیابی که به آن کمیابی متمرکز گفتیم، توسط یک فرد یا یک شرکت پدید آمده است. حال می‌خواهد بانک مرکزی چین باشد یا صندوق ذخیره فدرال ایالات متحده، خواه توسط یک هنرمند بوجود آمده باشد یا یک شرکت چندملیتی بزرگ. در هر صورت آن مرجع مرکزی می‌تواند کمیاب بودن آن کالا را از راه‌های مختلفی مثل تولید، انتشار، بازخرید، و مصادره کردن کنترل کند.

کالاهای کمیابِ غیرمتمرکز توسط طبیعت ساخته می‌شوند. پس عرضه آن‌ها بر عهده یک مرجع مرکزی نیست. این کالاها ساخته دست بشر نیستند که بتواند هرچقدر خواست از آن‌ها تولید کند. تنها راه بدست آوردن آن‌ها جمع‌آوری یا برداشت از طبیعت است. یک معدن‌چی برای استخراج کالاهای کمیابِ طبیعی مثل طلا یا نفت، در‌واقع فقط چیزی که از قبل وجود داشته را از دل زمین استخراج می‌کند.

برای استخراج طلا همواره رضایت مالک معدن کافی بوده و علاوه بر آن لزومی به کسب اجازه از فرد یا نهاد دیگری نیست. به عبارت دیگر، خلق طلا در اختیار یک مرکز یا گروه خاص نیست و هیچ مرجع جهانی نمی‌تواند استخراج آن را محدود، یا عرضه آن را زیادتر کند.

کنترل پذیری از جانب یک مرجع مرکزی فرق اساسی بین کالاهای کمیابِ متمرکز و غیرمتمرکز است. به ویژه کالاهایی که به عنوان پول مورد استفاده قرار می‌گیرند.

چرا تمرکززدایی برای پول مفید است؟

همان‌طور که قبلاً هم اشاره کردیم، یکی از ویژگی‌های غیرقابل انکار پول‌های متمرکز این است که مسئول آن می تواند خودسرانه و هروقت بخواهد مقدار بیشتری از آن خلق کند. هرچند این اتفاق بیشتر در رژیم‌های اقتدارگرا می‌افتد تا نظام‌های مردم‌سالار.

در فیلم «Bugsy»، شخصیت اصلی بارها و بارها۲۰٪ از سهام کازینوی «Pink Flamingo» را به ده‌ها نفر و به قیمت ۱۰,۰۰۰ دلار می‌فروشد. او آن‌ها را در مورد درصد شراکت‌شان به اشتباه می‌اندازد چون هر سرمایه‌گذار خیال می‌کند ۲۰٪ از کازینو را در اختیار دارد، اما در واقع اینطور نبود. ولی به‌هرحال «Bugsy» سود بالایی از این معامله‌ها نصیبش می‌شد.

انگیزه نهاد یا مقام مسئول یک دارایی متمرکز (مثلاً هنرمندی که اثر هنری خلق می‌کند) این است که هرچه بیشتر از آن تولید کند، هرچند این کار او باعث کم ارزش شدن دارایی افراد دیگر بشود. همه دارایی‌های متمرکز با این چالش روبرو هستند. بانک‌های مرکزی معمولاً برای اهداف سازنده‌ای مثل ایجاد زیرساخت‌ها، حمایت از برنامه‌های رفاه اجتماعی یا تثبیت یک بحران اقتصادی، اقدام به چاپ پول می‌کنند. اما اثر کانتیلون را از فصل ۱ به خاطر بیاورید: حتی استفاده معقول از این قدرت ممکن است باعث بهره‌مند شدن هرچه بیشتر ثروتمندان به قیمت ضعیف‌تر شدن فقرا و قشر آسیب‌پذیر جامعه شود. توانایی چاپ پول کژمنشی ایجاد می‌کند. (کژمنشی در اقتصاد یعنی یکی از طرفین معامله از رانت اطلاعاتی برخوردار شود و بین معامله‌گران تقارن اطلاعاتی برقرار نباشد.– م)

البته که پول غیرمتمرکز هم می‌تواند کم‌ارزش شود. فن‌آوری‌های جدید می‌توانند هزینه تولید کالاهای کمیاب طبیعی را ارزان‌تر و درنتیجه بازار را از این کالاها اشباع کنند. وقتی یک کالا دیگر کمیاب نباشد، از ارزشش کاسته می‌شود و دیگر نمی‌توان به‌عنوان پول به آن اعتماد کرد. دقیقاً برای همین است که امروزه دیگر کسی از نمک و صدف‌های دریایی و مهره‌های شیشه‌ای به‌عنوان پول استفاده نمی‌کند. هر کدام از آن‌ها به مدت طولانی در طبیعت کمیاب بودند ولی امروزه به‌خاطر پیشرفت فن‌آوری، به شدت ارزان و آسان بدست می‌آیند.

طلا یکی از موارد استثنایی است که توانسته ارزش خود را حتی بعد از گذشت هزاران سال، بطور چشمگیری حفظ کند. طلا کاربرد صنعتی و تزئینی هم دارد، اما چون استخراج آن در طول تاریخ همواره دشوار بوده تبدیل به پولی قابل اعتماد بین همگان شده است. قدرت خرید طلا ثابت است و این باعث می‌شود گزینه خوبی برای حفظ ارزش باشد. تا جایی که امروزه مردم برخی از کشورهای دنیا برای مصون ماندن از عواقب بحران‌های اقتصادی از طلا و جواهرات استفاده می‌کنند. اِشکال بزرگ طلا ذات مادی و وزن بالای آن است. این دو اشکال، نگهداری، تأمین امنیت، و نقل و انتقال آن را بسیار دشوار می‌کند.

بسیاری از طرفداران بیت‌کوین معتقدند این ارز دیجیتال ممکن است روزی برای حفظ ارزش و پس‌انداز بلند مدت، جایگزین طلا شود. همان‌طور که در ادامه این فصل توضیح می‌دهیم، کمیابی بیت‌کوین از نوع غیر متمرکز و کمیاب‌تر از طلاست، اما با این وجود نقل و انتقال و ذخیره امن آن بسیار آسانتر از طلا است.

کمیابی دیجیتالِ غیرمتمرکز

با ظهور اینترنت امکان تبدیل اطلاعات به داده‌های دیجیتالی و توزیع آسان آن‌ها فراهم شد. کپی یک فایل دیجیتالی خیلی آسان‌تر و ارزان‌تر از تکثیر نسخه فیزیکی آن است.

دیجیتالی شدن پول برای تجارت الکترونیک ضروری بود و با استفاده از آن دیگر نیازی به نقل و انتقال فیزیکی پول نبود. هرچیزی را می‌توان به سرعت فرستادن یک ایمیل یا باز کردن یک وب‌سایت، به هرجا ارسال کرد و این باعث می‌شود که تجارت به معنی واقعی جهانی باشد. نسخه دیجیتالی پول فیات را بانک‌ها به‌وجود می‌آورند و شرکت‌های کارت‌های اعتباری مثل (ویزا یا مسترکارت)، خرده فروشی‌هایی مثل (علی‌بابا، آمازون و اپل)، یا حتی اپلیکیشن‌های پرداخت‌ساز مثل (وی‌چت، پی‌پال و اسکوئر) آن‌ها را پردازش می‌کنند.

این شرکت‌ها روی نقل و انتقال پول اختیار تام دارند و قادرند تراکنش‌های مالی را سانسور کنند. آن‌ها می‌توانند برخلاف میل کاربران، پول‌هایشان را مصادره و حساب‌هایشان را مسدود کنند. علاوه بر این، به‌دلیل متمرکز بودنشان اغلب هدف فشار دولت‌ها و حملات هکرها قرار می‌گیرند و درنتیجه سرمایه و اطلاعات شخصی مشتریان، همواره در معرض خطر از دست رفتن است. تا پیش از ظهور بیت‌کوین، هر پول دیجیتالی دو اشکال عمده داشت: اول اینکه کمیاب بودن آن مصنوعی بود. دوم اینکه تحت کنترل یک مرجع متمرکز اداره می‌شد. به نظر نمی‌رسید راهی برای خلق کمیابی در حوزه دیجیتال وجود داشته باشد.

ساتوشی ناکاموتو در ۳۱ اکتبر سال ۲۰۰۸ بیت‌کوین را به عنوان یک ارز دیجیتال معرفی کرد. کمیاب بودن بیت‌کوین ریشه در ریاضیات دارد.

اعداد اول از نادرترین اعداد در علوم ریاضی هستند. یک عدد اول مثل ۲، ۳، یا ۵ فقط بر عدد ۱ و بر خودش بخش‌پذیر است.

هرچه اعداد بزرگ‌تر شوند، اعداد اول کمیاب‌تر می‌شوند. برای مثال بین عدد ۱ تا ۱۰۰، ۲۵ عدد اول وجود دارد. ممکن است فکر کنید حتما بین اعداد ۱ تا ۱,۰۰۰، ۲۵۰ عدد اول باشد، ولی فقط ۱۶۸ عدد اول در این محدوده موجود است. اعداد اولِ بزرگ‌تر از عدد ۱۰۰ میلیارد فوق‌العاده کمیاب‌اند. به‌قدری که ریاضی‌دانان جهان همچنان در جستجوی پیدا کردن بزرگترین عدد اول هستند.

اعضای شبکه بیت‌‌کوین برای پیدا کردن اعداد کمیابی شبیه به اعداد اول با هم رقابت می‌کنند و از طریق آن بیت‌کوین‌های جدید خلق می‌شوند. با این روش می‌توان کمیابی غیرمتمرکز دیجیتال پدید آورد. دلیل بنیادی بودن نوآوری ساتوشی هم دقیقاً همین است. قبل از بیت‌کوین هر دارایی یا کاملاً متمرکز بود (مثل توکن‌های بازی‌های کامپیوتری که توسط شرکت سازنده بازی تولید می شوند)، یا فیزیکی بود (مثل طلا و نقره)، یا به وفور همه‌جا پیدا می‌شد (مثل فایل‌های فشرده صوتی). تا قبل از ظهور بیت‌کوین، دارایی‌ای که همزمان غیرمتمرکز، دیجیتال، و کمیاب باشد، وجود نداشت.

پیامی به علاقه‌مندان به بازنشر ترجمه کتاب کوچک بیت‌کوین

کتاب ”The little Bitcoin book” نوشته الکس گلداشتاین و گروه نویسندگان در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۹ به فارسی ترجمه شده و روی وب‌سایت منابع فارسی بیت‌کوین به آدرس bitcoind.me برای مقاصد آموزشی و غیرتجاری قرار گرفته است.

این ترجمه به‌صورت آزاد و رایگان و با مجوز «مالکیت عمومی» بر روی اینترنت منتشر شده، ولی درنظر داشته باشید هرگونه استفاده تجاری از مطالب این کتاب از نظر اخلاقی منوط به کسب اجازه از نویسندگان این کتاب است.

الف.‌آزاد

باغ‌های سالم و خرم را صلح طلبی می‌خشکاند

الیزر یودکوسکی

۲۱ آوریل ۲۰۰۹

ترجمه ضیاء صدر ۱۶ ژانویه ۲۰۲۱

F97C 4797 7F2E B716

جامعه‌های خوب آنلاین در درجه اول با امتناع به دفاع از خود از بین‌ می‌روند.

این اتفاق، همین حالا، جایی در گستره‌ی بی‌انتهای اینترنت در حال رخ دادن است. این فضا، روزگاری باغی برای بحث‌های هوشمندانه و مترقی بود. جایی که افراد باسواد و مشتاق به آن رجوع می‌کردند. افرادی که سطح بالای گفت‌وگوها آنها را جذب می‌کرد. اما زمانی می‌رسد که، احمقی وارد این باغ می‌شود. و سطح گفت‌وگوها قدری و یا بیشتر از قدری (اگر آن احمق آدم فعالی در زمینه پست گذاشتن باشد) پایین می‌آید. مسئله از جایی بدتر می‌شود که احمق مذکور در بیان افکارش آنقدر مهارت داشته باشد که ساکنین پیشین باغ وادار به واکنش شوند و بخواهند کج فهمی‌های احمق را تصحیح کنند. از اینجا به بعد دیگر احمق سوار بر گفت‌و‌گوها می‌شود و سکان همه چیز را به دست می‌گیرد.

حالا دیگر باغ آلوده شده. و بازی کردن در آن کمتر سرگرم کننده است. ساکنین پیشین باغ که پیش از ورود احمق روی این جامعه باغ سرمایه گذاری کرده بودند به حضور خود ادامه می‌دهند. با این وجود، بسته به میزان آلودگی، اشتیاق آنها برای تزریق خون تازه بر پیکره‌ی باغ کاهش پیدا خواهد کرد. و اگر افراد جدیدی هم ملحق شوند، کیفیت آنها هم نسبت به قبل پایین آمده است.

کمی بعد، احمق دیگری به باغ می‌پیوندد. و دو احمق شروع به گفت‌و‌گو می‌کنند. در این لحظه، تعدادی از اعضای قدیمی که استانداردهای بالاتری دارند و بهترین فرصت‌ها خارج از باغ در انتظارشان است، آنجا را ترک می‌کنند.

من آنقدر سنم قد می‌دهد که شبکه USENET را که حالا دیگر فراموش شده به یاد بیاورم. هرچند آن وقت‌ها سنم خیلی کم بود. برخلاف اولین اینترنت که روزگاری دور در آن سپتامبر ابدی از دنیا رفت، این روزها همیشه چندین راه برای حذف محتوای ناخواسته وجود دارد. اول باید از اسپم برای این مسئله تشکر کنیم. اسپمی که آنقدر بد است که هیچ کس از آن دفاع نمی کند و البته آنقدر پرکار که هیچ کس نمی‌تواند نادیده‌اش بگیرد؛ چرا که در نهایت وجود دکمه بن ضروری است.

وقتی احمق ها تهاجم خود را آغاز می‌کنند، برخی از جامعه‌های آنلاین معمولا خود را بهتر از آن می‌دانند که از قابلیت بن کردن… آه .. برای سانسور کردن استفاده کنند.

البته، هر کسی که در محیط آکادمیک رشد کرده باشد، به خوبی می‌داند سانسور گناه بزرگی است. محیط آکادمیک همان باغ‌هایی است که دور تا دورش را دیوار کشیده‌اند و ورودی‌اش هزاران هزار دلار خرج برمی‌دارد؛ همان محیطی که دانشجویانش از نمره‌های اساتیدش وحشت دارند؛ جایی که اگر سرایدار ناخواسته وسط جلسه‌ای حرفی بزند، آسمان به زمین می‌آید.

زمانی که افراد در باغی که شب و روز مراقبش هستند، زندگی می‌کند، خیلی طبیعی است که در مورد بدی‌های سانسور ساده‌لوحانه فکر کند. مثل این است که مرزهای کشوری پر از سربازان مسلح و شهر محل سکونتش پر از پلیس باشد و آن وقت کسی ساده لوحانه در مورد فضائلی همچون صلح‌طلبی بی‌قید و شرط حرف بزند. تا زمانی که افرادی مشغول مراقبت هستند، رفتار درستکار مابانه چنین شخصی هزینه‌ای برایش نخواهد داشت.

اما در جامعه‌های آنلاین نمی‌توان انتظار داشت که مراقبان بی‌اعتنایی کنند و همچنان به انجام وظیفه ادامه دهند. جامعه‌های آنلاین در واقع بهای پاک‌بودنشان را می‌پردازند.

در ابتدا که جامعه آنلاین در مسیر رونق است، سانسور کردن وحشتناک و غیرضروری به نظر می‌رسد.

“هنوز هم اوضاع خوب پیش می‌رود”

“شخصی احمق است، توجه نکنید”

“اگر نتوانیم یک احمق ساده را تحمل کنیم، پس لابد تاب و تحمل هیچ چیزی را نداریم”

کسی چه می‌داند، شاید احمق خسته شود و خودش برود پی کارش؛ بدون اینکه نیازی به سانسور باشد. و اگر عضویت در این گروه یا جامعه دیگر مثل قبل سرگرم کننده نیست، سرگرمی به تنهایی دلیل موجهی برای..آه..سانسور نیست. همانطور که بیزاری از ظاهر کسی دلیل خوبی برای پایین آوردن دک و پوزش نخواهد بود.

(البته باید به این نکته نیز توجه داشت که پیوستن به جامعه‌های آنلاین، یک فرآیند کاملا داوطلبانه است. و اگر اعضای احتمالی جدید از قیافه‌تان خوششان نیاید، در وهله اول اصلا ملحق نمی‌شوند.)

در نهایت، چه کسی سانسورکننده خواهد بود؟ به چه کسی می‌شود برای اعطای چنین قدرتی اعتماد کرد؟

آدم‌های زیادی در هر جامعه وجود دارند؛ در همان باغ‌هایی که به خوبی از آنها مراقبت می‌شود. اما اگر باغ برای یک ذره هم که شده دچار چنددستگی باشد یا که جناح‌هایی مختلف در این باغ حضور داشته باشند. در حضور این اشخاص هر تلاشی برای دفاع از این جامعه ممکن است نوعی کودتا تلقی شود. چرا که سیاست‌های داخلی جامعه آنلاین معمولا مسئله‌ی بسیار مهم‌تری نسبت به تجاوز هرزگویان به این جامعه است. این دسته از اعضا کودتایی در پیش می‌بینند و با خود می‌گویند این کیست که جرأت می کند خودش را به عنوان قاضی و جلاد منصوب کند؟ آیا چنین افرادی فکر می‌کنند مالکیتشان بر سرور به معنای مالکیتشان بر اعضا است؟ مالکیتشان بر جامعه ما؟ آیا آنها می‌پندارند که در کنترل داشتن مخزن کد، دلیل خدا بودنشان است؟

این را هم اضافه کنم که ممکن است اشخاص دیگری را نیز با خود همصدا کنند. نمونه آن اعضایی که به مدیر (ادمین یا مودریتور) یا هر کسی که بالقوه اختیار دکمه بن در دستش است، اعتماد ندارند اما در این جامعه آنلاین ساکن هستند.

باید اعتراف کنم که مدت‌ها اصلا نمی‌فهمیدم چرا جامعه‌های آنلاین برای دفاع از خود اینقدر مشکل دارند. فکر می‌کردم تنها به دلیل ساده‌لوحی محض است. به ذهنم هم خطور نمی‌کرد که این مشکلات به خاطر غریزه‌ی برابری‌طلبی اعضا برای جلوگیری از قدرت یافتن بیش از حد راهبران و سرکرده‌های جامعه است «هیچ کدام از ما از دیگری بزرگ‌تر نیست. همگی مرد هستیم و می توانیم بجنگیم. من می‌روم تیرهایم را آماده کنم » این حرف های یک قبیله‌ی شکارچی است که اسمش را فراموش کرده‌ام. (از آنجا که در میان انسان‌ها، برخلاف شامپانزه‌ها، داشتن سلاح عامل برابری است—به نظر می‌رسد که عنوان رئیس قبیله اختراع دوران کشاورزی باشد؛ دورانی که افراد دیگر مانند گذشته نمی‌توانستند همه چیز را به راحتی بگذارند و بروند.

این حرف ها شاید به این خاطر باشد که من در فضای اینترنت در جاهایی بزرگ شده‌ام که همواره یک مدیر سرور وجود داشت. بنابراین پیش فرض ذهنی‌ام این است که هر کسی که سرور را اداره می‌کند، باید مسئولیت‌های خاصی داشته باشد. شاید هم به صورت حسی دریافته‌ام که نقطه‌ی مقابل سانسور، فضای دانشگاه نیست بلکه شبکه‌ی  4chan است (که یادآوری می‌کنم فورچان هم بالاخره مکانیسم‌هایی برای جلوگیری از اسپم دارد). شاید هم همه این حرف ها برای این باشد که من در آن فضای پهناور بزرگ شده‌ام. جایی که تنها آزادی‌ای که اهمیت داشت، آزادی در انتخاب باغی درست‌و‌حسابی بود، باغی که از آن خوشتان بیاید و متقابلا از شما نیز خوشش بیاید. درست مثل اینکه آدم کشوری با قوانین دلخواهش پیدا کند. و شاید به این خاطر که فکر می‌کردم اگر کسی از جادوگر اعظم (مدیر) خوشش نیاید، کاری که باید بکند این است که همه چیز را بگذارد و برود (ماجرایی که یک بار برای خودم اتفاق افتاد و من واقعاً گذاشتم و رفتم).

و شاید به این دلیل باشد که اغلب اوقات خودم کسی بوده‌ام که سرور را اداره می‌کرده. اما من ثابت قدم هستم، همیشه نفر اول در حمایت از مدیران (مودریتورها/ادمین‌ها) بوده‌ام؛ حتی وقتی که سیاست داخلی‌شان برخلاف عقاید من بوده. من به خوبی می‌دانم وقتی یک جامعه آنلاین مدیرانش را زیر سوال می‌برد چه اتفاقی می‌افتد. هر رقیب یا مخالف من که از اعضای جامعه باشد، و به حدی محبوبیت داشته باشد که خطرناک باشد، احتمالا از زمره اشخاصی نیست که از این قدرت سانسور کردن سوءاستفاده کند. و وقتی چنین آدم‌هایی کلاه مدیریت را بر سر می‌گذارند، به صراحت از آنها حمایت می‌کنم؛ چرا که این‌ها به ترغیب نیاز دارند، نه به محدود کردن و بازداشته شدن. افرادی که در فضای دانشگاه بزرگ شده‌اند، به هیچ وجه نمی‌توانند این مسئله را درک کنند که دیوارهایی که به هر کسی اجازه ورود نمی‌دهد چقدر محکم و قوی هستند؛ دیوارهایی که مانع از ورود ترول‌ها به باغ زیبای «آزادی بیان» شان می‌شوند.

هر جامعه‌ای که واقعا مدیرانش را زیر سوال ببرد، جامعه‌ای که مدیرانش واقعا به شکل جدی سوءاستفاده گر باشند، احتمالا ارزش نجات دادن ندارد. اما تا جایی که من میبینم، همین دیدگاه نیز با سرزنش همراه است تا سعی به درک واقعیت آن.

باری به هر جهت، تا همین اواخر به این مسئله که غرایز داوطلبانه (غرایزی که می‌خواهند مانع از اعمال قدرت راهبران شوند) باعث خشکانیدن این باغ‌ها و مرگ و نابودی جامعه‌های آنلاین می‌شود، پی نبرده بودم. این اتفاق وقتی افتاد که داشتم نظرات مردم را در Less Wrong (م. وبلاگ نویسنده) می‌خواندم. هرچند یادم نمی‌آید کدام نظر خاص بود که مرا به این آگاهی رساند.

البته من بارها شاهد این اتفاق بوده‌ام. و هر بار مدیران را ترغیب و حمایت کرده‌ام؛ خواه آدم‌هایی بوده‌اند که ازشان خوشم می‌آمده یا خیر. و البته مدیران هر دفعه آنقدر مفید عمل نمی‌کردند که مانع از فروپاشی و ویرانی تدریجی جامعه خود شوند. چرا که بیش از حد متواضع بودند و به اعمال قدرت خودشان شک می‌کردند، حتی بیشتر از آن چیزی که من به عنوان یک عضو، به نحوه اعمال قدرت شک می‌کردم. جامعه‌‌ای داشتند به صورت یک دورهمی عقل‌گرایانه و خردمندانه ولی سومین گناهی که همواره دامن عقل‌گرایان را می‌گیرد عدم اعتماد به نفس است. (م. عدد سومین اشاره به مقاله دیگری از نوشته‌های نویسنده دارد)

و آن هم برای اینترنت! که هرکس بخواهد می‌تواند وارد و یا از آن خارج شود. یک جامعه آنلاین برای زنده ماندن نیاز دارد سرگرم کننده بماند. منتظر آخرین چاره‌ی مطلق آشکار و غیرقابل انکار ماندن—درست مثل این است که آدم آنقدر صبر کند که شخصی مانند یک افسر پلیس قبل از شلیک کردن صبر می‌کند—اینکه آدم وجدان خود و فضایلی که آموخته را درون قلعه‌ای با دیوارهای بلند محبوس کند و آنقدر منتظر بماند که از درست یا غلط بودن تصمیم خود اطمینان حاصل کند تا از هیچ نگاه پرسشگری نترسد— این امر چیزی نیست مگر بیش از حد منتظر ماندن. دیر اقدام کردن و خشکیدن باغ!

من دیده‌ام که جامعه‌های آنلاین عقل‌گرا به خاطر اعتماد خیلی کم به مدیران (ادمین‌ها، مودریتورها) از بین رفته اند.

البته این اتفاق‌ها هیچ وقت کارما نبوده‌اند.

اینجا شما تنها نیاز دارید به خودتان اعتماد داشته باشید.

این نقل قول که می‌گوید: «خودت را باور نکن! تنها باور کن که من به تو ایمان دارم!» برای این مساله مناسب به نظر می‌رسد.

از آنجا که با تمام وجودم معتقدم اگر نظری که بی‌کیفیت به نظر می‌رسد را می‌خواهید دیسلایک یا downvote کنید و در عین حال دریغ می‌کنید و به این فکر می‌کنید که نکند من صرفا این کار را به این خاطر که با نتیجه گیری‌اش مخالفم و یا از کسی که کامنت گذاشته خوشم نمی‌آید و یا اینکه نگران این باشید که کسی که رفتار شما را آنجا می‌بیند ممکن است شما را به تفکر گله‌ای، یک جانبه‌نگری و یا سانسور محکوم کند؛ باید بهتان بگویم که نه بار از هر ده بار، حاضرم شرط ببندم، از هر ده بار، حداقل نه بار آن کامنت مذکور یک حرف آبکی و بی‌کیفیت است.

گزینه‌ی downvote را دارید. پس از آن استفاده کنید. و یا به تاریخ بپیوندید.

پایان

یادداشت مترجم: این متن را اولین بار در ابتدای فعالیتم در جامعه‌های آنلاین مرتبط به بیتکوین در بخش منابع صفحه‌ی سابردیت r/bitcoin خواندم. تصویری که الیزر در این متن ارائه می‌کند تصویری بسیار دقیق از پیش‌رفت و حرکت جامعه‌های آنلاین (چه بیتکوین باشد و چه نرم‌افزار آزاد و رمزنگاری و غیره) است. هدف من از ترجمه و انتشار این متن، پیش‌رفت ارتباط و تعامل اعضای کامیونیتی‌ (باغی) است که من آن‌ را سالهاست که زیبا و سرگرم کننده می‌بینم.

این متن به هدف استفاده در گروه تلگرامی سیمرغ، وبلاگ مترجم و انتشار در مخزن منابع فارسی بیتکوین bitcoind.me آماده شده است. هرگونه استفاده از این متن و انتشار آن برای همگان آزاد و بلامانع است. امید می‌رود که این ترجمه کمکی ناچیز به رشد جوامع آنلاین فارسی در هر حوزه‌ی فعالیتی باشد.

لینک متن اصلی

https://www.lesswrong.com/posts/tscc3e5eujrsEeFN4/well-kept-gardens-die-by-pacifism

لینک مترجم

غثشا

بیتکوین و آزادی

نوشته الکس گلدستین
در تاریخ ۲۸ دسامبر ۲۰۱۸
الکس گلدستین مدیر ارشد موسسه حقوق بشر HRF است

ترجمه: ضیاء صدر
در تاریخ ۵ ژانویه ۲۰۲۱

در شهر مرزی کوکوتا، پناهندگان ونزوئلایی به سمت کلمبیا سرازیر می‌شوند و به دنبال غذایی برای سیر کردن خانواده‌شان می‌گردند. تورم بالایی که سالها وجود داشته و بیش از یک میلیون درصد تخمین زده شده؛ بولیوار را به کاغذ باطله تبدیل کرده است. بیش از سه میلیون ونزوئلایی از سال ۲۰۱۴ تاکنون از آنجا گریخته‌اند و هر روز ۵۵۰۰ نفر از کشور خارج می‌شوند. براساس اعلام سازمان ملل این مهاجرت‌ در مقیاس مهاجرت‌های صورت گرفته از کشور سوریه است و یکی از بدترین بحران‌های پناهندگی در جهان است. ونزوئلایی‌ها، ناامید و آسیب‌پذیر، بی هیچ متعلقاتی، از کشورشان فرار می‌کنند.

ونزوئلایی‌ها در استبداد زندگی می‌کنند، راهی برای اصلاح سیاست‌هایی که اقتصاد آنها را نابود کرده است ندارند، نمی‌توانند بدون ترس از مجازات، از طریق انتخابات آزاد و عادلانه، یا مبارزه، حاکمان خود را انتخاب کرده یا تغییر دهند، ساعت‌های طولانی در صف مواد غذایی ضروری و دارو می ایستند و نظاره‌گر نابود شدن پس اندازهایشان هستند؛ به نظر می‌رسد که راه دیگری ندارند.

اما نوآوری در چنین شرایط بحرانی به کمک می‌آید. امروزه ونزوئلایی‌ها برای جلوگیری از وضعیت ابرتورمی و محدودیت‌ها، نظارت و کنترل مالی، از بیتکوین استفاده می‌کنند. گمانه‌زنی‌ قیمت، کلاه‌برداری و طمع در صنعت کریپتوکارنسی، پتانسیل آزادی‌بخشی اختراع ساتوشی ناکاموتو را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. برای مردمی که در حکومت‌های استبدادی زندگی می‌کنند؛ بیتکوین می‌تواند یک ابزار مالی ارزشمند و مقاوم در برابر سانسور برای مبادله باشد.

مساله‌‌ای مانند انتقال پول را در نظر بگیرید؛ رژیم ونزوئلا بعد از نابود کردن اقتصاد داخلی، اکنون هر پولی که از خارج از کشور انتقال پیدا کند را از آن خود می‌کند. قوانین جدید رژیم، ونزوئلایی‌ها را وادار می‌کند که برای انجام تراکنش‌های خارجی به بانک‌های محلی مراجعه کنند و بانک ها را ملزم می‌کند تا اطلاعات منشا مالی افراد و خرج شدن‌ این پول را افشا کنند. طبق گفته‌ الخاندرو ماکادو(Alejandro Machado) محقق رمزارزها در Open Money Initiative ، انتقال وجه بانکی از ایالات متحده هزینه‌ تبدیل ۵۶ درصدی از دلار به بولیوار دارد و ممکن است تا چند هفته هم زمان ببرد. اخیرا بانک‌های ونزوئلایی با فشار دولت، از دسترسی افراد با آدرس IP های خارجی به حساب های آنلاین جلوگیری میکند. برای دور زدن این بروکراسی بعضی از ونزوئلایی ها شروع به دریافت بیتکوین از بستگان خود در خارج از کشور کرده‌اند. در حال حاضر این امکان فراهم است که به بستگانتان پیغامی بفرستید و تقاضای بیتکوین کنید و بعد از چند دقیقه با کارمزد کمی آن را دریافت کنید. با این کار دولت نمی‌تواند محدودیتی وضع کند. چرا که بیتکوین از طریق بانک یا هیچ شخص سومی نمی‌گذرد و مستقیما از شخصی به شخص دیگر وارد کیف‌پول شما در گوشی تلفن همراه می‌شود. سپس شما به راحتی می‌توانید بیتکوین خود را از طریق صرافی‌های محلی با پول فیات مبادله کنید و یا روی یک فلش(یا حتی فقط با به خاطر سپردن عبارت‌های بازیابی) ذخیره کرده و با کنترل کامل پس‌انداز خود از ونزوئلا مهاجرت کنید(یادداشت مترجم: نگهداری بیتکوین روی حافظه فلش یا به حافظه سپردن کلمات بازیابی آن روشی بسیار غیرامن می‌باشد و این راهکارها توصیه نمی‌شوند). روش رایج دیگر این است که پول خانواده خود را به بانکی در کلمبیا منتقل کنید، از مرز خارج شوید تا پول را برداشت کنید. سپس با پول نقد به ونزوئلا برگردید؛ که این روش زمان زیادی می‌برد، هزینه بیشتری دارد و نسبت به بیتکوین خطرات بیشتری دارد.

ونزوئلا تنها جایی نیست که افراد می‌توانند از بیتکوین به عنوان روش خارج شدن از سیستم استفاده کنند. در زیمباوه، رابرت موگابه مقدار زیادی پول نقد چاپ کرد و تورم ناشی از آن، پس‌انداز اشخاص را به کاغذهایی بی‌ارزش تبدیل کرد اما با استفاده از بیتکوین امکان چاپ بیشتر بیتکوین وجود ندارد. در چین، شی‌جین پینگ میتواند تمام تراکنش های شما را در AliPay و WePay رصد کند؛ اما نمی‌تواند نظارت گسترده‌ای بر تمام پرداخت های بیتکوینی داشته باشد. در روسیه، ولادیمیر پوتین میتواند حساب بانکی یک NGO را مسدود کند، اما نمی‌تواند کیف‌پول‌های بیتکوین را مسدود کند. در کمپ پناهندگان احتمالا نمی‌توانید به بانک دسترسی داشته باشید، اما تا زمانی که بتوانید یک اتصال اینترنت داشته باشید، می‌توانید بدون نیاز به مجوز یا احراز هویت، بیتکوین دریافت کنید.

طبعا باید به جنبه تاریک این فناوری نوظهور نیز توجه کنیم. روشنفکرانی مثل نوح هراری و ایلان ماسک هشدار داده‌اند که هوش مصنوعی و بیگ دیتا می‌توانند استبدادگران را در سراسر دنیا قوی‌تر کند. رژیم های ونزوئلا، ایران، و عربستان سعودی حتی تلاش می‌کنند شخص به شخص بودن بیتکوین را تغییر دهند و آن را متمرکز کنند تا پولی قابل کنترل مثل Petro ایجاد کنند، تراکنش‌های اشخاص را فیلتر کنند، نظارت بیشتری بر اشخاص داشته باشند، و تحریم را دور بزنند.

اما تکنولوژی‌های غیرمتمرکز می‌توانند با همه اینها مقابله کنند. به جز بیتکوین، اپلیکیشن‌ها و مرورگرهای رمزنگاری شده‌ای مثل سیگنال و تور، رمزارزهایی با حفظ حریم خصوصی مثل مونرو و زیکش، دستگاه‌های مش سیستم مثل goTenna و سیستم‌های ذخیره سازی مقاوم در برابر فیلتر مثل IPFS نیز وجود دارند. با ساخت و سرمایه‌گذاری در ابزارهایی این‌چنینی میتوانیم مطمئن باشیم که شهرهای ما، شبکه‌های اجتماعی و سیستم مالی ما ابزارهایی برای نظارت و کنترل ما نخواهند بود.

پول نقد یکی از بهترین روش‌ها برای ممارست آزادی بیان است. پول فلزی یا کاغذی عملا ناشناس است و می‌تواند بدون نظارت دولت استفاده شود. اما در جایی مثل ونزوئلا که حتی برای معاملات کوچک هم پول به صورت کیلویی وزن می‌شود، پول نقد عملا بی مصرف است و در برابر ریسک سرقت و خسارت، حرفی برای گفتن ندارد. از چین تا سوئد دولت‌ها و کمپانی‌ها ما را به سمت دنیای بدون پول نقد سوق می‌دهند. پس ضروری است که پولهای الکترونیکی همتا به همتا، توانایی استفاده از پول نقد را برای نسل آینده ما فراهم کنند. هنگامی که از نرم افزاری مثل Venmo پرداختی انجام می‌دهید، حتی اگر گیرنده آن مبلغ در مقابل شما ایستاده باشد، همچنان آن پول از سه یا چهار واسطه مالی می‌گذرد. هر واسطه‌ای می‌تواند سانسور کند، نظارت کند و سود کند. و میلیاردها انسانی که در رژیم‌های استبدادی زندگی می‌کنند نمی‌توانند انتظار داشته باشند که نرم افزارهای پرداخت در آینده نیز بی‌طرف باقی بمانند. نسیم نیکولاس طالب می‌گوید “بیتکوین مانند بیمه‌ای‌ علیه آینده‌‌‌‌ای اورولی است”. (یادداشت مترجم: جرج اورول نویسنده رمان‌ ۱۹۸۴، که در آن رژیمی سرکوبگر تمام جنبه‌های زندگی افراد را کنترل می‌کند).

بگذارید این را هم بگویم که بیتکوین هنوز هم یک تکنولوژی نو پا است و نمی‌تواند قابلیت‌های کاملی در استفاده، سرعت و حریم خصوصی را عرضه کند ولی مهندسان و دانشمندان علوم کامپیوتری فراوانی دائما در تلاشند تا این قابلیت‌ها را با ساخت اپلیکیشن‌های بهتر، ارتقای پروتکل‌ و توسعه تکنولوژی‌های لایه دوم مثل شبکه لایتنینگ(که با آن می‌توان تعداد تراکنش‌های بیشتر در ثانیه داشت و مقادیر تراکنش‌ها را مخفی نیز کرد) بهتر و پایدارتر کنند. در عین حال که تلفن‌های همراه شروع به گران شدن کرده‌اند و کار کردن با آن‌ها سخت‌تر شده و تنها در دسترس بعضی افراد قرار گرفته‌اند، بیتکوین به تغییر ادامه داده و استفاده از آن راحت‌تر و برای افراد بیشتری در آینده در دسترس‌تر خواهد بود.

کمتر از ۱ درصد از مردم جهان_ 40 میلیون نفر_ از بیتکوین استفاده کرده‌اند. اما بر اساس اظهارات بنیاد حقوق بشر بیش از ۵۰ درصد از جمعیت جهان در رژیم های استبدادی زندگی می‌کنند. اگر زمان و منابع خود را برای تولید کیف‌پول‌های کاربر پسند، اکسچنج‌های بیشتر و مطالب آموزشی بهتر برای بیتکوین صرف کنیم؛ این امکان فراهم خواهد شد که یک تغییر واقعی برای ۴ میلیارد نفری که نمی‌توانند به دولت های خود اعتماد کنند و یا کسانی که نمیتوانند به سیستم بانکی دسترسی داشته باشند، ایجاد کنیم. بیتکوین برای این افراد، راه نجات است.

لینک مقاله اصلی:

https://time.com/5486673/bitcoin-venezuela-authoritarian/?amp=true

بیت‌کوین و افسانه پرومته

بیت‌کوین و افسانه پرومته

الکساندر سوِتسکی
مترجم: Ares


طلوع یک دهه‌ی جدید چشم‌اندازهایی از پایان‌ها و شروع‌های نو را درون خود به همراه دارد. آغاز و پایان‌هایی که به نظر افسانه‌ای یا ماورایی هستند.
با سپری شدن دو دهه از قرن و تجربه‌ی حباب دات‌کام و برج‌های دو قلو و گذشت بیش از یک دهه از [2]GFC، جهان با سرعت به سمت فاجعه پیش می‌رود. فجایعی اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و ساختاری که در تمام این مدت به وسیله نیروهای متعادل‌کننده نوآوری، تولید و آزادی بیان دور نگه داشته شده‌اند.
سال ۲۰۲۰ به عنوان آغازگر دهه‌ی جدید یادآوری به موقعی از این موضوع بود که خطر در کمین است.
کار امروز را به فردا انداختن[3]، پنهان کردن مداوم ریسک، دولت رفاه‌سازی‌های اقتصادی، سطوح بی‌سابقه انبساط پولی، سانسور آزادی بیان، سیاست‌های هویت جمعی، دستورالعمل‌های خطرناک و دراکونیایی[4] برای “ایمنی” و مخاطرات اخلاقی حاصل از آن‌ها همگی دست در دست هم داده و جامعه را تو خالی و شکننده‌تر از همیشه کرده است.
جهان سرخوشانه از پیامدهای چنین تصمیماتی به این روند ادامه داده و غافل از این حقیقت است که فاجعه‌ی بعدی، تنها یک دهه نابودی اقتصادی و اجتماعی از طریق از بین رفتن تدریجی سرمایه‌های شخصی، خصوصی و طبیعی نخواهد بود؛ بلکه بنا به حکم تاریخ و نمونه‌های گذشته، شیب لغزنده استبداد را تندتر کرده و ما را به اعماق تاریک‌تری می‌فرستد.
اکنون سال ۲۰۲۰ است و واقعیت خودش را به ما رسانده….دوباره.
به ما یادآوری می‌شود که چقدر غشای آزادی، ظریف و پایداری جوامع مدرن ما، متزلزل است.
اما امیدی هست…
ما تاریکی را می‌فهمیم چرا که نور را دیده‌ایم. ما گرما را می‌شناسیم چرا که سرما را احساس کرده‌ایم. می‌توانیم علیه استبداد فریاد بزنیم چرا که آزادی را تجربه کرده‌ایم و می‌دانیم درست چیست چون همه‌ی ما اشتباهاتی کرده‌ایم.
مادامی که فراتر از افق رویداد نباشیم، در قلمرویی هستیم که واقعیت دوگانه است.
برای هر کنشی،‌ واکنشی برابر و متضاد با آن وجود دارد و تعجبی ندارد که خلق و تکثیر ابزارهای غایی اختیار و آزادی شخصی به موازات ظهور پادآرمانشهرهای تکنولوژیک جمع‌گرایانه اتفاق می‌افتند.
هیچ اهریمنی آنقدر بزرگ و تاریک نیست که همه چیز را در بر بگیرد. انسان‌ها همیشه در برابر این این اهریمنان برخواسته‌اند و این بار هم تفاوتی ندارد.
“هر چه شب تاریک‌تر باشد، روز روشن‌تری در پیش است. هر چه ستم خفقان‌آورتر باشد، روح آزادی قوی‌تر است. هر چه دشمن ترسناک‌تر باشد، قهرمان بزرگ‌تر است.
ساتوشی آن قهرمان است و همه‌ی ما ساتوشی هستیم.”
در فصلی از تاریخ که حالا در حال نوشته شدن است؛ ساتوشی پرومته‌ی امروز است که آتش را از خدایان خودخواه و پرمدعای دنیای مدرن ربود و آن را به مردم پس داد.
او بذر بیت‌کوین را در سال ۲۰۰۸ کاشت و به ما یک دهه فرصت داد تا استفاده از آن را یاد بگیریم و بنیان و پِی آن را ایجاد کنیم. این پیش‌آگاهی حیرت‌انگیز است و در قرون پیش‌رو افسانه‌ها درباره‌ی آن گفته خواهد شد.
بیت‌کوین تبدیل به نوری شده که ما را در سخت‌ترین زمان‌ها همراهی می‌کند و نمی‌توانست زمانی مناسب‌تر از حالا حضور پیدا کند.
سال ۲۰۲۰ هر دستور سفت و سخت و دراکونیایی دولتی‌ را تسریع کرد که فقط تعداد معدودی از ما سال‌ها محتاطانه درباره‌ی آن هشدار می‌دادند یا سر و صدا به پا می‌کردند:

  • نابودی حقوق مالکیت خصوصی بیو‌لوژیک ( یعنی واکسیناسیون و تست‌های اجباری برای ویروسی که هیچ علا‌ئمی از آن را نشان نمی‌دهید. )
  • تعطیلی اجباری کسب و کارهای خصوصی که مردم تمامی زندگی و پس‌انداز خود را صرف آن کرده‌اند.
  • برنامه‌ها و پروپاگانداهای کمونیستی “بازنشانی بزرگ[5]” که به شما می‌گویند ؛مالک چیزی نخواهید بود و خوشحال باشید!”
  • سیاست‌های پولی و اجتماعی مسخره‌ مانند [6]UBI و [7]MMT که سرمایه انسانی و منابع طبیعی باقی مانده از جهان را از بین می‌برد.
  • ارزهای دیجیتال بانک مرکزی‌هایی[8] که به مقامات مرکزی کنترل کاملی روی چیزهایی که می‌توانید یا نمی‌توانید بدست آورید و یا برای آن‌ها پول خود را خرج کنید و اینکه چقدر از حساب‌های شما بدزدند می‌دهد.
  • یک جنگ تمام عیار علیه حریم خصوصی، رمزگذاری و حفظ حریم اطلاعات شخصی و آزادی بیان
  • فاصله‌گذاری اجتماعی اجباری به گونه‌ای که جوامع محلی از بین بروند و ارتباط بیشتری با همنوعان خود نداشته باشید.
  • اجازه ندارید تصمیم بگیرید با چه کسی وقت گرانبهای خود را بگذرانید.
  • قانون‌گذاری سنگین نظرات و مباحثه‌ها در مدیوم‌ها و رسانه‌های آنلاین و آفلاین
  • کنترل کامل رسانه‌ها و روایت‌های جریان اصلی

و از همه بدتر، حمایت مردمی که کورکورانه در این تشنج غرق شده‌اند.

با وجود تسلط آشکار دولت، اشتباهات واضح و گستاخانه و سلسله اجبارهای پر خطایی که در این مسیر انجام شده؛ هنوز میلیون‌ها نفر از مردم از تحمیل “اجبارهای بیشتر” بر خود و مردان و زنان همنوعشان حمایت می‌کنند!

حتی ثانیه‌ای برای بررسی دقیق ادعاهای برساخته‌ی اپیدمولوژیست‌های شبه علمی صرف نمی‌شود که می‌خواهند با همه‌ی انسان‌ها به گونه‌ای رفتار کنند که انگار اعداد روی صفحه‌ها و جدول‌ها هستند؛ ولی حملات آنلاین مجازی[9]، خیانت و لو دادن همسایه‌ها،” قاتلان مادربزرگ” یا “تئوریسین‌های توطئه” نامیدن مردم به شغل پاره وقت بسیاری تبدیل شده است.[i]

ناآگاهی، ریا و ترس عمیقا توده‌ها را در خود بلعیده اما در بیت‌کوین واپسین نیروهای متعادل‌کننده حقیقت، ثبات و اطمینان را می‌یابیم.
این تقابل تا جایی که می‌تواند واضح و خشن است و به همین دلیل هم از ساتوشی تشکر می‌کنم.
او چیزی را متولد کرد که به زیربنای واقعیت گره خورده است.
چیزی که در پیوند آشوب و نظم زندگی می‌کند، جریان آنتروپی[10]را در ساختار مجسم می‌کند و فهم ما از زمان، انرژی و حقیقت عینی را به واضح‌ترین شکل شفاف می‌سازد.[11]
در حالی که حاکمیت فردی و ماهیت حقیقت از بالا به پایین توسط دولت‌ها، رسانه و روشنفکران دنیای قدیم رو به نابودی می‌رود؛ ابزاری برای واپسین نفس‌های اختیار فردی و حقیقت عینی ناب از پایین به بالا برای جهانی جدید نمایان می‌شود.
همانند موسی مدرن که از کوه پایین می‌آید، ساتوشی وایت‌پیپر بیت‌کوین را در ۳۱ اکتبر سال ۲۰۰۸ به جهان تحویل داد و به دنبال آن همه چیز عوض شد.
احتمالا زمان دگرگون‌کننده‌تری برای زنده‌ بودن وجود نداشته است. دهه‌ی پیش‌رو قطعا با مجموعه‌ای جدی از چالش‌ها همراه است. چالش‌هایی سخت همراه با استمرار زوال قانون طبیعی، منطق، حقیقت، مالکیت خصوصی و آزادی‌ها؛ ولی همه‌ی ما باید لحظه‌ای درنگ کنیم و برای معرفی کشتی نجاتی که می‌توانیم بر آن سوار شویم و به کمک آن در آینده همه چیز را باز بسازیم، عمیقا سپاسگزار باشیم.
این آتش مصون از تاریکی، همه چیز را درخشان می‌سازد.
مردم درخشندگی آن را از هر گوشه‌ی جهان خواهند دید و به سوی آن کشیده خواهند شد. آن‌ها به سمت آن می‌آیند چرا که در تاریک‌ترین زمان و مکان به درخشان‌ترین شکل می‌درخشد.

بیت‌کوین آتش است.
ساتوشی پرومته بود.
آتش را گرفت و به ما پس داد.
حال اینکه با آن چه کنیم، به من و شما بستگی دارد.

نوشته @AleksSvetski
دسامبر ۲۰۲۰

الهام گرفته از ایده‌هایی مبتنی بر بیت‌کوین، فلسفه، اقتصاد، حاکمیت و آزادی.
مشارکت‌کنندگان در این شماره:
الکساندر سوِتسکی[ii]
جف بوث[iii]
اریک کَسُن[iv]
جاکومو زوککو[v]
جیمی سانگ[vi]
پارکر لوییس[vii]
[1] پرومته یا پرومتئوس یکی از تیتان‌ها و اساطیر یونانی‌ست. او به انسان‌ها عشق می‌ورزید و بر خلاف خدایان دیگر نمی‌توانست رنج آنان را تحمل کند؛ به همین دلیل آتش را از خدایان دزدید و به انسان‌ها داد. زئوس که پیش از این احترام بسیاری برای پرومته قائل بود از این عمل بسیار خشمگین شد و او را در کوهی به زنجیر کشید.
[2] Global Financial crisis of 2007–2008
بحران مالی بزرگ قرن ۲۱ که پس رکود بزرگ سال ۱۹۳۰، بزرگ‌ترین بحران مالی تاریخ شناخته می‌شود.( مطالعه بیشتر )
[3] Kick The Can Down The Road
[4] بر آمده از دراکو، قانون‌گذار یونان باستان در آتن که به وضع و اجرای بسیار سخت‌گیرانه و خشن قوانین شهرت داشت.
[5] Great Reset
[6] Universal basic income
[7] Modern Monetary Theory
[8] CBDC (Central Bank Digital Currency)
[9] Online Shaming
[10] به زبان ساده آنتروپی یک سامانه‌ی فیزیکی، کمترین تعداد ذراتی که برای تعریف صحیح حالت دقیق سامانه لازم است، می‌باشد. ( مطالعه بیشتر، اینجا و اینجا )
[11] جمله‌ی اصلی : objective Truth with a capital T اینجا منظور این است که کلمه Truth با حرف T بزرگ نوشته شده و با بازی با حروف و کلمات مقصود این است که حقیقت به واضح‌ترین و در چشم‌ترین شکل نشان داده شده است.
[i] پی‌نوشت: خط زیر از ترجمه مقاله به خاطر گذشت زمان و تغییر عدد ذکر شده در آن حذف شده است:
حتی ثانیه‌ای برای بررسی دقیق ادعاهای برساخته‌ی اپیدمولوژیست‌های شبه علمی صرف نمی‌شود……
These are the same people who will be the first to line up and take a rushed vaccine, for a virus with a 99.6% survival rate.
ناآگاهی، ریا و ترس عمیقا توده‌ها را در خود بلعیده اما در بیت‌کوین واپسین نیروهای متعادل‌کننده حقیقت، ثابت و اطمینان را می‌یابیم.
[ii] Aleksandar Svetski
[iii] Jeff Booth
[iv] Erik Cason
[v] Giacomo Zucco
[vi] Jimmy Song
[vii] Parker Lewis

پ.ن. این متن توسط مترجمی ناشناس با عنوان Ares به دستم رسیده و من تصمیم گرفتم توی وبلاگم منتشرش کنم.

بازیابی کیف پول بیت کوین از طریق کیف پول الکترام

در مقاله قبلی در مورد ولت الکترام و نحوه ساختن آن صحبت شد.در این ویدئو به چگونگی بازیابی هر کیف پول بیت کوینی از طریق کیف پول الکترام می پردازیم.

بازیابی کیف پول بیت کوین یکی از دغدغه‌های افرادیست که به تازگی وارد این زمینه می‌شوند.

نکته اول که در رابطه با الکترام و تمامی نرم افزارها وجود داره اینه که حتما نرم افزار رو از منبع رسمی خود سایت دانلود کنید. برای دانلود الکترام از منبع رسمی به سایت https://electrum.org/#home مراجعه کنید.

برای بازیابی به این نکته دقت شود که ، بهتر است فرمت آدرس قبلی را به خاطر داشته باشید. مثلا در کیف پول کوینومی (Coinomi) ابتدای آدرس ها با bc1 شروع می شود.

در حالت کلی سه نوع آدرس وجود دارند که با bc1 یا عدد 3 و یا عدد 1 شروع میشوند.

مثال:

1BvBMSEYstWetqTFn5Au4m4GFg7xJaNVN2

3J98t1WpEZ73CNmQviecrnyiWrnqRhWNLy

bc1qrp33g0q5c5txsp9arysrx4k6zdkfs4nce4xj0gdcccefvpysxf3qccfmv3

از روی دسکتاپ الکترام را اجرا کنید. یک نام برای کیف پول خود انتخاب کرده و روی Next کلیک کنید

نوع کیف پول را انتخاب کرده و روی Next کلیک کنید. ما در اینجا Standard wallet را انتخاب می­کنیم

در این مرجله چون قصد ما بازیابی کیف پول است و Seed را در اختیار داریم گرینه I already have a seed را انتخاب کرده و سپس Next را می­زنیم

در این مرحله Seed را وارد کنید. توجه داشته باشید چون الکترام از استاندارد مخصوص به خود استفاده می­کند گزینه Next فعال نمی­شود ولی با این حال می­توان هر کیف پولی را در آن بازیابی کرد.

بر روی دکمه Options کلیک کرده و گزینه BIP39 seed را انتخاب کنید.

تقریبا تمامی کیف پول های رایج از BIP39 استفاده می­کنند.

OK را زده و روی Next کلیک میکنیم

نکته­‌ای که در رابطه با این منو وجود دارد این است که اگر کیف پول شما دارای پس­فریز است باید گزینه اول یعنی Extend this seed with custom word را هم انتخاب کنید. (اگر پس­فریز ندارید یعنی شما قبلا آن را برای کیف پول خود فعال نکرده­اید و این مرحله را رد کنید.)

و در مرحله بعد از آن پس­فریز خود را وارد کنید و Next را بزنید.

در این مرحله اگر آدرس کیف پول شما با 1 شروع می­شد گزینه اول، اگر با 3 شروع می­شد گزینه دوم و اگر با bc1 شروع می­شد گزینه سوم را انتخاب کنید و با کلیک کردن بر روی Next کیف پول ساخته می­شود.

اما نکته ای که در این مرحله وجود دارد derivation path یا مسیر تولید آدرس­ها است.

معمولا نیازی به تغییر دادن این باکس وجود ندارد چون به طور پیش فرض اکثر کیف پول­ها از آدرس­های استاندارد استفاده می­کنند که الکترام قادر است به صورت خودکار آن ها را تشخیص دهد.

ولی اگر الکترام آن ها را به صورت خودکار تشخیص نداده و یا کنجکاو هستید که بدانید مسیر کیف پول شما به چه صورت است است دو راه پیش رو دارید

اول این که باید کیف پول قبلی خود را به یاد بیاورید (برای مثال کوینومی یا لجر) و سپس وارد وب­سایت این کیف پول­ها شده تا بتوانید مسیر آنها را ببینید

راهکار دوم و راحت تر این است که وارد وب­سایت https://walletsrecovery.org/ شده و مسیر تولید تمامی کیف پول­ها را مشاهده کنید

برای مثال کیف پول لجر از m/49’/0’/0′ یا m/84’/0’/0′ استفاده می­کند.

در نسخه جدید الکترام میتوانید بر روی گزینه Detect existing account کلیک کنید تا نرم افزار به صورت خودکار کیف پول را تشخیص داده و برای شما بازیابی کند.

روی Next کلیک کرده و یک رمز عبور قوی برای کیف پول خود انتخاب کنید و دوباره Next را بزنید.

روی Next کلیک کرده و یک رمز عبور قوی برای کیف پول خود انتخاب کنید و دوباره Next را بزنید.

برای آموزش‌ ویدیویی این مطلب یا برای آموزش‌های بیشتر به کانال یوتوبم سر بزنید یا فقط کافیه اسم من رو توی یوتوب سرچ کنید

https://www.youtube.com/c/ZiyaSadr

آموزش استفاده از کیف پول با تائید دومرحله‌ای الکترام (2fa)

Electrum کیف پول های تأیید شده دو عاملی را ارائه می دهد که یک سرور از راه دور امضای مجدد برای معاملات را فراهم می کند و در صورت به خطر افتادن رایانه شما ، سطح امنیتی دیگری را به شما می افزاید.

2fa یک نوع کیف پول در الکترام است. الکترام ابزار قدرتمندی است که آپشن‌های مختلفی برای استفاده از کیف پول در اختیار کاربران قرار می‌دهد. همچنین کیف پولی ساده، امن و راحت است که نکات امنیتی نیز در آن رعایت می‌شود.

همیشه نرم‌افزار خود را از منبع و سایت اصلی دانلود کنید؛ در غیر این صورت امکان دارد که نرم‌افزار، جعلی باشد.

نصب نرم‌افزار

 برای دانلود نرم‌افزار، به بخش دانلود در سایت رفته، سیستم عامل مورد نظر خود را انتخاب کرده و آن را نصب کنید. پس از نصب، نرم‌افزار را باز کرده و برای کیف پول جدید خود، اسم انتخاب کنید. انتخاب اسم برای کیف پول بسیار نکته مهمی است.

در مرحله بعد، گزینه دوم   wallet with 2 Factor Authentication   باید انتخاب شود.

در مرحله بعدی، یک  Disclaimer یا سلب مسئولیت به ما نشان داده می‌شود که بسیار مهم است. حتما این متن را مطالعه کنید.

در Disclaimer گفته شده است که تائید دو مرحله‌ای این کیف پول، یک خدماتی است که توسط شرکت  Trusted coin ارائه می‌شود. به عبارت دیگر یک سیستم کاملا مبتنی بر الکترام نیست و در یک قسمتی از آن، کیف پول الکترام به یک سِروِر از شرکت Trusted coin متصل می‌شود. این کیف پولی که ساخته می‌شود. چند امضایی است و طرح چند امضایی آن 2 از 3 کلید است که در ادامه بیشتر به آن خواهیم پرداخت.  یکی از کلیدها نزد  Trusted coin است و یکی دیگر در کیف پول شخصی هر فرد است. کلید سوم، تا زمانی که تصمیم به بازیابی نگرفته‌اید؛ بی‌استفاده است.  برای این کیف پول می‌توان از  Google Authentication استفاده کرد. این خدمات یک هزینه‌ای دارد که در ادامه با آنها بیشتر آشنا خواهیم شد. این خدمات 2 اف ای کدی که در اختیار کاربران قرار می‌گیرد؛ بسیار کاربردی است.

مورد بعدی که مطرح می‌شود؛ درباره کوین‌های شماست که در سرویس  Trusted coin نگه‌داری نمی‌شود. این کوین‌ها نزد هر کاربر است. Trusted coinفقط یک کلید از دو کلیدی که برای انجام تراکنش نیاز است را نزد خود دارد و به شکل همیشه آنلاین به کاربر خدمات می‌دهد.

نکته دیگر درباره بازگرداندن کیف پول بدون هیچ هزینه‌ای است. کاربر می‌تواند با کلمات بازیابی خود یا همان Seed، دارایی‌های خود را برداشت کند.کلمات بازیابی را هرگز در سیستم ذخیره نکنید.next  زده و به مرحله بعدی بروید.

برای ایجاد کیف پول گزینه اول را انتخاب می‌کنیم.

در مرحله بعدی، پیش فرض بر گزینه اول است و همان باید انتخاب شود.

در قدم بعدی، کلمات بازیابی نشان داده می‌شود. حتما این کلمات باید بر روی کاغذ نوشته شود. در این مرحله نیز اشاره شده که روی کاغذ نوشته شود و ترتیب آنها بسیار مهم است. اگر در آینده تصمیم بر بازیابی کیف پول خود داشته باشید؛ حتما باید از این کلمات استفاده کنید.

هشدار بعدی که در اینجا داده می‌شود؛ این است که به هیچ عنوان کلمات بازیابی خود را افشا نکرده، به کسی نشان نداده، در هیچ وبسایتی قرار ندهید، به صورت الکترونیکی ذخیره نکرده، از آن عکس نگیرید، در ایمیل و نت گوشی نیز قرار ندهید.

نوشتن کلمات بازیابی بر روی فلز؛ بسیار محکم‌ و با امنیت بیشتری است. در مرحله بعد، باید کلمات بازیابی وارد شود.

در قدم بعدی، یک پسورد مناسب انتخاب کرده و آن را وارد کنید.

این پسورد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر کسی به سیستم دسترسی پیدا کند، می‌تواند کیف پول را باز کرده و از آن استفاده کند. پس باید پسوردی انتخاب شود که افراد دیگر نتوانند کیف پول را باز کنند.

سپس پیغامی مبنی بر این که کیف پول ساخته شده و اگر کیف پول آنلاین نیست؛ می‌توانید فایل را به قسمت دیگر ببرید و به شکل آنلاین از آن استفاده کنید؛ نشان داده می‌شود.

حتما  Terms of service نرم‌افزارهای  Open source و یا سرویس‌هایی در مورد بیت‌کوین باید مطالعه شوند؛ زیرا امکان دارد نکاتی در آن مطرح شده باشد که باید به آن توجه شود. در این قسمت باید ایمیلی وارد شود.

در مرحله بعدی باید  Google Authenticator را باز و  Scan QR codeرا زده و اسکن را انجام دهید.

 سپس کد داده شده در قسمت مورد نظر وارد شود. اگر از وسیله‌ای استفاده می‌شود که دوربین ندارد؛ می‌توان کد بالای QR code را به صورت دستی وارد کرد و بهتر است که آن نیز در کاغذی یادداشت شود.  حال کیف پول ساخته شده و از لحاظ ظاهری هیچ فرقی با کیف پول معمولی ندارد. تنها تفاوت آن این است که هروقت قرار باشد تراکنشی انجام شود، باید کد وارد شود.

ارسال بیت‌کوین

وارد قسمت  Receiveشده و آدرسی که در آن نشان داده می‌شود را کپی کرده و در اختیار شخصی که قرار است تراکنش انجام دهد؛ قرار داده می‌شود.

برای ارسال، وارد قسمت Send شده، مقدار را مشخص کرده، آدرس کیف پول مورد نظر وارد و گزینه پِی انتخاب می‌شود. در این بخش، مطابقت آدرس گیرنده و آدرسی که برای ارسال وارد می‌شود؛ از اهمیت زیادی برخوردار است. همچنین می‌توان کارمزد ماینر را تغییر داد که با توجه به آن، مقدار بیت‌کوین مورد نظر برای جابجایی نیز تغییر می‌کند. در این قسمت، فی اضافه وجود دارد.

فی اضافه عبارت است از هزینه خدماتی که کیف پول برای امضا ارائه می‌دهد و یکبار باید آن را پرداخت کرد.در پایان باید پسورد وارد و ارسال زده شود. سپس باید رمز دو مرحله‌ای نیز از اپلیکیشن وارد شود و در نهایت تراکنش انجام می‌شود.

بازیابی کیف‌پول چند امضایی

وارد کیف پول شده و  I already have a seed   انتخاب می‌شود.

 سپس کلمات بازیابی را وارد و در مرحله بعد دو مورد پیشنهاد داده می‌شود.

اگر مورد Keep انتخاب شود؛ به این معناست که همچنان قرار است از 2 اف ای استفاده شود. اگر  Disable انتخاب شود؛ کیف پولی که بازگردانده می‌شود، دارای موجودی است اما 2 اف ای آن غیرفعال شده است.  سپس یک پسورد انتخاب و وارد کرده و بعد ایمیل وارد می‌شود. در مرحله بعد، گفته می‌شود که این کیف پول با  Trusted coin رجیستر شده است. سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که قرار است با  Google Authenticator وارد شده و کیف پول را بازیابی کنید و یا آن را از دست داده‌اید.  اگر  Google Authenticator   موجود نباشد؛ آن گزینه را انتخاب و سپس باید کلمات بازیابی وارد شود. بعد کد 2 اف ای جدید داده خواهد شد که باید اسکن و مراحل قبلی تکرار شود.

در حالت معمولی کیف پول الکترام یا کیف پول‌های دیگر، فقط باید کلمات بازیابی وارد شود. در اینجا چون کیف پول چند امضایی است و سرویسی به آن متصل است؛ باید انتخاب شود که همچنان قرار است کیف پول چند امضایی باشد یا معمولی.  بعد از بازگرداندن مجدد، لازم به پرداخت هزینه دوباره برای تراکنش‌ها نیست.

اهمیت کیف پول چند امضایی این است که اگر شخصی به سیستم دسترسی پیدا کند؛ نمی‌تواند تراکنشی انجام دهد. زیرا هم باید دسترسی به کامپیوتر پیدا کرد و هم به گوشی. اما اگر کسی به کلمات بازیابی دسترسی پیدا کند؛ به راحتی می‌تواند به همه چی دسترسی پیدا کرده و سرمایه کاربر را برداشت کند.

برای آموزش‌ ویدیویی این مطلب یا برای آموزش‌های بیشتر به کانال یوتوبم سر بزنید یا فقط کافیه اسم من رو توی یوتوب سرچ کنید

https://www.youtube.com/c/ZiyaSadr

کیف پول الکترام(Electrum Bitcoin Wallet)؛ طراحی ساده با ویژگی های قوی

تاریخچه
کیف پول الکترام، یکی از قدیمی ترین کیف پول های بیتکوین است. این کیف پول در 5 نوامبر 2011 ، توسط Thomas Voegtlin ساخته شده است. Electrum یک کیف پول ساده و سبک است. در طول سال ها، توسعه دهندگان مختلف کد منبع آن را توسعه دادند. این کیف پول open source است

نحوه نصب و ایجاد کیف پول الکترام
نصب کیف پول الکترام را با سیستم عامل ویندوز آموزش می دهیم؛ چون اکثر کاربران از ویندوز استفاده می کنند.
برای نصب گام های زیر را دنبال کنید:
مراجعه به سایت رسمی الکترام ودانلود فایل نصبی
به یک نکته ی مهم امنیتی توجه کنید که همیشه برای دانلود نرم افزار و یا بروز رسانی ولت الکترام باید حتما از وبسایت اصلی استفاده شود. هیچ دکمه آپدیتی درون این برنامه قرار داده نشده است.  پس باید حتما به وبسایت مراجعه کرده و نسخه نهایی را از آنجا دانلود کنید. وب سایت های جعلی زیادی وجود دارند که هدف آن ها سرقت بیت کوین های شماست. بهتر است وب سایت را در مرورگر خود بوک مارک کنید تا در مراجعات بعدی دچار مشکل نشوید.

بر روی منوی download در بالای صفجه کلیک کنید تا صفحه ی زیر باز شود:

در بخش دانلود بر اساس سیستم عامل مورد نیازمان فایل نصبی برنامه را دانلود میکنیم .

  1. گام دوم: نصب و اجرا

پس از اتمام دانلود ، فایل نصبی را اجرا کنید تا الکترام نصب شود.در این مرحله یک مسیر برای نصب انتخاب کرده و بر روی install  کلیک کنید.همانطور که می بینید فضای بسیار کمی برای نصب نیاز دارد.سپس بر روی next بزنید.

در مرحله بعدی برای اتصال خودکار به نودهای شبکه گزینه اول Auto connect را انتخاب کرده و بر روی next کایک کنید.

در این قسمت یک نام برای کیف پولتان انتخاب می کنید. انتخاب نام بسیار ضروری می باشد، چون ممکن است شما چندتا کیف پول داشته باشید.

دکمه ی next  رو انتخاب کنید و به مرحله ی بعد بروید.

در مرحله بعدی می توانید  نوع کیف پول خود را انتخاب کنید.چهار تا انتخاب به ما می دهدکه به ترتیب:

کیف پول استاندارد

کیف پول با تایید دو مرحله‌ای

کیف پول‌های چند امضایی

بازیابی کیف پول با کلید خصوصی یا مشاهده موجودی یک آدرس دیگر

ما از گزینه اول یعنی کیف پول استاندارد استفاده می کنیم. و سپس next بزنید.

مرحله بعدی create a new seed  یا انتخاب عبارتی برای یادآوری کلید است.

در واقع seed کلمه های بکاپ یا یادآور ولت جدید است .

دکمه ی next را انتخاب کرده و به مرحله ی بعدی بروید .

در این مرحله نوع آدرس ولت را انتخاب میکنیم .که اینجا معمولا segwit پیشنهاد می شود . دکمه next  رو بزنید.

در مرحله بعدی 12 کلمه ی پشتیبان ولت را نشان میدهد.

این کلمات را باید روی کاغذ بنویسید . ترتیب این کلمات مهم است.

نکته 1: کاربرد این کلمات برای مواقعی هست که اگر کیف پول شما یا یندوز پاک شد. یا کامپیوتر خراب شد . شما برای دسترسی به ولت ها باید حتما این کلمات رو داشته باشید . واقعا مهم است که این کلمات رو یادداشت کنید و در جای امن نگهداری کنید.هیچکسی نباید از شما درخواست سید کند !

نکته 2: ولت الکترام تیم پشتیبانی ندارد ! انجمن دارد ولی تیم پشتیبانی ندارد که شما بتوانید ایمیل بدهید اگر جایی برای رفع مشکل پشتیبانی از شما درخواست کند که کلمه های سید ولت را ارسال کنید. احتمالا سارق هستند و قصد دزدی ولت شما را دارند.اطلاعات ولت را هرگز بصورت الکترونیکی نگهداری نکنید .حتما روی کاغذ بنویسید .برخی روی فلز حکاکی میکنند.

مرحله بعدی از شما می خواهد کلمه های سید را وارد کنید تا مطمئن شود شما کلمات را به درستی وارد می کنید.

12 کلمه را تایپ میکنید و دکمه ی next  را میزنید تا به مرحله ی بعدی برید .

مرحله بعدی انتخاب یک رمز عبور برای دسترسی به کیف پول است.

کیف پول شما ایجاد شد . به همین سادگی!!

نحوه ارسال و دریافت بیت کوین :

سه گزینه history  & send & reccive در صفحه اصلی وجود دارد که آنها را بررسی می کنیم.

نحوه ارسال بیت کوین: (بخش send)

برای ارسال بیت کوین باید آدرس مقصد را داشته باشید.آدرس مقصد از بخش receive و انتخاب گزینه request قابل دسترس است. گیرنده باید این آدرس را کپی کرده و برای فرستنده یا مبدا ارسال کند.می توان از کد QR هم برای انتقال استفاده کرد.

فرستنده یا مبدا با داشتن ادرس مقصد آنرا در قسمت pay  قرار می دهد.

دقت کنید آدرس مقصد را بار دیگر چک کنید و از درستی و صحت آن اطمینان حاصل کنید.

بخش description هم میتوانید خالی بذارید یا توضیحی بنویسید.

در قسمت Amount مقدار بیت کوینی که می خواهید انتقال دهید را وارد کنید.و در آخر گزینه ی pay را انتخاب کنید .در مرحله بعدی با یک نوار غلطان امکان انتخاب میزان هزینه تراکنش یا fee را دارید.

سپس پسورد را وارد کرده و ارسال کنید.

تراکنش انجام شد و این هم شناسه تراکنش شما که به صورت هش می باشد.

آموزش استفاده از کیف پول بیتکوین سامورایی samourai wallet

کیف پول سامورایی کیف پولی اپن سورس می‌باشد که به منظور نگهداری بیتکوین ارائه و در حال حاضر فقط نسخه آندروید آن ارائه شده و فاقد نسخه‌های ویندوز و ios است. برای دانلود کیف پول سامورایی و سایر کیف‌پول‌ها الزاما می‌بایست به وب‌سایت آن کیف مراجعه نمایید، در غیر این‌صورت این احتمال وجود دارد که طعمه کیف پول‌های جعلی شوید و دارائی شما توسط افراد سودجو به سرقت برود. برای دانلود کیف‌ پول سامورایی بر روی گوشی تلفن همراه خود، به سایت آن به آدرس https://samouraiwallet.com/ مراجعه و نرم‌افزار را از قسمت download دریافت نمایید. 

با کلیک بر روی گزینه‌ی دانلود، امکان دانلود فایل apk و نیز دانلود از طریق گوگل پلی را خواهید داشت. نکته مهم این که برای دانلود نرم‌افزار به هیچ عنوان به صورت مستقیم به گوگل‌پلی مراجعه ننمایید، زیرا ممکن است نسخه جعلی و کپی که بسیار شبیه نسخه اصلی است را دانلود نموده و مورد دست‌برد قرار بگیرید. تمرکز کیف پول سامورایی بر ۳ موضوع است: حریم خصوصی، امنیت و قابلیت‌ها (برای مشاهده قابلیت‌های کیف پول سامورایی به قسمت Features مراجعه فرمایید.)

پس از دانلود فایل apk و اجرای آن وارد صفحه‌ای می‌شوید که در آن شما باید Mainnet را انتخاب نمایید. گزینه دیگر Testnet  مربوط به شبکه آزمایشی سامورایی والت می‌باشد که کاربرد آموزشی دارد.

در مرحله بعد بر روی گزینه Start New Wallet کلیک نمایید تا وارد صفحه PASSPHRASE شوید. در این قسمت شما باید یک کلمه وارد نمایید که ین کلمه امتداد عبارات بازیابی شماست، بسیار دقت کنید چرا که این کلمه بسیار مهم است و نباید آن را با پسورد اشتباه بگیرید. این کلمه به عبارت 12 کلمه‌ای بازیابی شما اضافه می‌گردد و برای بازیابی کیف پول، ضروری و الزامی‌ است.

بهتر است این کلمه pass phrase را در کنار ۱۲کلمه بازیابی یادداشت نکنید، چرا که اگر عبارت بازیابی ۱۲ کلمه‌ای شما به دست فرد یا افراد غیرمجاز افتاد، امکان ورود به والت و دستبرد به دارایی شما را نداشته باشند. اهمیت پس‌فریز به قدری زیاد است که هنگام نصب خود سامورایی به شما هشدار می‌دهد که این عبارت به هیچ عنوان توسط تیم‌ سامورایی قابل بازیابی نیست و باید در نگهداری آن کوشا باشید. پس حتما پسفریز را روی کاغذی دیگر یادداشت کنید و به شکل خوب از آن نگهداری کنید. مجددا تاکید میکنم که بدون پسفریز شما به تنهایی و فقط با ۱۲ کلمه بازیابی امکان بازیابی ندارید!!

پس از وارد کردن پس‌فریز وارد صفحه تعریف پین‌کد می‌شوید که می‌بایست عددی ۸ رقمی را به عنوان پین‌کد به منظور ورود به اپلیکیشن تعریف نمایید.

پس از تعریف پین‌کد وارد صفحه عبارات بازیابی 12 کلمه‌ای می‌شوید که می‌بایست آنها را به همان ترتیبی که می‌بینید روی کاغذ  یادداشت نموده و در جایی امن و مطمئن پنهان کنید. از هرگونه ذخیره به صورت عکس، نوت، اسکرین شات و غیره در گوشی تلفن همراه خود بپرهیزید، در غیر این‌صورت کلمات بازیابی خود را به راحتی در معرض ریسک سرقت شدن قرار داده‌اید.

در صفحه بعد گزینه‌های مربوط به حریم خصوصی را مشاهده می‌نمایید و سپس وارد کیف پول می‌شوید. در این قسمت با کلیک بر روی علامت + در انتهای سمت راست صفحه، گزینه‌های موجود به نمایش در می‌آید. در این آموزش صرفا به دو گزینه آخر یعنی ارسال و دریافت (send و receive) می‌پردازیم.

برای دریافت بیتکوین بر روی گزینه receive کلیک کرده و در صفخه مربوطه آدرس کیف‌پول سامورایی هم به شکل QR code و هم به شکل لینک موجود می‌باشد. قابلیتی که این کیف پول را متمایز کرده این است که شما می‌توانید آدرس‌های مختلفی را تولید کنید.

آدرس تولید شده را در صرافی یا کیف پول مبدأ وارد و یا از قابلیت اسکن QR code که معمولا در کیف‌پول‌های دیگر تعبیه شده است استفاده کنید. سپس مقدار بیت‌کوینی که تمایل به انتقال آن دارید را انتخاب و ارسال نمایید.

یکی دیگر از قابلیت‌های کیف‌پول سامورایی افزایش هزینه انتقال یا Boost Transaction Fee است. این قابلیت به شما امکان می‌دهد با افزایش هزینه انتقال، در مدت زمان کمتری بیت‌کوین انتقالی را دریافت نمایید.

برای ارسال بیت‌کوین نیز به قسمت Send رفته و همانند مراحل دریافت، ابتدا اقدام به تهیه آدرس کیف پول مقصد از طریق اسکن QR code و یا کپی پیست آدرس مقصد، در قسمت مربوطه و تعیین میزان بیکوینی که می‌خواهید انتقال دهید نموده و پس از تعیین میزان کارمزد (فی) انتقال، بر روی گزینه send کلیک نمایید. توجه نمایید که هرچه کارمزد انتقال بیشتر باشد، انتقال بیت‌کوین در مدت  زمان کمتری صورت می‌گیرد. پس از تایید، سامورایی اقدام به ساخت تراکنش، امضا و انتشار آن در شبکه نموده و به کیف پول مقصد منتقل می‌کند.

در پایان تاکید می‌شود هدف این نوشتار صرفا نصب و آموزش استفاده‌ی ساده و اولیه از کیف پول سامورایی است. آموزش‌‌های تخصصی‌ و سایر تنظیمات این کیف پول، در آموزش‌های بعدی تقدیم خواهد شد.

برای آموزش‌ ویدیویی این مطلب یا برای آموزش‌های بیشتر به کانال یوتوبم سر بزنید یا فقط کافیه اسم من رو توی یوتوب سرچ کنید

https://www.youtube.com/c/ZiyaSadr

مارپیچ مرگ بیت کوین چیست و آیا این اتفاق می‌تواند رخ دهد؟

در سال ۲۰۱۸ گزارش‌های زیادی در مورد تحقق اتفاقی به نام «مارپیچ مرگ» یا Bitcoin Death Spiral در شبکه بیت‌کوین منتشر شد، که برای سرمایه‌گذاران در مورد روند کوتاه مدت بیت‌کوین ایجاد نگرانی کرده است. برای بررسی این موضوع پاسخ یکی از محققان معروف و شناخته شده به نام آندریاس آنتونوپولوس را بررسی خواهیم کرد که این رخداد را دور از ذهن می‌داند.

به زبان ساده در شبکه بیت‌کوین، استخراج‌کننده‌ها هر 10 دقیقه یک بار، بلاک‌های حاوی تراکنش‌ها را پیدا می کنند. پس از استخراج ۲۰۱۶ بلاک، شبکه به طور خودکار سختی استخراج هر بلاک را تعدیل می‌کند به طوری که اگر قدرت پردازش شبکه دچار کاهش شد، استخراج کننده‌ها بتوانند بیت‌کوین را با صرف پردازش کمتری استخراج کنند. همچنین اگر قدرت پردازش بیشتری در شبکه بوجود بیاید، استخراج کنندگان با سختی بیشتری بیت‌کوین را استخراج کنند.

مارپیچ مرگ بیت کوین به وضعیتی گفته می‌شود که تنظیم سختی شبکه پس از گذشت ۲۰۱۶ بلاک به درستی انجام نشود و این به دلیل سرعت بالای خروج استخراج‌کننده‌ها از شبکه به دلیل کاهش سود استخراج بیت‌کوین می‌باشد(به دلیل کاهش سریع قیمت).

آنتونوپولوس اینگونه توضیح می‌دهد: “بعضی از مردم تصور می کنند که اگر مارپیچ مرگ اتفاق بیفتد، بسیاری از استخراج‌کنندگان می‌ گویند: خوب، من دیگر به اندازه کافی سود نمی‌کنم چون نرخ هش ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده، پس من دستگاه‌های ماینر خود را خاموش خواهم کرد، که خود باعث می‌شود نرخ هش کاهش بیشتری پیدا کند، و در نهایت به کندتر شدن شبکه منجر شود. در نتیجه این چرخه ادامه پیدا کرده و باعث می‌شود نرخ هش کاهش بیشتری پیدا کند، شبکه کندتر شود و اینگونه مارپیچ مرگ رخ خواهد داد و هیچگاه سختی شبکه به درستی تنظیم نخواهد شد.

با این حال، بعید است این پدیده بر روی پروتکل بیتکوین تحقق یابد، زیرا ماینرها در این اکوسیستم، بیت‌کوین را با استراتژی بلند مدت استخراج می‌کنند.

اکثر مراکز عمده استخراج بیت‌کوین، برق و تجهیزاتی را در اختیار دارند که می‌تواند برای سال‌ها استفاده شود. ماینرها به اپراتورهای شبکه وابسته نیستند تا به صورت هفتگی خواسته‌های آن‌ها را برآورده کنند، به ویژه در مناطقی مانند چین که در آن بسیاری از مراکز استخراج بیت‌کوین در مناطقی کار می‌کنند که دارای برق ارزان و آب و هوای سرد می‌باشد. این مراکز باید تولید برق بلند مدت را برای تأمین امکانات خود حفظ کنند. در واقع ماینرها به طور طبیعی به دنبال نتایج میان مدت و بلندمدت می باشند.

. از اینرو اگر قدرت هش بیت کوین کاهش پیدا کند و استخراج آن به دلیل افت قیمت سود کمتری داشته باشد، ماینرها به کار خود ادامه می‌دهند تا زمانی که دوباره ارزش بیت‌کوین بالا رود و استخراج دوباره به سوددهی برسد.

آندریاس آنتونوپولس در ادامه می‌گوید:

“بخشی از دلیلی که بعید است این اتفاق بی‌فتد این است که ماینرها چشم انداز بسیار بلند مدتی دارند، به این معنا که آن‌ها سرمایه‌گذاری زیادی در تجهیزات ماینینگ کرده‌اند و معمولا برای پرداخت هزینه برق برنامه‌های طولانی مدت دارند، و برق خود را به صورت هفتگی پرداخت نمی‌کنند. پس اگر آنها مجبور به صبر کردن برای سه ماه دیگر شوند تا به سوددهی برسند، تجهیزات را در محل دارند و آنها را خاموش نمی کنند. “

اتفاق غیر واقعی

مارپیچ مرگ بیت کوین ممکن است در یک شبکه عمومی بلاکچین رخ دهد و در گذشته در رمزارزهای کوچک این اتفاق افتاده است. اما، اگر قدرت هش بیت‌کوین را در نظر بگیریم، مارپیچ مرگ برای بیت کوین بسیار دور از ذهن است.

در طی دو ماه گذشته، نرخ هش شبکه بیت‌كوين از حدود ۶۰ اگزاهش تا حدود ۳۰ اگزاهش نیز كاهش يافته است.

با این حال، از ژانویه ۲۰۱۸میزان هش شبکه بیت‌کوین از ۱۲اگزاهش به ۴۰ اگزاهش افزایش یافته است، و تاکنون هر ساله قدرت هش شبکه بیش از سه برابر افزایش یافته است.

بروزرسانی مترجم: در فوریه ۲۰۲۱ میزان توان هش شبکه بیتکوین به ۱۵۰ اگزاهش رسیده و همانطور که پیش بینی می‌شد نه تنها توان پردازشی شبکه بیتکوین کمتر نشده بلکه میزان رشد آن رکوردهای جدیدی ثبت می‌کند

منبع CNN

از بیت‌کوین و ونزوئلا چه خبر؟

اگه دارین این متن رو می‌خونید مطمئنم که تب بیت‌کوین شما رو هم گرفته. بخریم؟ نخریم؟ ماینینگ کنیم؟ آقا کدوم کیف پول؟ حالا فورک بشه کوین مفت میده یا نه؟
اسپویلرتشویق میکنم که همیشه ازم سوال بپرسین، ولی هیچ‌وقت جواب بلی یا خیر گیرتون نمیاد. هیچ‌وقت هم جوابام کمتر از یه ربع نیست :-)) تو این متن هم در این باره بحثی نمیشه.

خب یه مدت پیش درمورد بیت‌کوین و بحث حفظ ارزش و مالیات توییت می‌زدم که یکی از دوستان بهم توئییت زد “از بیت‌کوین و ونزوئلا چه خبر؟”

همونطور که خیلیاتون اطلاع دارین ونزوئلا تو بحران مالی هستش و مردمش با انواع تحریم ها و تورم دست و پنجه نرم میکنن. بیت‌کوین غیرمتمرکزه، تحریم حالیش نیست و یکی از ویژگی‌‌های معروفش “ذخیره‌ی ارزش” ه. این ویژگی‌های بیت‌کوین اونو برای مردم ونزوئلا خیلی جذاب کرده. اینجا سعی میکنم هرچی درمورد بیت‌کوین و ونزوئلا میدونم بنویسم، شاید برخی مواردش جالب باشه.

اول از منابع بگم..

1. ادواردو از تیم Purse.io ه، ونزوئلاییه و درمورد تکنولوژی مینویسه. اینم بگم که یه بیت‌کوین ماکسیمالیسته.
2. ردیت بیت‌کوین ونزوئلا.

3. وبسایت های خبری مثل کوین‌تلگراف و کوین‌دسک.

از وقایع اخیری که درمورد ونزوئلا شنیدیم بحث ایجاد یه ارز رمزنگاری شده یا همون کریپتوکارنسی توسط دولت ونزوئلا بود. هنوز مستندات کافی در رابطه با این موضوع ارائه نشده. چیزی که میدونیم قراره اسم این ارز “پترو” باشه و پشتوانه هم داشته باشه که از نفت خام ه. ادواردو چند روز پیش توییت زد و اشاره ای کرد به این که “قطعا” میدونه این ارز قراره “یه توکن ERC-20 مبتنی بر بلاکچین اتریوم” باشه. مادورو رئیس جمهور ونزوئلا هم اعلام کرد که این ارز رو میخواد بین 10 کشور (احتمالا دوست و همسایه) رایج کنه و اونجاها هم مبادله بشه. 100 میلیون تا پترو قراره عرضه بشه و برخلاف رئیس جمهور، پارلمان ونزوئلا مخالفه این کاره. خیلی از تحلیل‌گران اقتصادی، علی الخصوص آمریکایی، (تناقض رو ببینید 🙂 ایجاد چنین ارزی رو احمقانه قلمداد کردن. مکس کایزر از RT هم که طرفداره بیت‌کوین هستش از این ارز حمایت کرده (آخه مکس تو دیگه چرا؟!).

کی اهمیت میده دولت ونزوئلا چیکار میکنه!

برگردیم به قبل از این ماجراها.

ماینینگ بیت‌کوین به منظور امرار معاش و به دلیل نرخ الکتریسیته ارزان تو ونزوئلا پرطرفدار بود تا اینکه واردکردن دستگاه های ASIC به ونزوئلا خیلی دشوار شد (تحریم و جلوگیری توسط دولت ونزوئلا) و دیگه مردم نمیتونستن راحت ASIC وارد کنن. یه سری گزارش ها هم وجود داشت مبنی براینکه ماموران دولتی و حتی سران مملکت کشور ونزوئلا شروع کردن به ماینینگ بیت‌کوین با دستگاه های مصادره شده. گاها سرشون هم کلاه میرفت و دستگاه‌های مدل قدیمی رو به عنوان جدید بهشون مینداختن.

(اوهوم.. 🙂

ماینرهای ونزوئلایی بعد از این رو آوردن به سراغ ماینینگ اتریوم با کارت های گرافیکی ولی باز هم تحت فشار هستن واسه همین هم خیلیاشون ماینر زیرزمینی و مخفی هستن. تا جایی که مردم ونزوئلا اطلاع دارن، ماینینگ تو ونزوئلا غیرقانونی نیست اما پلیس از ماینرها رشوه میگرفت و برخی ماینرها هم بازداشت میشدن اونم به چه تهمت هایی، جرائم سایبری و اینترنتی، دزدی برق، مساعدت به تروریسم و غیره. (خب آقا رشوه کافی نبود؟! چرا الکی مردم رو متهم میکنی) بگذریم. دیوید ریکاردو لوپز که یه ماینر حرفه‌ای تو ونزوئلا بود ولی از اونجا فرار کرد، درمورد امرار معاش با ماینینگ به CNBC گفته بود که “تو ونزوئلا با یه ریگ ماینینگ اتریوم، میشه مخارج یه خونواده رو تامین کرد”. (آقای لوپز، اینجا هم میشه 🙂 )

آمار نشون میده که معاملات بیتکوین به بولیوار تو وبسایت لوکال‌بیت‌کوین رشد چشمگیری داشته (که البته تنها دلیلش وضعیت اقتصادی ونزوئلا نیست، بالا رفتن قیمت بیت‌کوین و آگاهی بیشتر جامعه نسبت به این پدیده هم از دلایل موثر میتونن باشن). تو ماه سپتامبر ارزش هر ساتوشی (کوچیکترین واحد هر بیت‌کوین) به یک بولیوار هم رسید و الان که خیلی بیشتر از ایناست.

الان وضعیت ونزوئلا به صورتیه که بیشتر کالاهای مصرفی وارد میشه و بالا رفتن نرخ تورم زندگی رو براشون غیرمساعد کرده. برخی از کاربران ردیت گفتن که خودشون و اطرافیانشون به دلیل وضعیت نامساعد اقتصادیشون سعی میکنن اقلامی که تو ونزوئلا پیدا نمیشه رو از همون purse.io با بیت‌کوین و دیگر ارزها خریداری کنن. اقلام بهداشتی، داروهایی مثل انسولین و غیره.. (اوهووم…بیت‌کوین…هم حفظ ارزش هم واسطه مبادلاتی)

تو ردیت یکی از کاربران ونزوئلایی یه گزارش از وضعیت اونجا گذاشته که یه سری از نکات مهمش رو براتون ترجمه میکنم.

نرخ تورم امسال 4115 درصد. بزارین واضح براتون بگم ماه پیش 1 دلار میشد 22000 بولیوار امروز 97000 بولیوار. یعنی هرکی ماه پیش به ازای 100 دلار بولیوار داشت امروز به ارزش 22 دلار داره. اینجا همه چی به نرخ دلاره. میپرسین چرا؟ خب واسه اینکه همه چی وارد میشه. حتی مواد غذایی.

با این وضعیت، اگه کسی بیمار باشه، عمل جراحی داشته باشه و یا هر بیماری دیگه چی ؟ چجوری میخوان هزینه‌ی دارو و درمان رو پرداخت کنن.

مردم دارن گرسنگی میکشن، همسن و سالهای خودمون همه جا دارن گدایی میکنن و خونواده‌ها یه وعده غذا در روز بیشتر نمیخورن. پدرم به دلیل جراحی فوت شد. یه جراحی ساده، ولی نه دکترها مهارت لازم رو دارن و نه سیستم درمانی کشور قابل اعتماده، دارو هم پیدا نمیشه. اگرچه پولش رو داشتیم ولی دستمون به دارو نرسید. نایاب شده. این روزا یه بیماری به نام دیفتری اینجا شایع شده. بیماریی که سالها ریشه کن شده بود و برای اون واکسن وجود داره ولی بیش از 100 نفر تا به حال از این بیماری مردن و دست ما به واکسن نمی‌رسه. خود من هم هنوز نتونستم واکسن گیر بیارم.

خیلی از جوونا تو ونزوئلا به سمت مشاغل اینترنتی رفتن و فرصت های شغلی آنلاین خارجی رو غنیمت بشمارن ولی حقوقشون رو به دلار باید دریافت کنن. مردم مستضعف با حقوق کارگری تو ونزوئلا هرچی که بدست میارن معمولا صرف هزینه‌ی خرید غذا میشه و دیگر اشخاص هم که متعلقاتی (مثل ملک و طلا و ماشین و غیره) رو قبل از وضعیت بحران اقتصادی خریده بودن تصمیم به فروش اونها گرفتن. اغلب برای هزینه‌های درمانی یا برای مهاجرت از کشور. با این حال با این نرخ تورم و با کاهش مستمر ارزش بولیوار چطور میتونن همچین کاری رو بکنن.

این جوونا و مردمی که قصد مهاجرت دارن یا میخوان ارزش دارایی‌شون حفظ بشه چه راه حلهایی دارن؟ این کاربر میگه:

پی پل، پیازا، پیونییر: ونزوئلایی‌ها میتونن حساب پی‌پل برای دریافت دلار ایجاد کنن ولی نمیتونن اون رو به بانکشون وصل کنن. بنابراین نمیتونن اون پول رو برداشت کنن. تنها کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که پول بفرستیم و پول دریافت کنیم. این پول رو میتونیم برای صرافی ها بفرستیم ولی کارمزدشون حداقل 20 درصده که کارمزد بسیار بالاییه. حساب های پی‌پل که درست میکنیم هم با کارتهای مجازی تایید میکنیم و همیشه این ریسک وجود داره که اگه حساب مسدود بشه دیگه نتونیم اون حساب رو احراز هویت کنیم.

اسکناس دلار: خب این گزینه رو من ندارم چون حقوقم رو آنلاین دریافت میکنم ولی تصور کنید تو این وضعیت بحران اقتصادی و بالا رفتن میزان جرم و جنایت، کسی بخواد اسکناس و پول نقد نگهداری کنه. خطرش فوق‌العاده زیاده.
بیت‌کوین: با بیت‌کوین برخی از این مشکلات رفع میشه، ترسی از بسته شدن حساب نداریم. نرخ مبادله تو لوکال‌بیت‌کوین 3 درصد بیشتر نیست. خودم میتونم با هرکسی که دوست داشتم و بهش اعتماد دارم معامله کنم. خودم شخصا آدمای زیادی می‌شناسم که وقتی خواستن از کشور برن پول‌هاشون رو به بیت‌کوین تبدیل کردن. دوستان زیادی هم دارم که ماینینگ انجام میدن و از اون راه امرارمعاش میکنن.

با این‌حال از حرفهایی که خودم با کاربران دیگه زدم متوجه این شدم که استفاده از بیت‌کوین تو ونزوئلا هنوز به اون صورت (که ممکنه فکر کنید همه جا qr کد زدن و همه فروشگاه‌ها بیت‌کوین دریافت کنن و غیره) رواج نداره و مردم اغلب از قشر ضعیفی هستن که با این مفاهیم آشنایی ندارن و بیت‌کوین بیشتر بین جوونا رواج داره.

بازی تاج و تخت “جیهان وو” :-))

از سال 2013 که شرکت Bitmain شروع به ساخت دستگاه‌های Antminer کرد، کل بازار ماینینگ بیت‌کوین دست این شرکت افتاد. JihanWu صاحب این شرکت هم مهم تر از پول پارو کردن، به یه نوع قدرت سیاسی در رابطه با بیت‌کوین دست پیدا کرد. لابد براتون سوال پیش اومده که چرا این شخص خودش با این‌همه ماینر ماین نمیکنه (کی میدونه شایدم ماین میکنه و بعدش میفروشه) و پول بیشتر بدست نمیاره. چرا میفروشه؟! کی مرغ تخم طلاش رو میفروشه؟!

جیهان‌وو به یه شخصیت مهم تو فضای کریپتوکارنسی تبدیل شده. پروپاگاندا راه میندازه با یه سری آدمای دیگه و بیتکش رو میخواد به عنوان بیت‌کوین جا بزنه. ماینینگ‌پول‌ها، کوین‌ها و اکسچنج‌های مهمی زیردستش داره و واسه‌ی خرید دستگاه‌هاش هم که باید با بیتکش پرداخت کنین. جیهان‌وو یه شخصیته مثل فرانک آندروود تو سریال House of Cards به پول نیاز نداره، به قدرت سیاسی و تاثیرگذاری نیاز داره. تاثیرگذاری روی جامعه‌ی بیت‌کوین.

New Kid on the Block

بازیکن جدید از راه رسید

احتمالا خبر دارین که یه شرکت جدید به نام HalongMining یه مدت پیش یه دستگاه ماینر معرفی کرد به نام Dragonmint برای ماین کردن بیت‌کوین با قدرت 16 تراهش که از ماینر s9 شرکت Bitmain یه چند تراهشی قوی‌تره (اینو آدم بک هم تایید کرده و گفته از نزدیک دیده). میتونید از اینجا به بعد جیهان‌وو رو با قیافه ی اخمو تصور کنید 🙂 یه شرکت گمنام دیگه ای هم یه سری اعلامیه ها بابت ساخت ماینر بیت‌کوین گذاشت که چینی بود و ترجمه‌ای بابتش ندیدم (حالا بیتفیوری هم از قبل یه سری چیزا داشته، میدونم میدونم).

حالا جدیدترین انتماینر شرکت Bitmain اسمش A3 ه. برای الگوریتم blake2b که واسه یه کوین به نام سیاکوین هستش. این انتماینر 850 گیگاهش قدرت داره و چند روز پیش معرفی شد. شرکت Bitmain که با انتماینر جدیدش A3 یه دو سه روزیه مقداری سر و صدا به پا کرده، امروز درکمال ناباوری میبینه که یه Dragon باز از شرکت Halongmining معرفی شده که بیاد و آتیش به پا کنه. ماینر جدید شرکت رقیب دقیقا واسه همون الگوریتم blake2b ساخته شده تنها با این اختلاف که قدرتش 4 برابر دستگاه شرکت Bitmain هستش.یعنی 3500 گیگاهش.


تمرکززدایی در امر ساخت ابزارهای ماینینگ هم به نظر من مهمه، چرا که میتونه قدرت و تاثیرگذاری ایجاد کنه تو فضای بیت‌کوین. اگه قرار باشه ماینینگ بیت‌کوین به همین روند ادامه پیدا کنه (از راه‌حل های دیگه‌ای هم شنیدیم)، به نظرم خوبه که بالاخره کم‌کم رقابتی بین تولید‌کننده‌های دستگاه ماینر میبینیم.

سختی شبکه (دیفیکالتی)

برگردانده رضا تجری

بدون اغراق می شه گفت یکی از بهترین و هوشمندانه ترین قسمت های شبکه بیتکوین فرآیند سختی شبکه و کارکرد اون می باشد. در یک نگاه تو عکس زیر همه چی رو نشون میده که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

سختی شبکه مقدار زمانی هست که یک ماینر بتونه یک بلاک رو استخراج کنه و بعد بلاک بعدی رو استارت بزنه برای فرآند استخراج کردن!

برای این کار یک سختی در نظر گرفته شده که ساخت این بلاک از یک زمانی بیشتر یا کمتر نشه، این سختی برای اینکه در همون بازه زمانی تعریف شده همیشه ثابت بمونه هر 2 هفته یک بار تنظیم میشه بطوری که ساخت یک بلاک رو در بازه ثابت 10 دقیقه سعی می کنه تنظیم کنه. بنابراین تا الان متوجه شدیم که یک زمانی بین ساخت 2 بلاک داریم و اون مدت زمان 10 دقیقه می باشد (در بیتکوین) که با سختی شبکه تنظیم می شود.

چرا سختی شبکه مهم است ؟

سختی شبکه برای این مهمه که تضمین می کنه که در هر زمان که به شبکه استخراج کنندگان چه زیاد شوند چه کم شوند توجیعه زمانی که بین ساخت هر 2 بلاک باشه به میزان 10 دقیقه انجام بگیره، ینی هرچقدر تعداد ماینرها زیاد و کم شوند سختی شبکه به تناسب آن طوری شبکه رو تنظیم می کنه که نهایتا به طور میانگین تولید هر بلاک 10 دقیقه زمان ببره. فرض کنید که اگه این سختی ثابت باشد، با اضافه شدن ماینر ها میزان اضافه شدن هر بلاک کمتر می شوند.

چه زمانی سختی شبکه تغییر می کند؟

سختی شبکه هر 2016 بلاک تغییر می کنه، که میشه همون 2 هفته یکبار، در واقع 2016 تا بلاک که میشه 2016 تا 10 دقیقه زمان باید صرف بشه که بعد زمان تغییر سختی شبکه انجام بگیره، اما یک نکته هست ما اینجا 10 دقیقه ثابت نیست، یعنی به طور میانگین 10 دقیقه می باشد، به هر حال برای محاسبه نیازه که 2016 رو ضربدر 10 (دقیقه) کنیم که به دقیقه بدست میاد، حالا اگه ماینرهای جوری استخراج کنند که میانگین 9 دقیقه بشه این زمان تغییر سختی تغییر میکنه و می شه 2016 ضربدر 9 (دقیقه).

وقتی سختی شبکه کمتر از 10 دقیقه باشه زمان ماین هر بلاک در 10 دقیقه و در وسعت 2016 بلاک، بیشتر از 1 میشه، بدین معنی که در هر 10 دقیقه یک رابطه 1.1 بوجود میاد که داره میگه در هر 10 دقیقه ما 1 بلاک و 1 دهم بلاک داریم، که از این طریق بدست میاد:

20160 برابر بوده از ضرب 10 دقیقه در 2016 بلاک که در حالت ایده آل نیاز می باشد.

18144 هم برابر هست از ضرب 9 در 2016، و نسبت دوم هم که نسبت حالت 10 دقیقه به حالت 9 دقیقه هست.

بعد از روی این نسبت میان سختی جدید رو برای شبکه تعبیین می کنند که می شه رابطه زیر:

حالا 2 تا شرط داریم اینجا:

  • اگه عدد نسبت بزرگتر از 1 باشه (به این معنی که بلاک ها سریعتر از حالت ایده آل (10 دقیقه) استخراج شده اند)، خب پس بنابراین باید سختی شبکه زیاد بشه که بتونیم شبکه رو به سمت 10 دقیقه برسونیم.
  • اگه عدد نسبت کمتر از 1 باشه (به این معنی که بلاک ها کمتر از حالت ایده آل (10 دقیقه) استخراج شده اند)، بنابراین باید سختی شبکه کمتر بشه که بتونیم شبکه رو به سمت 10 دقیقه برسونیم.

و به این صورت سختی تنظیم می شه برای 2016 بلاک آینده که دوباره تا آن زمان با تعداد ماینرهای آن سنجیده خواهد شد.

نکته: در نظر باید داشت سختی زمانی که تنظیم میشه به گونه ای هست که از یک محدوده ای بیشتر یا کمتر نمی تواند برود، به این منظور حداقل یک چهارم برابر و حداکثر 4 برابر بشه، و بیشتر از حداکثر و کمتر از حداقل ممکن نیست.

زمان بین بلاک ها به چه شکل با سختی شبکه کنترل می شود؟

با یک مثال این قسمت رو می خوایم جلو ببریم و در ادامه اونو تو شبکه بیتکوین نشون میدیم. فرض کنیم من به شما تعدادی از اعداد بین 1 تا 100 می دم.

خب شما می تونید در هر دقیقه یک عدد بین 1 تا 100 بصورت تصادفی انتخاب کنید، اینقدر این انتخاب رو می تونید انجام بدید تا به عددی که من مدنظرم هست برسید.

فرض می کنیم من عدد 50 رو در نظر گرفتم.

براساس اینکه شما در هر دقیقه 1 تنها قادر به یک شماره بین 1 تا 100 هستید بنابراین این مورد 2 دقیقه زمان می برد. اما این خیلی آسونه، بنابراین هدف رو به 20 تغییر می دم، حالا شما می توانید هر 5/1 امتحان کنید، یا به معنی اینکه هر 5 دقیقه یک بار بدست بیاورید.

یک نکته ای که هست شاید شما بار اول که عدد رو انتخاب می کنید خوش شانس باشید و مستقیما 20 رو انتخاب کنید، ولی در بلند مدت به همان 5 دقیقه خواهید رسید و ینی به صورت هر 5 دقیقه به این شرایط می انجامد.

بنابراین بر اساس میزان انتخابی که شما می توانید انجام دهید، می توانید از مقدار هدف استفاده کنید برای اینکه چه میزان زمان طول بکشد تا عدد مورد نظر بدست بیاید.

معرفی سختی شبکه

در اینجا سر و کار با کامپیوتر هست و کامپیوتر می تونه بجای اینکه به طور مستقیم به هدف اشاره کنه بیاد اون رو به تقسیماتی از محدوده ای از اعداد تقسیم کنه و از دل اون اعداد جدیدی بدست بیاره که نهایتا به جواب یا هدف مسئله برسه.


این شماره جدید همان سختی شبکه می باشد، که درواقع خیلی ساده می شه از اون استفاده کرد برای تغییر مقدار عدد مورد نظر و بتناسب اون طول زمان مورد نظر، تمام این فرآیند در یک رابطه زیر نشان داده شده است:

نمونه های مختلفی رو برای مثال در زیر میبینیم که با تغییر سختی شبکه چطور طول پیدا کردن هدف رو سخت تر می شه کرد:

شبکه بیتکوین

برای بیتکوین همانند مثال ساده که در قبل بود کار می کنه، به این منظور فرآیند هشینگ کاندید بلاک انجام میگیره تا ماینرها بتونن بهترین شانس های خودشون رو امتحان کنند تا به عدد مورد نظر برسند، در اینجا ماینرها امیدوارند که محدوده بازه ای کمتری رو بتونن انجام بدند که سریعتر به عدد مورد نظر برسند.

از اونجایی که هزاران ماینر در حال تلاش برای بدست آوردن این شانس خود هستند، بنابراین طوری این مقدار تغییر میکنه که اطمینان حاصل بشه که با میزان کم و زیاد شدن ماینرها به اندازه 10 دقیقه به طول بیانجامه بنابراین عدد های هدف بتناسب ماینرها متغییر هستند.

معرفی اعداد هگزادسیمال

از اونجایی که اعدادی که ما با آنها در این شبکه سر و کار داریم اعداد بزرگی هستند، کامپیوتر ترجیح می ده آنها را به شکل هگزادسیمال کار کنه.

به اینصورت می شه که بعد میبینیم ارزش هش هر بلاک یک چیزی شبیه این میشه:

000000000003ba27aa200b1cecaad478d2b00432346c3f1f3986da1afd33e506

این هگزادسیمال است، ولی این درواقع همان عدد هست، اما به صورت هگزادسیمال تبدیل شده است، بنابراین ماینرها (استخراج گرها) تلاش می کنند تا به تارگت هگزادسیمال مورد نظر برسند ! شما براحتی می تونید اعداد هگزادسیمال رو به اعداد معمولی یا همون دسیمال تبدیل کنید.

به همین دلیل معمولا دیده می شه که عدد مورد نظر برای بدست آوردن دارای دسته ای از اعداد و حروف می باشند.

این نکته رو نباید فراموش کرد که از لحاظ ارزش اعداد دسیمال با فرم هگزادسیمال یکی هستند و شما می توانید براحتی آنها را به یکدیگر تبدیل کنید.

اعداد سختی شبکه در قالب اعداد اعشاری داده می شود، در حالی که شما دارید می بینید که هش مورد نظر براساس هگزادسیمال داده شده است، اما این ربطی نداره شما می توانید هگزادسیمال را دوباره به دسیمال تبدیل کنید و ببینید که در نهایت هر 2 فرم نوشتاری اعداد یک سختی شبکه یکسان خواهند داشت.

کجا می توان سختی شبکه فعلی را پیدا کرد؟

می توان با وارد کردن دستور getdifficulty در کنسول رفرنس کلاینت بیتکوین (فول‌نود) خود به این موضوع رسید. همینطور می توان سختی شبکه را توسط فرمان getmininginfo مشاهده کرد.

با اینحال اگه شما یک کلاینت از بیتکوین را ندارید، می توانید سختی شبکه را همیشه از آدرس زیر پیدا کنید:

http://chainquery.com/bitcoin-api/getdifficulty

و همینطور اگه علاقه مند هستید که سختی شبکه در طول زمان چگونه تغییر می کند، می توانید از وبسایت زیر استفاده کنید که به همراه چارت هم می باشد:

https://bitcoinwisdom.com/bitcoin/difficulty

Source: http://learnmeabitcoin.com/guide/difficulty

وقتی میگیم از اکسچنج‌ها استفاده نکنید منظورمون چیه؟

تو یه مدت اخیر کوین‌بیس یه سری حسابا رو بدون هیچ توضیحی بسته!! این سرویس قبلا هم چند ده هزارتا کوین راس اولبریخت رو هم مصادره کرد و داد به FBI #رشته‌توییت

ما ایرانیا معمولا هیچ‌جا از دیدنمون خوشحال نمیشن و چندین بار سابقه بسته شدن حسابامون رو داشتیم (پولونیکس و بیترکس در سال 2017).
ولی این یه سناریوی مهم‌ و جهانی‌تریه!!! بهش میگن “کوین‌های لکه‌دار یا کثیف”

تراکنش‌های #بیتکوین مجموعه‌ای از ورودی و خروجی‌ها هستن که فکرش رو بکنیدمثل یه متن روی کاغذ یا چک هستن با امضای منحصر به فرد خودتون. سابقه‌ی این دیتا رو هم توی بلاکچین بیتکوین میشه تا لحظه‌ی اولی که یه کوین به ماینر پاداش داده میشه دید. حالا فکرش رو بکنید یه نفر برای خرید مواد مخدر از بیتکوین استفاده کنه و بعدش فروشنده مواد اون کوین رو به صرافی بفروشه و صرافی اونو به شما بفروشه (یا کوین دزدی باشه). زمانی که اون موادفروش رو بگیرن و حساب بیتکوینش رو تشخیص بدن اونوقت میتونن بررسی کن و بفهمن الان کوینی که تو حساب شماست به اصطلاح “لکه‌دار” یا “کثیف” هستش.

حالا اکسچنج‌هایی مثل کوین‌بیس (و شاید خیلی از اکسچنج‌های دیگه) یه بلک‌لیست میسازن از کوین‌هایی که لکه‌دار هستن. اگه اون کوین یه وقت اومد تو کوین‌بیس اون حساب رو میبندن. (شبیه بلک لیستی که احتمالا برای اشخاص توی بانک‌ها و توی درگاه‌پرداخت‌ها وضع شده).

این بحث خیلی باز و مبهم هستش و سوالاتی که مطرح میشه درموردش این‌ها هستن:

  • آیا کوین‌بیس (یا هر اکسچنج دیگه) حق انجام چنین کاری رو داره؟
  • با فرض اینکه حق انجام این کار رو داره، آیا نباید مشتری‌هاش از اون لیستی که برای کوین‌های لکه‌دار ساخته اطلاع داشته باشن؟
  • آیا نباید مردم بدونن که چی کوین لکه‌دار حساب میشه چی حساب نمیشه؟ (هک، دزدی، عمق تراکنش تو بلاکچین و و و .)
  • شخصی یا اشخاصی که تصمیم گیرنده‌ن و حکم لکه‌دار بودن رو رد میکنن کیا هستن؟
  • حالا وقتی اون کوین لکه‌دار رو مصادره کرد باهاش چکار میکنه؟ آیا حالا که کوین‌بیس مصادره‌ش کرده این کوین از این به بعد تمیز میشه؟ اگه جواب مثبته اونوقت کی همچین حقی بهشون میده؟ و چه کسای دیگه‌ای اجازه مصادره و تمیز کردن کوین دارن؟
  • اگه حساب کسی رو ببندن آیا اسم و اطلاعات اون شخص رو به FBI یا دیگر اکسچنج‌ها میدن؟
  • اگه کوین‌ قبلا consolidate شده باشه (مقادیر ریز و پراکنده باهم تبدیل به یه مقدار بزرگ و واحد میشن) آیا مشکوک میشن؟ اگه تو تاریخچه‌ش لکه‌ای باشه همه‌ی اون مقادیر از این به بعد لکه‌دار هستن؟؟

باز هم سوالاتی وجود داره. ولی نکته‌ی مهم رو میخوام بگم اینجا اینکه ایرانی بودن یا نبودن تنها دلیل استفاده کردن یا نکردن از اکسچنج‌ها نیست!

  • اکسچنج یه کیک خوشمزه برای سارقین هستش و ممکنه سارق خود اکسچنج یا کابرانش رو مورد هدف قرار بده
  • اکسچنج میتونه از سرمایه شما سواستفاده کنه باری مقاصد شخصی (مثل رای دادن به خودش مثلا تو جریان EOS)
  • اکسچنج میتونه سرمایه شما رو گم کنه. سوءمدیریت کنه (mt gox و خیلی مورد دیگه)
  • اکسچنج میتونه طبق دستورهای قضایی حوزه‌های مختلف کشورهایی که توش کار میکنن و مردم قطعا از قوانینش خبر ندارن، حساب کسی رو ببنده (نه فقط ایرانی ها)
  • اکسچنج میتونه پول شما رو به سادگی و بدون ارائه توضیحات مصادره کنه چون مثلا لکه‌دار هستش.
  • اکسچنج میتونه خودش فلش‌کرش بسازه، پامپ کنه، دامپ‌ کنه و سرمایه شما رو از چنگتون دربیاره (بیتفینکس، جی‌دکس، بیتترکس)

دلایل دیگه ای که به ذهنتون خطور میکنه رو خودتون اینجا بنویسید.